تبليغاتX
خانه ترانه
 
خانه ترانه
 
 
 


فردا، پنج شنبه ،28 اردیبهشت ماه 91، « خانه ترانه » مانند هفته های گذشته از ساعت 30/13 تا 17 در «فرهنگسرای ارسباران » به مدیریت « دکتر افشین یداللهی » تشکیل جلسه خواهد داد. این جلسات به ترانه خوانی و نقد آثار اختصاص دارد.حضور در جلسه های خانه ترانه برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان است.
نشانی فرهنگسرا: بالاتر از پل سیدخندان / خیابان جلفا / فرهنگسرای ارسباران ( هنر)

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 19:14  توسط گروه نویسندگان  | 



نشست هفته گذشته « خانه ترانه » ، پنج شنبه 14 اردیبهشت ماه 91 در شرایط ویژه ای برگزار شد. ویژه به این دلیل که تصور می کنم طی سال های اخیر این نخستین باری است که نشست ادبی ای در آمفی تئاتر روباز برگزار شده باشد و ویژه تر از آن جهت که در لحظات پایانی جلسه، ترانه خوانی با نوای باران همراه شد...اما هیچ یک از این دو اتفاق نه تنها در برگزاری ویژه برنامه " رونمایی " از کتاب های " منصوره لمسو " با نام ( من فقط یک الکترون هستم ) و " عزیز عباسی" با نام ( هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست ) با حضور مهمانانی چون؛ آقایان عبدالجبار کاکایی،اسماعیل امینی، دکتر سید مهدی موسوی، یغما گلرویی، هادی خوانساری، حسن علیشیری، علیرضا بندری، مهرداد نصرتی، حمید حیدرپناه و خانم طاهره کوپالی خللی وارد نکرد، بلکه باعث شد تا جلسه نیمه اردیبهشت خانه ترانه خاطره انگیزتر شود.
به این ترتیب جلسه با برگزاری ویژه برنامه رونمایی، معرفی برخی دیگر از کتاب های شعرای حاضر در جلسه ( ارایه شده در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران) ؛ ترانه خوانی و نقد ترانه در « آمفی تئاتر روباز فرهنگسرای سرو » از ساعت 30/16 تا 46/19 به مدیریت « دکتر افشین یداللهی » برگزار شد. نگاهی داریم به آن چه در خانه ترانه گذشت ...



•زبان ترانه ، زبان رایج است
برنامه با توضیح « دکتر افشین یداللهی » درباره علت جابه جایی مکان جلسه به دلیل تداخل برنامه «خانه ترانه » با یکی از برنامه های شهرداری تهران در سالن « فرهنگسرای ارسباران » و تشکر از آقای « حمید باباوند » برای فراهم کردن امکان برگزاری جلسه در « آمفی تئاتر روباز فرهنگسرای سرو » و همکاری مسوولین فرهنگسرا برای برگزاری جلسه خانه ترانه آغاز شد. پس از این توضیح و تشکر، آقای «الیاسی » پشت تریبون قرار گرفت و غزل او ابتدا توسط « اسماعیلی امینی » مورد نقد قرار گرفت. امینی درباره غزل خوانده شده گفت: « شاعر، شعر می گوید تا موضوعی را مطرح کند. از قافیه ها به خوبی استفاده کند. این نخستین قدم برای شعر گفتن است؛ مانند راننده ای که بتواند به خوبی رانندگی کند. اما مهم این است که هدف از گفتن شعر چیست؟ مثل راننده ای که باید هدفش از رانندگی مشخص باشد. غزلی که خواندید، موضع نداشت. تاثیر عاطفی ای هم بر مخاطب نداشت. عاقلانه بود؛ نه عاشقانه. بنابراین به نظر من غزل اتفاق نیفتاده بود.»
دکتر افشین یداللهی نیز با اشاره به بیت ( از چشم هم افتاده بودند اولش، بعداً / افتاد بین نادر و سیمین جدایی ها ) گفت : « اولا، از " نادر " و " سیمین " مثل دو اسطوره استفاده کرده اید؛ اسطوره هایی که حالا بین شان جدایی افتاده است. این دو شخصیت جایگاه شان در ادبیات ما به اندازه ای نیست که " مصداق جدایی " خاصی باشند. دوما؛ استفاده از این دو نام، برای شعرتان " تاریخ مصرف" معین می کند. سوما؛ این جدایی، در عالم سینما اتفاق افتاده است ولی در ادبیات، مساله شاخصی محسوب نمی شود که به آن استناد کرده اید؛ هرچند این فیلم توانسته موفقیت بزرگی کسب کند. »
پس از آن خانم «قوامی » و آقای «حقیقی » پشت تریبون حاضر شدند و ترانه های شان توسط « حمیدرضا صمدی»، « دکتر افشین یداللهی» و « مهدی ایوبی» مورد نقد قرار گرفت.
ترانه آقای « بکرانی » از اصفهان ، ابتدا توسط مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت. ایوبی با اشاره به بیت ( چه حس خوبیه با چشم بسته، قدم بشماری تا آخِر کوچه / بباره رو سرت بارون احساس، بشی تنهاترین عابر کوچه ) در نقد کار گفت:« اصل، بر قافیه دار نوشن است. اما از قافیه استفاده می کنیم تا کار " زیباتر" شود. شما دو کلمه ی " آخِر " و " عابر" را قافیه کرده اید. ما در محاوره ، " آخُر " می گوییم نه " آخِر" .
اسماعیل امینی اما در نقد کار آقای بکرانی گفت: « به استفاده از کلمه " آخِر " اشاره کردند. به نظرم استفاده از این کلمه با همین اِعراب درست است. به این دلیل که در بسیاری از شهرستان ها این کلمه را با همین اعراب استفاده می کنند. نمی توان گفت چون در تهران این کلمه را " فتحه " تلفظ می کنند، استفاده آن با " کسره" نادرست است؛ زبان تهرانی، زبان معیار نیست.»
دکتر افشین یداللهی درباره استفاده از کلمه آخِر گفت: « زبانی که در ترانه استفاده می شود، زبان رایج است ؛ مگر این که ترانه ای به زبان محلی یا فولکلور گفته شود. در زبان فارسی که اکثر ترانه های پاپ به همین زبان سروده می شود، کلمه آخر به اعراب " فتحه " یعنی به صورت " آخُر" استفاده می شود. »
اسماعیل امینی درباره استفاده از زبان و لهجه های دیگر در شعر و ترانه گفت:« استفاده از لهجه های دیگر، استفاده از امکانات زبان فارسی است. ممکن است این لهجه ها خیلی هم خوب با ملودی جواب بدهند. اما اینکه زبان تهران را زبان معیار بدانیم، درست نیست.»
« سعید کریمی » نیز درباره این بحث این طور نظر داد که : « بخشی از گفته های جناب امینی را می توان قبول کرد؛ مثلا کلمه " چشم " با دو اعراب " فتحه " و " کسره" روی حرف " چ " خوانده می شود؛ حتی در اجرای ترانه ها. در این حد مشکلی نیست . اما بیش از این حد که باعث نارسایی کلام شود،مانند استفاده از کلمه " آخِر" در ترانه ای که شنیدیم، قابل قبول نیست. »

•در سرای اهل قلم
ترانه های « گلناز میرترابی » و « آقای رادمهر» توسط اسماعیل امینی، حمیدرضا صمدی و سعید کریمی مورد نقد قرار گرفت. پس از آن آقای « عرب عاملی » پشت تریبون قرار گرفت.
او پیش از خواندن غزلش، درباره برنامه ویژه " سرای اهل قلم "در نمایشگاه کتاب گفت : « روز شنبه 23 اردیبهشت ماه 91، در سرای اهل قلم، برنامه تجلیل از افرادی که کتاب منتشر کرده اند، برگزار خواهد شد. خوشحال می شویم دوستان خانه ترانه می توانند همراه با آثارشان در این برنامه حضور داشته باشند.» سپس آفای عرب عاملی غزلی را خواندند که ابتدا توسط اسماعیل امینی مورد نقد قرار گرفت.
اسماعیل امینی با اشاره به استفاده از فعل " گیر می دهند" در غزل خوانده شده گفت: « استفاده از این فعل در غزل درست نیست. به این دلیل که این فعل، به تازگی ، نزدیک به 15-10 سالی است که وارد فرهنگ زبانی ما شده است. بنابراین نباید از آن استفاده کرد. »
دکتر افشین یداللهی نیز این پرسش را مطرح کرد که : « به نظرتان استفاده از این فعل، دوگانگی زبان ایجاد کرده است؟ »
که پاسخ اسماعیل امینی به این پرسش مثبت بود.
« حسن علیشیری » درباره استفاده از این فعل در غزل خوانده شده این طور نظر داد که : « فعل " گیر می دهند" یک " Slang " است. این عبارت ها را نمی توان تغییر داد. به این معنی که شما باید از این فعل به همان شکل رایج آن یعنی " گیر می دن" ، نه " گیر می دهند" استفاده می کردید. از طرفی برخی از این " Slang" ها برای مدتی وارد زبان می شوند، اما لزوما بسیاری از آنها باقی نمی مانند و بعد از مدتی از دایره واژگانی مردم حذف می شوند.»

دکتر افشین یداللهی درباره جایگاه " Slang" ها در زبان گفت: «نمی توان برای " Slang " ها محدوده مشخصی را قایل شد. ممکن است یک " ترکیب" برای گروهی از مردم " Slang " محسوب شود، اما برخی دیگر نه. شرایط سنی، اقتصادی، اجتماعی و محل زندگی افراد نیز در این که کمله ای را " Slang " بدانند یا نه ، دخیل است.»

•انتقال حس با فضاسازی
« الهام صداقتی» نقر بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت. سعید کریمی با اشاره به مصراع ( سرم گرمه، دلم پرواز می خواد؛ دو روزم سهم من باشی، دو روزه ) گفت: « اصطلاحات را باید به درستی به کار برد. اصطلاح اصلی، " یه روزِشَم، یه روزه " است. پس اگر آن را تغییر دهیم، دیگر کارکرد خودش را ندارد. »
اسماعیل امینی اما درباره این نکته نظر داد: « به نظرم استفاده از برخی نشانه های خاص مثل همین " دو روزه" خوب است. اگر از همان نشانه های عمومی استفاده شود، از خاص بودن شعر عاشقانه کم می شود. لزومی ندارد شاعر از نشانه های عام زبان استفاده کند. »
مهدی ایوبی نیز گفت: « ترانه سرا،باید به مرز خواسته های مخاطب برسد. به این معنی که چیزی را بنویسد که مخاطب در روزمره اش می شنود یا می بیند؛ در افکارش وجود دارد؛ در عاشقانه هایش به آن فکر می کند. امروز اگر ترانه ای مورد توجه قرار می گیرد، یکی از دلایلش آن است که به زبان مخاطب عام نزدیک شده است. در این جا اصطلاح " یه روز " ، " اندک بودن فرصت، زمان و.. " را نشان می دهد. هرچه قدر از این " یک "، عدد بیشتر شود، ارزش اش کمتر می شود. »
اسماعیل امینی در ادامه نقد این طور نظر داد : « اما به نظرم اصطلاح استفاده شده در کار خانم صداقتی درست است. اصلا شاید خواسته با آوردن " دو روز " ، یک اصطلاح جدید بسازد. »
سعید کریمی اما معتقد بود: « ما می توانیم در شعر، بعضی کلمه ها، فعل و.. را تغییر دهیم، اما نمی توانیم " اصطلاح را تغییر دهیم" . مگر این که اصطلاحی که می سازیم به قدری خوب باشد که بتواند به یک " اصطلاح رایج " تبدیل شود. در غیر این صورت نادرست است. »
پس از آن ترانه « مسعود آقایی » از اصفهان توسط مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت. نفر بعدی که پشت تریبون قرار گرفت، « زهرا زواری » بود.
« دکتر سید مهدی موسوی» در نقد کار زهرا زواری گفت: « کار، آشنایی زدایی های خوبی داشت مثل جایی که گفته بودید، " دیوار به شما مشت می زند،نه شما به دیوار" . اما پایان بندی کار ضربه زنندگی کافی را نداشت. از طرفی بهتر است از به کار بردن " دو صفت " پشت سر هم اجتناب کنید. به این دلیل که تتابع اضافات زیاد می شود. بهتر است به جای استفاه از " صفت " ، با " فضاسازی "، " حس " را به مخاطب منتقل کنید. »

•هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست
نخستین برنامه رونمایی، به کتاب « هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست »، نخستین مجموعه ترانه ها و محاوره های " « عزیز عباسی » اختصاص داشت.
عزیز عباسی پس از قرار گرفتن پشت تریبون درباره کتاب گفت : « این مجموعه که به تازگی توسط " نشر شانی " به نمایشگاه کتاب تهران ارایه شده است، شامل 39 ترانه و کار محاوره است. »
مهدی ایوبی درباره کارهای عزیز عباسی گفت: « یکی از نکات مهم در کارهای عزیز عباسی، " رفاقت " است. او در اکثر کارهایش به این مساله به خوبی پرداخته است. »
علیرضا سلیمانی نیز این طور نظر داد که: « برای عزیز عباسی ، " فرم " در کارها بسیار مهم است. به همین دلیل هم تلاش می کند فضاهای تازه ای را تجربه کند. این قدرت رسیک به کارهای او ویژگی خاصی می دهد. »
دکتر افشین یداللهی درباره حمایت از همکاران گفت:« هرچند خواندن مجموعه آثار دوستان خواندنی است، اما به نظرم دوستان با خرید کتاب های یکدیگر می توانند از همکارشان حمایت کنند. »
عزیزعباسی با خواندن دو کار از کتاب حاضر، تریبون را ترک کرد.

•نقش ارجاع درون متنی
پس از اولین رونمایی، « حسین غیاثی » پشت تریبون قرار گرفت. ترانه او توسط اسماعیل امینی مورد نقد قرار گرفت. پس از آن ابتدا « وحید پور زارع » تازه ترین مجموعه اثر خود با عنوان « اقیانوس در حمام» را معرفی کرده و با خواندن یک کار از همین مجموعه تریبون را ترک کرد.
نفر بعدی ای که پشت تریبون قرار گرفت ، « علیرضا بندری » بود. کار او توسط دکتر سید مهدی موسوی مورد نقد قرار گرفت. ترانه « امیر توده فلاح » نیز توسط اسماعیل امینی، دکتر سید مهدی موسوی، مهدی ایوبی و حسن علیشیری مورد نقد قرار گرفت.
پس از آن نوبت به « طاهره کوپالی » رسید. دکتر سید مهدی موسوی در نقد کار کوپالی گفت: « ارجاع های درون متنی به کار شکل می دهد؛ به ویژه درباره " چهارپاره " ؛ چرا که اگر در چهارپاره ارجاع های درون متنی وجود نداشته باشد، مخاطب حس می کند شاعر می توانست کار را چند بند دیگر ادامه داده یا چند بند زودتر تمام کند. »
دکتر موسوی درباره قالب چهارپاره گفت: « چهارپاره تیغ دو لبه است. به این دلیل که قالب ، تا حدی ساده است به ویژه در وزن ( فاعلاتن، مفاعیلن، فعلن ) که به گفتار خیلی نزدیک است. این دو مساله گاهی شاعر را دچار این قالب و وزن می کند. در حالی که تعادل بین " فرم " و " محتوا" باید باعث شود تا شاعر قالب چهارپاره را انتخاب کند، نه سادگی آن.»
پس از آن « هادی خوانساری» پشت تریبون قرار گرفت. او پیش از خواندن کار، درباره آخرین کتابش با عنوان « هاوانا، بیروت، آبادان » گفت: « بخشی از این کتاب مجموعه ای از غزل ها و بخش دیگر بحث تئوریک در غزل پیشرو است. » غزل خوانساری توسط دکتر افشین یداللهی، سید مهدی موسوی و اسماعیل امینی مورد نقد قرار گرفت.
در انتهای این بخش، « فاطمه محسنی » پشت تریبون قرار گرفت و با خوانده یک کار با مضمون اجتماعی تریبون را ترک کرد.

•من فقط یک الکترون هستم
دومین برنامه رونمایی به دومین مجموعه از آثار « منصوره لمسو» با عنوان « من فقط یک الکترون هستم» اختصاص داشت. منصوره لمسو پس از قرار گرفتن پشت تریبون درباره مجموعه حاضر گفت: « این مجموعه، شامل 27 چهارپاره است. طرح جلد آن کار " مهدی نور قربان " است. این مجموعه به تازگی توسط "نشر شانی " برای ارایه در نمایشگاه کتاب تهران به چاپ رسیده است. »
منصوره لمسو سپس با این توضیح که مجموعه اول این کتاب تقدیم شده به " استخوان های دوست داشتنی مادرم" که از مجموعه حذف شده است. او سپس با خواندن همان چهارپاره و چهارپاره دیگر، تریبون را ترک کرد. به این ترتیب برنامه رونمایی آثار دو نفر از دوستان خانه ترانه به پایان رسید.

•حتی پلاک خانه را
نفر بعدی که پشت تریبون قرار گرفت، دکتر سید مهدی موسوی بود. او پیش از خواندن کار، تازه ترین مجموعه شعرش با عنوان « حتی پلاک خانه را » را معرفی کرد. دکتر موسوی در توضیح این کتاب گفت: « مجموعه حاضر شامل 19 شعر با موضوع جنگ در قالب های مختلف شامل آزاد، سپید، ترانه و.. است. »
او ادامه داد : « مجموعه دیگر با عنوان " پرنده کوچولو " نیز با اصلاحاتی به چاپ دوم رسیده که آن هم در نمایشگاه کتاب در دسترس علاقه مندان قرار دارد.» او پس از خواندن کاری از مجموعه " حتی پلاک خانه را "، تریبون را ترک کرد.
پس از او، « محمد حسینی مقدم» ، « حمید حیدرپناه» و « امیر حسین کاکایی » پشت تریبون حاضر شدند.


•غزل 60، خیالی بود
« عبدالجبار کاکایی» ، پس از حضور پشت تریبون و پیش از خواندن کار، ابتدا درباره فضای غزل دهه 60 و مقایسه آن با غزل امروز این طور گفت که : « ادبیات قرار است زمینه ای برای تعالی انسان باشد. اما گاهی ناملایمات، شکست ها و رویدادهای تاریخی، شرایطی را ایجاد می کند که شعر وارد فضاهای تلخی می شود. مساله ای که پس از دهه 60 اتفاق افتاد. غزل دهه 60، فضای " خیالی " و " انتزاعی " داشت. متعلق به دنیای قدیم بود؛ هرچند رویکرد اجتماعی داشت. اما فضایی که غزل دهه 60 تصویر می کرد، همان فضاهای خیالی بود. »
او ادامه داد:« اما غزل امروز دست به " تابوشکنی " زده است. البته در مواردی این تابوشکنی ها به حدی زیاد می شود که مضمون به سمت "نمایشی بودن " و " مخالف نمایی " پیش می رود. من و برخی از دوستانم راه مان از غزل جدا کردیم. دلیل من این بود که احساس کردم نمی توانم تغییری در فضای غزل ایجاد کنم. به همین دلیل به سمت گریزگاه دیگری رفتم تا به فضایی که غزل در آن است دچار نشوم. مرحوم « قیصر امین پور » و مرحوم « سید حسن حسینی » نیز از مسیر غزل خارج شدند و به سمت گریزگاه دیگری رفتند تا به همان اتفاق دچار نشوند.»
عبدالجبار کاکایی صحبت هایش را این طور پایان داد : « حقیقتا غزلی که به نام " غزل مدرن " در حال حاضر وجود دارد، در مجموع حرکتی است که باید آغاز می شد. اگرچه هنوز شکل و صورت آن ساخته نشده است، اما تغییرات آن " کاملا عمقی " است . چون این نوع غزل قرار است " تابوشکنی " کند؛ " عمل گرا " باشد. این غزل قرار است کدها را رمزگشایی کند و به مشکلات بپردازد. »
عبدالجبار کاکایی سپس با خواندن یک غزل که به حضرت فاطمه ( س) تقدیم شده بود، تریبون را ترک کرد.

•باز باران با ترانه
نفر بعدی که پشت تریبون حضور یافت، « یغما گلرویی» بود.
پس از او « حامد جلیلی» ، « ایرج فیروزی» ، « حامد عسگری» ، « کیانوش خان محمدی» و « حسن علیشیری» آثارشان را خواندند.
با وجودی که دکتر افشین یداللهی اسم مهدی ایوبی را برای خواندن کار پشت تریبون خواند؛ اما باران دیگر اجازه نداد تا جلسه ادامه پیدا کند و به این ترتیب بارش باران باعث شد تا جلسه پس از 3 ساعت و 16 دقیقه در ساعت 46/19 روز 14 اردیبهشت ماه 91 به پایان برسد

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 19:12  توسط گروه نویسندگان  | 
امروز پنج شنبه، 21 اردیبهشت ماه 91، به دلیل تداخل یکی از برنامه های " فرهنگسرای ارسباران " با ساعت اجرای نشست " خانه ترانه " ، جلسه خانه ترانه « برگزار نمی شود.» لطفا به سایر دوستان نیز اطلاع رسانی کنید.
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:11  توسط گروه نویسندگان  | 

پنج شنبه هفته جاری، 14 اردیبهشت ماه 91، نشست خانه ترانه استثنا در آمفی تئاتر روباز «فرهنگسرای سرو» به نشانی؛ خیابان ولیعصر/ ضلع شمالی پارک ساعی/ کوچه ساعی یک/ روبروی فرهنگسرای سرو، محوطه پارک ساعی از ساعت 16 ( 4 بعداز ظهر ) برگزار می شود.
بخشی از برنامه نشست « خانه ترانه » به رونمایی از مجموعه اشعار « منصوره لمسو » با عنوان « من فقط یک الکترون هستم » و مجموعه ترانه ه...ا و محاوره های « عزیز عباسی» به عنوان « هیج اتفاقی، اتفاقی نیست » اختصاص خواهد داشت. این دو کتاب به تازگی توسط نشر « شانی » منتشر شده است.
این ویژه برنامه با اجرای « دکتر افشین یداللهی» و با حضور مهمانانی چون ؛ آقایان محمدعلی بهمنی ، عبدالجبار کاکایی،اسماعیل امینی، دکتر سید مهدی موسوی، یغما گلرویی، بهروز یاسمی،هادی خوانساری،حسن علیشیری، علیرضا بندری، مهرداد نصرتی، حمید حیدرپناه و خانم فاطمه اختصاری و .... برگزار خواهد شد.
ورود برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان است.
 
 
 
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:37  توسط گروه نویسندگان  | 

پنج شنبه هفته جاری، هفتم اردیبهشت ماه نود و یک، « خانه ترانه » مانند هر هفته در فرهنگسرای ارسباران ( بالاتر از پل سیدخندان . خیابان جلفا) از ساعت 30/13 تا 17 تشکیل جلسه خواهد داد.
در این نشست در ادامه ی ویژه برنامه ی « نقد یک ترانه » ،ترانه هایی از « لیلا کسری» - که او را بیشتر با نام «هدیه» می شناسند – نقد و بررسی خواهد شد.ضمن این که با زندگی نامه این ترانه سرا بیشتر آشنا خواهیم شد.
در ادامه نیز برنامه شاهد ترانه خوانی و نقد آثار مانند هفته های قبل خواهیم بود. ورود برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان است.
 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 23:0  توسط گروه نویسندگان  | 
همان طور که از قبل نیز اعلام شده بود، بخشی از برنامه هفته گذشته خانه ترانه، پنج شنبه، سی و یکم فروردین ماه نود و یک، به ادامه نقد آثار دیگری از « مسعود فردمنش» اختصاص داشت. در این نشست، 3 ترانه از فردمنش مورد نقد و بررسی قرار گرفته و پس از آن نیز مانند هر هفته ادامه برنامه به ترانه خوانی و نقد آثار اختصاص داشت. نگاهی داریم به آن چه در خانه ترانه گذشت...


•ماندگاری با ملودی و خوانندگی خوب
پس از آن که « مهدی ایوبی» ، بیوگرافی کوتاهی از « مسعود فردمنش » را برای آشنایی بیشتر با او، خواهد، برنامه نقد و بررسی ترانه های مسعود فردمنش آغاز شد.
ابتدا خود مهدی ایوبی ترانه « غریبه » را دکلمه کرده و پس او «علیرضا سلیمانی» ، ترانه «ما به هم نمی رسیم» و « آقای ابراهیمی » نیز ترانه « سبد سبد » را دکلمه کردند.
نخستین منتقد ،« علیرضا سلیمانی » بود. او نقدش را با اشاره به فرصت های فردمنش در عرصه کار گروهی آغاز کرد و گفت : « مسعود فردمنش، فرصت زیادی داشت تا با خواننده ها و آهنگسازهای بسیار خوبی همکاری کند. فرصتی که هر ترانه سرایی منتظر آن است . در واقع اگر خواننده های خوبی وجود داشته باشند که بتوانند کار ترانه سرا را اجرا کنند، ترانه سرا نیز می تواند آثار بهتری را ارایه کند. تصور می کنم فردمنش از این فرصت به خوبی استفاده نکرده است .» او ادامه داد: « کارهای فردمنش، ضعف تالیف های بسیاری دارد. به طور مثال در ترانه " ما به هم نمی رسیم" ، ترجیع بند کار، خوب نیست ( من به دنبال تو با پای برهنه / تو جوون و تازه ای، من پیر و کهنه) چون عاشق را ضعیف و ذلیل تصویر کرده است. »
«حمید رضا صمدی » ابتدا با این توضیح که ترانه های مسعود فردمنش از ضعف تالیف رنج می برد گفت: « پیشتر زمانی که ما به عنوان مخاطب و نه ترانه سرا به آثار مسعود فردمنش نگاه کنیم، از شنیدن آنها لذت می بردیم . اما حالا که این کارها را با دقت بررسی می کنیم، ایرادهای مختلفی به کار وارد است؛ از ضعف تالیف، جا به جایی ارکان تا نداشتن قافیه و بسیاری ایرادهای دیگر. اما به نظرم یکی از دلایل شنیده شدن وحتی به یاد ماندن آثار مسعود فردمنش، اجرای کارها با خواننده های شاخصی مانند « ابراهیم حامدی» و « فائقه آتشین » است. این مساله نشان می دهد که ملودی و تنظیم خوب، مانند همین ترانه ی " ما به هم نمی رسیم " ، باعث موفقیت کار و ماندگاری آن در ذهن مخاطب شده است. »
صمدی ادامه داد: « به نظرم شنیده شدن کارهای مسعود فردمنش فقط مدیون آهنگسازی، تنظیم و خوانندگی خوب است؛ فرصتی که به سادگی برای هر ترانه سرایی فراهم نمی شود. اگر چنین فرصتی برای ترانه سرا دست داد، نباید به سادگی از کنارش بگذرد.»
« صابر قدیمی» با اشاره به تاثیر ملودی بر شنیده شدن ترانه گفت: « ترانه های مسعود فردمنش آثار ماندگاری به لحاظ کلامی نیست، اما همراه شدن ملودی خوب با کار، باعث شنیده شدن و حتی ماندگاری آن می شود. تصور می کنم اغلب ما به این دلیل ترانه « سبد سبد » به یادمان مانده که ملودی و خوانش خوبی داشته است و همین امر باعث پوشیده شدن ایرادهای ترانه شده است.»
قدیمی صحبت هایش را با اشاره به این که نکته ها ادامه داد که : « شاید اگر به زمان ساخته شدن این ترانه ها نگاه کنیم، بتوانیم این سبک نوشتن را " دوره گذار " برای شعر و ترانه به حساب بیاوریم. در دوره ای که " ایرج جنتی عطایی" یا " اردلان سرفراز" کارهای کلاسیک می نوشتند، این طور ترانه ها که تا این حد به زبان محاوره گفته شده است، می تواند ترانه های دوره گذار محسوب شود. البته به این نکته نیز اشاره کنم که گذر از این دوره برای فردمنش اتفاق نیفتاد و پس از این دوره، شاهد کارهای بهتر از او نبودیم.»
« دکتر افشین یداللهی» درباره استفاده از کلمه های محاوره در کار مسعود فردمنش این طور نظر داد که : « مسعود فردمنش از کلمه های محاوره خاصی استفاده نکرده است، بنابراین نمی توان گفت این دوره، لزوما دوره گذار است.»
صابر قدیمی نیز درباره نکته ای پیش از صحبت های دکتر یداللهی درباره آن توضیح داده بود گفت: « منظور من این بود که فردمنش از کلمه ها یا ترکیب هایی استفاده کرد که تا پیش از این در ترانه استفاده نمی شد؛ مثلا استفاده از ترکیب " باورنداری از قرار" . این استفاده ها می توانست منجر به اتفاق تازه ای در کارنامه کاری خود فردمنش و ترانه شود که البته نشد.»
مهدی ایوبی درباره استفاده از فرصت های مناسب در همکاری با آهنگساز و خواننده های خوب و به دنبال آن رسیدن به جایگاه مناسب معتقد بود: « به نظرم فردمنش " فرصت سوزی " نکرده است. معتقدم اتفاقا بیش از چه باید از فرصت هایش استفاده کرده است. وقتی کارنامه کاری فردمنش را مرور می کنیم؛می بینم او با وجودی که ترانه های با کیفیتی ندارد، اما این شانس را داشته که در حوزه موسیقی و خوانندگی با افراد شاخصی همکاری کند.»
دکتر افشین یداللهی درباره کیفیت بهتر برخی از آثار مسعود فردمنش در برخی ژانرها این طور نظر داد و گفت: « پتانسیل ترانه سرایی مسعود فردمنش به حدی است که می بینیم. اما در برخی ژانرها کارهای به نسبت موفق تری دارد، مانند همان ترانه " پشت درو ننداختی ننه " .»
دکتر یداللهی ادامه داد:« آثار به جا مانده از هر هنرمند، نشان دهنده توان اوست؛ حتی اگر بعد از مدتی کم کار شده و یا حتی برخی او را کاملا نشناسند. " بابک افشار" یکی از همین افراد است. بسیاری از کارهای ماندگاری که شنیده ایم، کار اوست اما از مقطعی به بعد، کم کار شد و از او خبری شنیده نشد. در واقع این ماندگاری کار است که تعیین کننده کیفیت کاری یک هنرمند است. »
درپایان این بخش و در ادامه بخش ویژه « نقد یک ترانه» ، آشنایی با زندگی نامه ( بیوگرافی) و نقد و بررسی برخی از ترانه های « لیلا کسری » برای برنامه پنج شنبه 7 اردیبهشت 91 در برنامه کاری خانه ترانه قرار گرفت.

•کلمه ها را خوب انتخاب کنیم
پس از پایان بخش نخست، برنامه هفتگی خانه ترانه یعنی ترانه خوانی و نقد و بررسی آثار آغاز شد. نخستین فردی که در این بخش پشت تریبون قرار گرفت، «آقای حاتمی» بود که ترانه او توسط مهدی ایوبی، علیرضا سلیمانی و دکتر افشین یداللهی مورد نقد قرار گرفت. پس از او نوبت به « خانم رحمتی» رسید. ترانه او ابتدا توسط مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت. او درباره ترانه این طور نظر داد و گفت: « فرض ما بر این است که ترانه، با ملودی شنیده می شود. بنابراین در استفاده از کلمه ها باید هوشمندانه عمل کرد تا اگر ملودی به کار اضافه شد، به ضرورت ملودی، برخی کلمه ها به شکل نامناسب یا ناقصی شنیده نشود. به این ترتیب ترانه سالم، به ترانه ای با ضعف تالیف تبدیل خواهد شد.» پس از مهدی ایوبی، ترانه توسط صابر قدیمی نیز مورد نقد قرار گرفت.
« آقای لطفی » نفر بعدی بود که پشت تریبون حاضر شد. مثنوی او ابتدا توسط « منصوره لمسو» مورد نقد قرار گرفت. او درباره کار این طور نظر داد : « معمولا قالب مثنوی به دلیل فضای خاصی که دارد، کمی به سمت شعارزدگی می رود؛ به ویژه اگر شاعر از این قالب برای بیان موضوع های اجتماعی استفاده کند. اما درباره کار شما، احساس کردم شاعر تصمیم دارد تا از " ادبیات تعلیمی" استفاده کرده و دائما شعار داده یا موضوعی را به مخاطب یاد بدهد. از طرفی کار شما دچار دوگانگی زبان بود. علاوه بر این که منطق و اندیشه ای که در پس کار قرار داشت، تصویرهایی که قرار بود شاعر به مخاطب ارایه دهد، در برخی نقاط کار نامفهوم و نامشخص بود. »
منصوره لمسو سپس با اشاره به بیت ( حالتی مانند گرگان کرده است/ پای در کفش بزرگان کرده است) گفت: « کلمه گرگان صرفا برای قافیه کرده با بزرگان آمده است و هیچ مفهومی را به مخاطب منتقل نمی کند.»
دکتر افشین یداللهی با اشاره به مواردی مانند استفاده از کلمه و ترکیب هایی مانند « پاپَتی» ، « کفشی ز جنس چرم»،« گشته ای» و « بَهرِ دِلَت » گفت : « استفاده از این کلمه ها، ترکیب ها، فعل ها و.. در یک شعر در کنار هم ،نشانه " دوگانگی زبان " است. استفاده از برخی از این کلمه ها و ترکیب ها زبان را قدیمی می کند و زبان شعر را از یکدستی خارج می کند. »
دکتر یداللهی سپس با اشاره به استفاده بیش از حد از کلمه " پا " در شعر گفت: « توضیح می دهید که از این کلمه استفاده کرده اید تا برخی تصاویر را به خوبی و شاخص ارایه کنید. اما به نتیجه ای که می خواستید، نرسیده اید.با استفاده مکرر از کلمه " پا " فقط مخاطب را سردرگم کرده اید. »
« مهدی اشرفی» درباره استفاده مکرر از یک کلمه در شعر یا ترانه گفت: « ممکن است شاعر یا ترانه سرا از یک کلمه مکررا در کارش استفاده کند، اما باید از " ظرفیت تکرار این کلمه" به خوبی استفاده کند. به این معنی که یا استفاده " فرمی" یا " معنایی " خوبی از آن بشود؛ در غیر این صورت تکرار یک کلمه به تنهایی امتیازی برای یک کار نیست.»
مهدی ایوبی درباره ناموفق بودن تصاویر ارایه شده در کار این طور نظر داد که : « تصاویر متعددی ارایه کرده اید، اما این تصویرها برای مخاطب آزاردهنده است. در کار شما نه " بازی های زبانی " دیده می شود و نه " پرداخت خوب" . تکرار کلمه " پا" ، باعث ایجاد ضعف تالیف در کار شما شده است. »
مهدی ایوبی با اشاره به مصراع ( قلب تو از چون شناسی ساز شد ؟ ) گفت: « مفهوم این مصراع چیست؟ یا بیت ( آمدم روزی دلت شوریده بود/ کفش های کهنه ام را دیده بود»
آقای لطفی ( شاعر کار) نیز درپاسخ گفت: « شما فضای شعر من را رئال بررسی کرده اید .»
مهدی ایوبی در توضیح گفت: « اگر حتی با نگاه " سوررئال " کار شما را بررسی کنیم، این شیوه نوشتن درست نیست. ضمن این که کلمه " شوریده " در فضای کار سوررئال جایی ندارد. »
نقد آقای ایوبی اعتراض یکی از حضار را که برای نخستین بار در جلسه خانه ترانه حضور یافته بود را در پی داشت ، اعتراضی مبنی بر اینکه نقدها تند بوده و این لحن برای نقد قابل قبول نیست.»

•تحمل نقد، شرط حضور در عرصه حرفه ای
دکتر افشین یداللهی در توضیح به شیوه نقد در « خانه ترانه » این طور توضیح داد و گفت: « جلسه های خانه ترانه، نزدیک به 12 سال است که به همین شکل و با همین روال نقد اداره می شود. اگر ترانه سرا – شاعر تحمل شنیدن نقد را نداشته باشد، نمی تواند به نتیجه مطلوب برسد.در خانه ترانه نقد ها ممکن است کمی تند، جدی و بی تعارف باشد، اما از حیطه ادب خارج نمی شود. پشت نقدهای ما صمیمت هم هست؛ چرا که دوستان، با نقد و گفتن نقاط ضعف و قوت افرادی که پشت تریبون قرار می گیرند در واقع تجربه های شان در اختیار آن فرد قرار می دهند و این به تدریج باعث ارتقا کیفیت کار ترانه سرا می شود. از طرفی، قرار گرفتن پشت تریبون، به شکلی مرحله پایانی کار است و اتفاقا ترانه سرا باید کمی هم استرس داشته باشد؛ چرا که می داند کار او جدی و بی تعارف نقد خواهد شد. »
دکتر بداللهی ادامه داد : « اگر قرار است به صورت حرفه ای وارد دنیای هنر شویم، باید تحمل شنیدن هر نوع نقدی را داشته باشیم. تحمل مان را نسبت به شنیدن نقد بالا ببریم. به این دلیل که وقتی ترانه سرا وارد فضای حرفه ای هنر می شود، نقدهای به مراتب تندتری را چه در حضور خودش، چه در نبود خودش، چه توسط مطبوعات و ...، خواهد شنید. اگر تحمل نقد را نداشته باشد، دیر یا زود از دنیای حرفه ای کنار گذاشته خواهد شد.»
دکتر یداللهی درباره تاثیر نقد درست و تعریف بی دلیل نیز گفت: « باید نقد را شنید. تفاوت بین نقد منصفانه و مغرضانه را هم متوجه شد؛ حتی باید به تعریف هایی که از کارمان می شود هم حساس باشیم. همان طور که نقد سازنده می تواند باعث ارتقا کیفیت کار ترانه سرا شود، تعریف بی دلیل نیز می تواند مانع از پیشرفت او شود. »
او در پایان گفت: « همان طور که با نقد آثار در خانه ترانه، کیفیت کار ترانه سرا می تواند به تدریج ارتقا پیدا کند، این فرصت نیز برای ترانه سرایان فراهم می شود تا با آهنگسازها و خواننده ها نیز مرتبط شده وبه این ترتیب آثار خوب آنها توسط این افراد نیز شنیده شود.»

پس از آن ترانه های «خانم فروزنده» ، « آرین داوودی» ، « محمد وحیدپور» و « فرامرز لاریجانی» شنیده و توسط مهدی ایوبی، عمران میری، منصوره لمسو، صابر قدیمی و حمیدرضا صمدی مورد نقد قرار گرفت.

•دو کتاب در یک رونمایی
پس از آن که « منصوره لمسو» پشت تریبون قرار گرفت، درباره انتشار کتاب خودش و « عزیز عباسی » توضیح داد و گفت: « مجموعه شعری از من با عنوان " من فقط یک الکترون هستم" و مجموعه ترانه های " عزیز عباسی " با عنوان " هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست " توسط نشر " شانی" در نمایشگاه کتاب امسال ارایه خواهد شد.»
او ادامه داد : « رونمایی از این دو کتاب با حضور مهمانانی چون " محمدعلی بهمنی " ، " دکتر سید مهدی موسوی " و حضور دکتر افشین یداللهی و برخی دیگر از شعرا و ترانه سرایان ، در خانه ترانه، پنج شنبه 13 اردیبشهت ماه 91 برگزار خواهد شد. »
او سپس با خواندن یک کار، تریبون را ترک کرد.

•با آرایه ها شوکه کنیم
« مهدی اشرفی » نفر بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت و دو کار سپید او توسط « سابیر هاکا» مورد نقد قرار گرفت. پس از آن، آثار « سیروس ذکایی» ، « سابیر هاکا»،« خانم تفنگزاد » از اصفهان و « پویان بوترابی» شنیده و توسط مهدی ایوبی و عمران میری مورد نقد قرار گرفت.
کار آقای « قزلوند» ابتدا توسط حمیدرضا صمدی و سپس « زهرا عاملی » مورد نقد قرار گرفت. زهرا عاملی درباره استفاده از آرایه های ادبی و تاثیر آن در کار گفت:« برخی آرایه ها مانند " قلب " و " عکس" ، زیاد مورد استفاده قرار می گیرند، اما اگر استفاده از این آرایه ها در یک کار، بیش از یکی – دو بار باشد، ویژگی غاقلگیری و شوک زدگی مخاطب را نخواهد داشت. بنابراین باید استفاده از این آرایه ها در یک کار و در کل کار یک ترانه سرا- شاعر، به اندازه باشد. »
در پایان کارهای « علی ایلیا» ، « مهدی ایوبی» ، « حامد جلیلی» و « مهسا ناجی » شنیده شد.

با تشکر از خانم مهتاب خسروشاهی برای گزارش و عکس

 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 22:59  توسط گروه نویسندگان  | 
پنج شنبه هفته گذشته، بیست و چهارم فروردین ماه نود و یک ، خانه ترانه دومین جلسه خود در سال جدید را با شروع دوباره یکی از ویژه برنامه هایش با عنوان " نقد یک ترانه " در فرهنگسرای ارسباران ( بالاتر از پل سیدخندان . خیابان جلفا) به مدیریت دکتر افشین یداللهی برگزار کرد. آن چه می خوانید، نگاهی است به دومین نشست خانه ترانه در سال نو.

•پرنده های قفسی در کارگاه نقد
پیش از شروع نقد ترانه " پرنده های قفسی " کاری از " مسعود فردمنش" ، ابتدا " مهدی ایوبی " با اشاره ای کوتاه به زندگی نامه ( بیوگرافی) مسعود فردمنش، درباره دلیل انتخاب بررسی آثار این شخص به عنوان ترانه سرا و نه خواننده، این طور توضیح داد: « برخی افراد ترانه سراهای عاملی هستند و جریانی را ایجاد کرده اند که می توان به بررسی آثار آنها پرداخت. مسعود فردمنش در مقام ترانه سرا، هرچند تا پیش از انتشار آلبوم " حکایت" ،نزدیک به 35 اثر با افراد مطرح کار کرده و به بازار موسیقی- ترانه ارایه کرده بود، اما این آلبوم توانست فردمنش و " سیاووش قمیشی " را به عنوان ترانه سرا و خواننده، مطرح کند. " پرنده های قفسی" در زمان خودش، یکی از ترانه های تاثیرگذار بوده است.»
سپس « حمیدرضا صمدی » ترانه را دکلمه کرده و در ادامه درباره ترانه این طور نظر داد : « تصور می کنم این کار در زمان خودش، با ویژگی های خاصی که داشت، به ترانه ی تاثیرگذاری تبدیل شد و آلبوم " حکایت" که این ترانه یکی از ترانه های آن مجموعه است، آلبوم قابل تاملی بود. علاوه بر این که سیاووش قمیشی که تا آن زمان بیشتر به عنوان آهنگساز مطرح بود، با این آلبوم به عنوان خواننده مطرح شد. »
مهدی ایوبی درباره خلق برخی ترکیب ها در این ترانه این طور نظر داد:« تا پیش از این ترانه، به پرنده هایی که در قفس بودند، " پرنده قفسی" گفته نمی شد. مسعود فردمنش این ترکیب را ابداع کرد؛ ترکیبی که زیبا و هوشمندانه است. اما با وجود ویژگی هایی که ترانه دارد، در برخی نقاط هم دچار افت و سقوط می شود؛ مثلا قافیه شدن " ببینی " و " می بینی" . اما به نظرم ترانه با ملودی جاودانه سیاووش قمیشی، از یک ترانه 60 درصدی به ترانه 90 درصدی و شاید بالاتر هم رسید. این ترانه توانست در زمان خودش هم با مخاطب عام و هم حرفه ای ترانه، ارتباط برقرار کند.»
ایوبی ادامه داد : « تغییر وزن و اضافه شدن ارکان به مصراع مثل ( چه می دونن به چی می گن ستاره/ چه می دونن دنیا کِیا بهاره ) نکته مثبتی است. این تغییر وزن ها و تاثیر آن روی ملودی، باعث شده تا ملودی کار از این بخش وارد فاز دیگری شود.»
اما « پویان بوترابی» درباره این کار و مسعود فردمنش به عنوان ترانه سرا معتقد بود:« به نظر من این کار را باید به عنوان یک اثر ادبی نقد کنیم، بدون در نظر گرفتن ملودی آن. لحظه های خوبی در کار وجود دارد، اما این لحظه ها غریزی و آنی بوده است.وجود این لحظه ها بیانگر این نیست که فردمنش، ترانه سرای حرفه ای است.»
« علیرضا سلیمانی» نقدش را این طور آغاز کرد و گفت:« به نظرم مسعود فردمنش، دو کار شاخص دارد، یکی ترانه " پرنده های قفسی " و دیگری ترانه " ما به هم نمی رسیم، مث خورشیدیم و ماه " .مخاطب عام، به کارهای مسعود فردمنش علاقه دارد؛ به ویژه وقتی کار را با دکلمه شاعر می شوند. درباره این کار هم به نظرم تا بخشی از آن، ترانه سرا موفق عمل کرده است، اما بعد از آن ترانه با ایرادهای قافیه ای روبرو بوده و به لحاظ کیفی به تدریج افت می کند. ترانه های مسعود فردمنش که اصطلاحا با ملودی شش و هشت ساخته شده اند، طرفداران بیشتری دارد.»
« دکتر افشین یداللهی » درباره زبان مورد استفاده مسعود فردمنش گفت: « در برخی موارد کارهایی که با آقای « معین » داشتند، به لحاظ ژانر زبانی ای که انتخاب کرده ، مثل ترانه " پشت در و ننداختی ننه "، موفق بوده است . به نظرم مسعود فردمنش به ظرایف آن زبان بیشتر مسلط بوده و آن را رعایت می کند.»
یکی از حضار ابتدا با توضیح این نکته که ترانه های مسعود فردمنش بین مخاطب عام شنونده زیادی ندارد گفت :« در همین ترانه، اگرچه شروع خوبی دارد، اما با بخش انتهایی کار تناقض دارد. ترانه سرا در ابتدا از سختی پرنده ی قفسی بودن صحبت می کند؛ اما در ادامه می گوید ( قفس به این بزرگی، کاشکی پرنده بودم/ مهم نبود پریدن، ولی برنده بودم) . این جا ترانه دچار دوگانگی است. »
دکتر افشین یداللهی درباره نکته مطرح شده این طور توضیح داد: « نکته ای که به آن اشاره کردید، درست است. اما ترانه سرا، نتوانسته حرفی را که می خواسته، بگوید؛ نه این که حرف خودش را نقض کند. ترانه سرا می خواهد بگوید من هم که به ظاهر در قفس نیستم، اما در زندگی توان پریدن و تغییر شرایط را ندارم، پس فرقی با پرنده قفسی ندارم. در واقع مساله ترانه سرا " نَفسِ پریدن " است. مثل این که می گویند ( پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی است) . وقتی نَفسِ پرواز در زندگی ما آدم ها جریان ندارد، ما هم در زندانیم. در واقع ترانه سرا، " جهان بینی اش" را نقض نکرده، نتوانسته حرفش را درست بیان کند.»
« حمیدرضا صمدی » با اشاره به ضرورت فرق گذاشتن بین ژانرهای کاری ترانه سرا ها این طور نظر داد و گفت:« هر کاری اصالت خودش را دارد. مثلا ما از ایرج جنتی عطایی، انتظار نداریم ترانه ای بشنویم که مناسب مراسم شادی باشد.پس باید برای نقد، ابتدا ژانر کاری هر ترانه سرا را در نظر بگیریم. مسعود فردمنش، کارهایی داشت که در آن مقطع زمانی شنیده شده است . آن آثار تاریخ مصرف داشته، شنیده شده و تمام شده اند. نقد این کارها، تنها به قصد آشنایی با این نوع ادبیات است.»
دکتر افشین یداللهی در پایان این بخش درباره نقد آثار این طور نظر داد و گفت:« هر کسی که ترانه می گوید، آثارش توسط افرادی که در هر دوره وارد فضای ترانه می شوند، نقد می شود. برخی نکات مانند؛ یک دست بودن کلام ترانه، رعایت وزن و قافیه و... اصولی است که همواره باید رعایت شود. از طرفی گاهی ترانه سرا- شاعر، کلمه ای را وارد " دایره لغت های ترانه " می کند. اما گاهی از کلمه ای استفاده می کند که با جنس و فضای ترانه همخوانی ندارد.مثلا در این کار ترکیب " یه عمره بی حبیبن " . کلمه " حبیب " اصلا با فضای ترانه همخوانی ندارد، چه در زمان خودش و چه حالا و چه هر زمان دیگر. »
دکتر یداللهی ادامه داد:« بنابراین نقد آثار ترانه سراهای مختلف، برای افرادی که به تازگی وارد فضای ترانه می شوند، جنبه آموزشی دارد. به همین دلیل در خانه ترانه، به نقد آثار ترانه سراهای مختلف می پردازیم.»

•مصراع ها با معنای مستقل
پس از اتمام بخش نخست برنامه، نوبت به ترانه خوانی و نقد ترانه ها رسید. در این بخش ابتدا خانم « فامیلی» پشت تریبون قرار گرفت. ترانه او توسط « علیرضا سلیمانی »، «مهدی ایوبی »و « دکتر افشین یداللهی » مورد نقد قرار گرفت. دکتر یداللهی با اشاره به بیت ( دارم حس می کنم از روز اول، من از دل کَندَنت بیزار بودم/ گمونم خواب و کابوس م بهونه است، تموم قصه رو بیدار بودم) گفت : « استفاده از دو کلمه خواب و کابوس، به دلیل این که تقریبا هر دو یک کارکرد را دارند، مناسب نیست. توضیح اضافه است. وقتی از کلمه کابوس استفاده می کنید، مفهوم " بد خوابیدن" ، "خواب بودن " و... را در خود دارد.»
ترانه آقای « جهانگیری» نیز توسط « هما سعادت» ، « عمران میری»، « علیرضا سلیمانی» و « حمیدرضا صمدی » نقد و بررسی شد.
پس از آن « پریسا حبیبی » از اصفهان پشت تریبون حاضر شد. « حمیدرضا صمدی » با اشاره به ضرورت توجه به مطلع ترانه به عنوان یکی از مهم ترین بیت ها گفت: « برای شروع ترانه بهتر است به این اصل توجه کنیم که مصراع های اول و دوم، " موقوف المعانی " نباشند. در غیر این صورت ارتباط مخاطب با کار کم شود. در واقع قرار است ما از ابتدا موضوعی را با مخاطب در میان بگذاریم و او را با خودمان همراه کنیم. اگر در همان ابتدا این مساله اتفاق نیفتد، کل کار از دست می رود؛ چون مخاطب از همان ابتدا با ما همراه نشده است.»
او ادامه داد : « علاوه بر این باید به مساله پیچیدگی های زبانی نیز توجه کنیم. چون پیش فرض ترانه، شنیده شدن آن با ملودی است، بنابراین باید این پیچیدگی ها در حدی نباشد که به این بخش از کار لطمه بزند.»

•زبان یکدست
غزل آقای « سعادت» توسط « عمران میری »، « صابر قدیمی» و آقای « فریدزاده » مورد نقد قرار گرفت. عمران میری درباره اطناب در کار به دلیل زیاد بودن قافیه های استفاده شده گفت: « زبان غزل شما یکدست است. اما زیاد بودن قافیه ها، باعث اطناب در کار شده است. بین مصراع ها، به لحاظ مفهومی، ارتباط دقیق یا اصطلاحا چفت و بست محکمی برقرار نشده است. به نظرم شاعر باید برخی بیت ها را حذف کند تا در کم ترین بیت ها به بهترین مفهوم برسد و اطناب باعث از دست رفتن مفهوم نشود.»
ترانه « یلدا انگالی » ابتدا توسط « دکتر افشین یداللهی» مورد نقد قرار گرفت. او با اشاره به مصراع ( راه از این سخت تر نمی شد که تو رو بی صدا، صدا بزنم) گفت: « چرا به جای کلمه " کار" از کلمه " راه " استفاده کردید؟»
یلدا انگالی در توضیح گفت: « این مصراع ابتدا به این شکل بود ( شاید این راه سخت ترینش بود که تو رو بی صدا، صدا بزنم) اما چون ترکیب " سخت ترینش" محاوره بوده و با فضای کار همخوانی نداشت ودر ضمن می خواستم از کلمه " راه " حتما استفاده کنم، مصراع به این شکل تغییر کرد.»
« مهدی ایوبی» با اشاره به بیت ( این همه خنده های مصنوعی، حاصل بغض های دم به دمه / اینی که توی پام فرو می ره، تیکه های شکسته خودمه ) گفت: « زبان شما نه محاوره کامل است نه کتابت. این جا دوگانگی زبان اتفاق افتاده است. ترکیب " حاصل بغض ها " با " اینی که " به لحاظ زبانی متفاوت است.»
« علیرضا سلیمانی نیز با اشاره به بیت ( بی خبر از تو شعر می گفتم، همه ی شهر از تو باخبر می شد/ تا به دنیای دور تو برسم، سرزمینم جزیره تر می شد) این طور نظر داد:« قبل از این بیت هیچ المانی از دریا، خشکی، جزیره و... نیاورده اید که این جا از " جزیزه تر" استفاده کنید. به نظرم این ترکیب بدون ادله آمده است. اما این نکته از کار شما مثبت است و آن این که ریسک کرده و فضای جدیدی را تجربه کرده اید. این خوب است . اما کمی با دقت تر ریسک کنید تا به نتیجه مطلوبی که می خواهید، برسید.»
آقای « صادقی» درباره استفاده از ترکیب جزیره تر این طور گفت که :« مثالی می زنم. یک نفر می گوید ( من تو را که می بینم، خوب تر می شوم) این تخیل ذهنی او است که خودش حس می کند با دیدن فرد مورد نظر، حالش در مقایسه با قبل، خوب تر می شود. این جا هم "جزیره تر" همین کارکرد را دارد. این شخص دایما از فرد مورد نظر دور می شود و جزیزه تر می شود؛ تکه تکه تر می شود.»
اما« مهدی ایوبی» معتقد بود : « اولا کلمه جزیره اسم است و " تر " نمی گیرد. دوما این که اگر هم بشود، این جا جواب نداده است. سوما این که فکر نمی کنم هدف ترانه سرا، رساندن مفهوم تکه تکه شدن باشد. »
« عمران میری» اما نظر دیگری داشت و درباره استفاده از کلمه جزیره تر گفت: « اسم می تواند " تر " بگیرد. مثل " خورشید تر" که قبلا استفاده شده است.»
« افشین یداللهی » درباره استفاده از کلمه ترکیب مورد نظر این طور نظر داد که : « برخی کلمه ها در حالت عادی نشانه صفت تفضیلی یعنی " تر" نمی گیرند. اما در شعر این مساله می تواند اتفاق بیافتد. اما ترکیب " جزیره تر" به نظرم خوب نیست. جزیره تر شدن ممکن است نشان دهنده " بیشتر شدن فاصله " باشد؛ اما این که این تصویر چه قدر مفهوم را می رساند؛ مهم است. این جا، " بار عاطفی " لازم که باید توسط این ترکیب به مخاطب منتقل می شد، منتقل نشده است.»
آقای « شکوهی » نفر بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت.« عمران میری» درباره کار این طور نظر داد که : « نمی توان به جرات گفت که ترانه دوگانگی زبانی دارد؛ چون به نظرم درباره هیچ کاری نمی توان به طور قطع این نظریه را صادر کرد.اما در کار شما این مساله کاملا دیده می شود. ساختارها شاید موفق باشند، اما پرداخت شما خوب نیست. از طرفی شما ذهن معترضِ پخته ای دارید، اما در ارایه آن چه در ذهن تان بوده، موفق نبوده اید.»
کار « محمدرضا شیرزاد » نیز توسط عمران میری مورد نقد قرار گرفت.

•خبرگزاری ای برای ترانه
« امیر حسین کاکایی» پس از قرار گرفتن پشت تریبون ابتدا درباره راه اندازی " خبرگزاری موسیقی ایران " توضیح داد و گفت : « امیدوارم با راه اندازی این خبرگزاری و انعکاس اخبار حوزه شعر و ترانه با همکاری دوستان خانه ترانه همگی بتوانیم کار بزرگی برای ترانه ایران انجام بدهیم.» او سپس با خواندن یک کار تریبون را ترک کرد. ترانه او توسط دکتر افشین یداللهی مورد نقد قرار گرفت.

•بیان تصویری، بیان مفهومی
« زهرا زواری» نفر بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت. کار او توسط « هما سعادت » مورد بررسی قرار گرفت.
پس از او نوبت به « مهدی اشرفی» رسید. کار او ابتدا توسط آقای « صادقی» مورد نقد قرار گرفت. صادقی گفت: « برای بیان، دو شیوه وجود دارد. یکی شیوه بیان " تصویری" و دیگری " مفهومی" . در بخشی از کار شما که پرداخت مفهومی داشت، تصاویر چندان خوب نبود؛ اما تصاویر ابتدایی و انتهایی کار بسیار خوب بود.»
« سابیر هاکا» نیز درباره کار مهدی اشرفی گفت: « به نظرم اگر در ( آنها که در خیابان فریاد می کشند/ غرق شدند در مشت های گره کرده شان) بخش توضیحی آن یعنی " غرق شدن در مشت های گره کرده شان" حذف می شد؛ بهتر بود. این بخش را به مخاطب واگذار می کردید تا او تصویر را در ذهن می ساخت.»
اما « علیرضا سلیمانی» معتقد بود این بخش از کار، بهترین بخش آن است و نیازی به حذف نیست.در این بخش شما دوربین را از بالا روی صحنه انداخته اید و این بسیار زیباست.»

•روایت در غزل
« علیرضا بدیع » پس از قرار گرفتن پشت تریبون، ابتدا غزل و سپس یک ترانه خواند. مهدی ایوبی درباره غزل بدیع گفت: « روایت در غزل شما از ابتدا تا انتها، به خوبی دیده می شود. به عبارتی روایت خط سیر آگاهانه ای را از ابتدا تا انتهای کار دنبال می کند و این یکی از اصلی ترین دلایل قوت کار شماست.»

•دو تسلیت
پیش از آن که یکی دیگر از ترانه سرایان پشت تریبون قرار گیرد، دکتر افشین یداللهی از طرف دوستان خانه ترانه به « افشین سیاهپوش» به دلیل فوت مادر گرامی و به « ساعد باقری » به خاطر فوت پدر گرامی شان تسلیت گفت.
پس از آن، کارهای « علیرضا شاکرانه » ، « صابر قدیمی » ، « هما سعادت» ، « آقای ابراهیمی»، « آقای فرجیان»، « حامد عسگری» و « آقای فریدزاده» به دلیل کمبود وقت بدون نقد شنیده شد.

•نغمه خوان کوچک
حسن ختام برنامه این هفته خانه ترانه، شنیدن دو دکلمه یکی از « محمدعلی بهمنی » و دیگری « فاضل نظری» توسط « شاینا درودیان » بود. او که هشت سال بیشتر ندارد، به زیبایی، این دو کار را دکلمه کرده و مورد تشویق حضار قرار گرفت.
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 23:3  توسط گروه نویسندگان  | 


«خانه ترانه »، پنج شنبه این هفته، 24 فروردین ماه 91 از ساعت 30/13 تا 17 در فرهنگسرای ارسباران ( بالاتر از پل سیدخندان. خیابان جلفا) به مدیریت دکتر افشین یداللهی تشکیل جلسه خواهد داد.
این نشست ها به ترانه خوانی و نقد آن اختصاص دارد. در جلسه این هفته بار دیگر بخشی از برنامه «خانه ترانه » با عنوان « نقد یک ترانه ویژه » برگزار خواهد شد. « پرنده های قفسی» ترانه ای است که این هفته مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت . در ادامه نیز شاهد ترانه خوانی و نقد آثار مانند جلسه های گذشته خواهیم بود.
حضور در جلسه های خانه ترانه برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان است.

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 1:15  توسط گروه نویسندگان  | 


خانه ترانه، پس از پشت سرگذاشتن نزدیک به سه هفته تعطیلات نوروزی، پنج شنبه هفته گذشته، در هفدهمین روز از بهار 91، بار دیگر در مکان قبلی خود یعنی فرهنگسرای ارسباران ( بالاتر از پل سیدخندان. خیابان جلفا ) از ساعت 30/13 تا 17 به مدیریت « دکتر افشین یداللهی » تشکیل جلسه داد.نگاهی داریم به نخستین گام خانه ترانه در بهار ...

•ارکان را به هم نریزیم
نخستین ترانه سرایی که در سال جدید پشت تریبون قرار گرفت، « آقای لطافت » بود و نخستین منقتدی که در سال جدید نقد آثار در خانه ترانه را آغاز کرد؛« مهدی ایوبی»
ایوبی با توضیح درباره این مساله که " رسیدن به یک اتفاق" و " غافلگیرکردن مخاطب" دو عامل مهم برای جلب نظر مخاطب هستند؛ نقدش را این طور آغاز کرد که : « عواملی که به آن اشاره کردم، از نکات مهم برای قلاب کردن مخاطب است. همین امر باعث می شود تا مخاطب با کار همراه شود. از طرفی زبان ترانه باید به زبان گفتاری امروز مردم ما نزدیک باشد. این به معنای سهل انگاری در کلام نیست، بلکه به این معنا است که ترانه سرا با کلام مردم امروز آشنا است.»
او ادامه داد : « شما درمصراع دوم بیت ( حالا باز تو این خیابون، من و تو به هم رسیدیم / اما حرفا رو نگفتیم، انگاری همو ندیدیم) از کلام محاوره به درستی استفاده نکرده اید.به این معنی که در کلام محاوره اولا ما نمی گوییم " حرفا رو نگفتیم" و دوما از یک ضمیر برای ساختن این جمله استفاده کرده و می گوییم " حرفامونو نگفتیم" یا " حرف ها نزده باقی موند" . در واقع در این بیت شما از کلام محاوره دور شده اید. در حال حاضرهمان طور که اشاره کردم، ترانه هایی موفقیت بیشتری دارند که به کلام محاوره نزدیک تر باشند. »
« دکتر افشین یداللهی» با اشاره به بیت دیگری از ترانه آقای لطافت این طور توضیح داد : « در مصراع دوم بیت ( هنوزم اسم من و تو مونده رو تنِ خیابون / هنوزم حرفایی که گفتی، می شکنه بغضمو آسون ) جابه جایی ارکان اتفاق افتاده است. در واقع جمله باید به صورت " آسون بغضم رو می شکنه " به کار می رفت . دلیل این به هم ریختگی ارکان نیز، ضرورت " رسیدن به قافیه " بوده است ؛ که درست نیست.»
« حامد بصیر» ترانه سرای بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت. «علیرضا سلیمانی با توضیح درباره تاثیر " پرداخت " بر کیفیت کار گفت : « این که دایره واژگانی خوبی داشته و از کلمات تکراری در کار استفاده نمی کنید، نکته بسیار مثبتی است. اما باید به مساله دیگری نیز توجه کرد و آن " چگونگی پرداخت" کار است. هرچه قدر پرداخت کار بهتر بوده و تصاویر شاعرانه تری ارایه شود، قدرت و تاثیرگذاری کار بیشتر خواهد بود.»
« صابر قدیمی » نیز درباره تاثیر کشف و شهود در ترانه این طور نظر داد و گفت :« درست است که کار، صرفا یک کار اجرایی است، اما در این نوع کارها نیز باید کشف و شهود وجود داشته باشد و تصاویر بهتر و شاعرانه تری ارایه شود.از آن جایی که تقریبا قافیه ها محدود است، اما می توان با استفاده بهتر از آنها، مساله تکراری بودن آنها را برطرف کرد. »
دکتر یداللهی با اشاره به این بخش از کار یعنی ( تو چشمات یه آرامش کاذبه / یه دریازده قبل طوفان شدی) این طور توضیح داد که : « اولا این که " یه دریازده قبل طوفان شدی " تصویری به مخاطب ارایه نمی کند و ارجاع بیرونی ای هم در کار شما ندارد. دوما این که بین معنای این بخش از کار شما تضاد وجود دارد. شما می خواستید بگویید فرد مورد نظر مانند دریازده ها است، اما تلاش می کند تا خودش را آرام نشان دهد. اما وقتی کسی دریازده شده باشد، دیگر آرامش ندارد؛ به هر شکل، دریا زده شده است و آرامش فرد دریاره زده، قبل یا بعد طوفان دیگر این جا مفهوم پیدا نمی کند.»

•چپ نویسی به شرط کیفیت خوب
« اهورا گودرزی» نفر بعدی بود که پشت تریبون آمد. « امیر حسین مساح» ابتدا با اشاره به این که منتظر شنیدن کار بهتری از گودرزی بوده است، نقدش را این طور آغاز کرد که : « در کار شما، چپ به راست نویسی اتفاق افتاده است. این کار اگرچه نقطه ضعف ترانه سرا نیست، اما اگر ترانه سرا به پرداخت ابیات نخست توجه نداشته باشد، باعث ضعف کار می شود . در چهارپاره شما، بیت دوم، زودتر از بیت اول متولد شده و این کاملا مشخص است. برای همه ما ممکن است این مساله اتفاق بیفتد؛ اما روی بیت اول هم باید کار کرد تا ابیات به قوت یکسانی برسند. »
مساح ادامه داد : « قصد داشتید تا تصاویر مدرنی ارایه کنید؛ اما موفق نبودید. درواقع بیشتر از همان ترکیبات قدیمی استفاده کرده بودید اما می خواستید با همان ترکیب ها، فضای تازه ای ایجاد کنید. " زبان " هم باید با " فضای جدیدی " که قصد خلق آن را داشتید، همخوانی داشته باشد.»
اما « علیرضا سلیمانی » با تاکید بر این نکته که گودرزی در نوشتن کار آزاد موفق تر از انواع دیگر شعر است گفت: « وقتی کار آزاد می نوشتید، اجرا در متن داشتید و این ویژگی بسیار خوبی بود. اما در چهارپاره شما، این ویژگی وجود نداشت. مشخص است در اغلب بیت ها قصد گفتن چه حرفی را داشته اید، اما در بیان آن موفق نبوده اید. »
مهدی ایوبی با مخالفت درباره مقایسه دو فضای کاری یک شاعر گفت : « موافق مقایسه کار آزاد و ترانه یک شاعر نیستم. آن چه را که شنیده ایم باید نقد کنیم. در نقد نباید فضاهای مختلف کاری شاعر – ترانه سرا را مقایسه کرد. »
علیرضا سلیمانی با اشاره به این نکته که به نظریه در نظر نگرفتن مولف ( مرگ مولف در نقد) اعتقاد دارد توضیح داد: « وقتی شاعری را می شناسیم، پیشینه او را می دانیم، نمی توانیم نسبت به گذشته او بی تفاوت باشیم. نادیده گرفتن مولف زمانی کاملا درست است که کتاب مولف را خریده و بدون حضور و یا آگاهی از پیشینه او، آثارش را نقد کنیم. اما در شرایطی که شاعر را می شناسیم، نمی توان کاملا به نظریه مرگ مولف در نقد معتمد بود.»

•پرداخت بهتر، نتیجه بهتر
نوبت به « امیرمسعود میردامادی» رسید. « حمیدرضا صمدی» ضمن نقد میردامادی گفت: « او به خاطر تجربه خوبی که در اجرا دارد، ترانه را می شناسد. اما به نظرم ترانه زمانی می تواند رسالتش را به خوبی انجام دهد که پرداخت بهتری داشته باشد.»
اما درباره ترانه « آقای شیرانی » ، ابتدا « زهرا عاملی» با توضیح این که ترانه سرا باید از عناصری که زبان و شعر در اختیار او قرار می دهد به درستی استفاده کند، این طور نظر داد و گفت: « صنایع ادبی مانند تلمیح، تضمین و.. و یا استفاده از اسامی اشخاص، مکان های خاص و...باید به شکلی در ترانه استفاده شود که در کنار هم « یک پازل » را کامل کنند. به عبارتی هیچ یک از اجزای ترانه، بی دلیل به کار نرفته باشد. اگر اجزا، به درستی در کنار هم قرار نگیرند، ما با یک کار " کلاژ " روبرو خواهیم بود که اجزا با هم همخوانی ندارند. بسترسازی مناسب، یکی از راهکارهایی است که باعث می شود استفاده از عناصری که به آن اشاره کردم، به جا و مناسب استفاده شده و کار، به ترانه ای منسجم تبدیل شود.»
عاملی ادامه داد : « از طرفی شعر باید در همان نخستین بیت، شوک اولیه را به مخاطب وارد کند تا با ترانه همراه شود. در غیر این صورت آن را پس می زند. »
عاملی با یک مثال صحبت هایش را ادامه داد و گفت: « مفهومی به ذهن ترانه سرا می رسد، مثل نقاشی که سوژه ای به ذهنش خطور می کند. ممکن است همه نقاشی بلد باشند و مثلا همان سوژه به ذهن شان برسد، اما این که سوژه را چه طور نقاشی کنند، تفاوت یک فرد معمولی با نقاش است. به همین دلیل است که همه « ونگوک » نمی شوند. در ترانه سرایی هم همین است. جمله ها و عبارت ها، ابزار بیان احساسات هستند، اما این که چگونه از آنها استفاده کنیم تا ترانه متولد شود، مهم است. »
دکتر یداللهی با اشاره به استفاده از کلمه " آینه " و آیینه " در ترانه آقای شیرانی این طور توضیح داد که : « در ترانه، باید به استفاده از کلمه ها دقت کرد. به طور مثال بارها درباره نحوه استفاده از کلمه " آیینه " توضیح داده شده است. به این ترتیب که کلمه "آیینه " ، شکل کتابی آن و " آینه " ، شکل محاوره این کلمه است. نباید برای برطرف کردن مشکل وزنی در ترانه، از کلمه " آیینه " به جای " آینه " استفاده کرد؛ چون " دوگانگی زبان " اتفاق می افتد و این درست نیست. »

•ارتباط را حفظ کنیم
« منصوره لمسو» ، دوبیتی «نفیسه بالی » را این طور مورد نقد قرار داد و گفت : « بالی در کارهایش، خوب روایت می کند. اما در مواردی، ارتباط بین مفاهیم به خوبی حفظ نمی شود. در میانه راه، مخاطب تصاویر را گم می کند و به هم ریختگی تصاویر، باعث می شود مخاطب نتواند همراه کار تا انتها بیاید. »
اما مهدی ایوبی درباره این دوبیتی معتقد بود: « سعی کردم بین المان هایی که در دوبیتی تان استفاده کرده بودید، ارتباط برقرار کنم، اما موفق نشدم. به نظرم با تصاویری که ارایه کرده بودید؛ پازل شما کامل نمی شود.»
« عمران میری » نیز درباره ارایه تصاویر در این دوبیتی گفت: « موضوعی که انتخاب کرده بودید، مشخص بود. پیچیدگی خاصی نداشت. اتفاقات را بارها تکرار کرده بودید، اما در نهایت موفق نشدید به تصویر نهایی برسید؛ یک تصویر کامل در ذهن مخاطب شکل نمی گیرد. شاید دلیل آن همان پراکندگی روایی باشد.»
پس از آن نیز کار « آقای رادمهر» و « میثم محمدخانی» توسط حمیدرضا صمدی، علیرضا سلیمانی ، مهدی ایوبی و دکتر یداللهی مورد نقد قرار گرفت.

•اگر این حس بگذارد
« سابیر هاکا» با خواندن دو کار سپید، بحث را از نقد ترانه به سمت سپید برد. « فروغ تاری وردی» در نقد کارهای هاکا گفت : « تصویرهای ارایه شده در کارهای تان،بسیار خوب است. امروز شما دو کار خواندید. وقتی کار دوم را شروع کردید، من هنوز در آخرین تصویر ارایه شده در کار اول مانده بودم. در کار دوم هم تصویری ارایه کرده بودید و آن خوردن "نوشابه کوکا" بود که من را به یاد تصویری از کودک افغانی ای در جنگ عراق انداخت که نوشابه کوکا می خورد و این جالب بود. »
اهورا گودرزی درنقد کار دوم هاکا گفت : « اشاره کردید که کار دوم تان، " بیوگرافی " بود. من این را به عنوان یک کار سپید و نه یک بیوگرافی نقد می کنم و معتقدم کار، قوی نبود. »
سابیر هاکا در پاسخ نقد گودرزی گفت : « این کار، مقدمه کتاب من است که به این شکل نوشته ام، اما دوست داشتم آن را برای تان بخوانم. قبول دارم که به خاطر حس، گاهی از شعر دور می شوم. به قول " بورخس" ؛ اگر این حس لعنتی می گذاشت.....اگر احساسم اجازه می داد، شاید کار بهتری می نوشتم....»
اهورا گودرزی اما گفت : « درهمین کاری که درباره اش صحبت می کنیم، اگر در برخی از قسمت ها بتوانید " غیر مستقیم " صحبت کرده و بین فضاها توازن برقرار کنید، بهتر است.»

•اجرایی در خانه ترانه
همان طور که قبلا نیز به آن اشاره کردیم؛ در اغلب جلسه ها، خانه ترانه به نقد آثار اجرایی ترانه سرایان خانه ترانه نیز می پردازد. این بار نوبت نقد ترانه « حسین قیاسی» بود. این کار یکی از ترانه های آلبوم جدید « مهدی دلیلیان» خواهد بود. ملودی ، کار مهدی دلیلیان و تنظیم آن توسط« علیرضا افکاری» انجام شده است.
برخی از دوستان خانه ترانه از این کار استقبال کرده و برخی دیگر معتقد بودند ملودی کار بسیار" خلوت " است. حسین قیاسی نیز درباره این موضوع توضیح داد: « این آهنگ به چند شکل تنظیم شد. اما چون آلبوم به یک کار خلوت نیاز داشت، این کار به این شکل نهایی شد. البته این را هم توضیح بدهم که به نظرم این شیوه تنظیم ملودی، بهتر از دیگر حالت ها، روی کار نشست. »

•به همه مشخصه ها نیازی نیست
پس از آن که « علیرضا قنبری» پشت تریبون قرار گرفت و کارش را خواند، ابتدا مهدی ایوبی درباره کار او این طور نظر داد : « اگر قرار است کار آیینی باشد، نباید به سمت عاشقانه بودن سوق پیدا کند .از مشخصه هایی استفاده کرده بودید که کار بین آیینی و عاشقانه بلاتکلیف بود. »
عمران میری نیز درباره کار گفت: « از همان مطلع کار، به دلیل استفاده از برخی کلمه ها و فضاها، نمی توان پذیرفت که این کار آیینی نیست، از طرفی اگر برخی مشخصه ها را هم حذف کنید، کار، ترانه عاشقانه خوبی می شود؛ مثلا حذف کلمه " جمعه " . »
زهرا عاملی با توضیح این نکته که نیازی نیست برای سرودن ترانه آیینی، از همه مشخصه ها استفاده کرد، گفت : « نیازی نیست در یک کار آیینی، تمام مشخصه های مربوط به واقعه یا شخصی که درباره آن صحبت می شود را استفاده کرد تا کاملا مشخص شود کار، آیینی است. در کاری مانند کار شما، حتی می توان کلمه " جمعه " را از بیت های ابتدایی حذف کرد و در نهایت با استفاده از همان یک کلمه کلیدی در پایان کار، مشخص کرد که کار آیینی بوده و برای چه منظوری سروده شده است.»

•کیفیت و ذهنیت اجرایی
« منصوره لمسو» نفر بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت. « امیر توده فلاح » در نقد کار او گفت : « در کارتان ازترکیب " فیلم وِستِرن " استفاده کرده بودید. اما این تعبیر را رها نکردید. برای استفاده از این ترکیب کاملا بستر سازی انجام داده بودید. در واقع علاوه بر توجه به " تالیف" ، به " شاعرانگی " کار نیز کاملا توجه داشتید. این ویژگی است که کارهای شما را به آثاری شاعرانه و سالم تبدیل می کند.»
ترانه « امیرحسین مساح» توسط « حمیدرضا صمدی» مورد نقد قرار گرفت. صمدی در نقد کار مساح گفت : « بعضی معتقدند برخی از کارها، تنها مورد پسند جلسه های شعر و ترانه ، بوده و بیشتر اجرایی است. اما هستند ترانه سرایانی که به تناسب بین " اجرایی بودن " و " کیفیت ادبی " کار توجه دارند. ترانه های امیرحسین مساح از این گروه کارها است. این گونه ترانه ها می توانند سطح سلیقه مخاطب را تغییر داده و بهبود بخشند؛ بدون آن که به دلیل سنگین بودن کار، باعث پس زدن مخاطب، به ویژه مخاطب عام شوند.»
کارهای « آقای رزازیان» ،« امیر توده فلاح » ، « شقایق میرزایی» و « خانم متصدی» نیز شنیده شده و توسط سابیر هاکا، علیرضا سلیمانی، عمران میری، امیرحسین مساح، علیرضا سلیمانی و دکتر یداللهی مورد نقد قرار گرفتند.

•شلیک، شلیک نکرد
در این بخش، « زهرا عاملی» پشت تریبون قرار گرفت. ترانه او ابتدا توسط مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت. اما عمده نقد ایوبی درباره ترانه زهرا عاملی در آلبوم شلیک بود. مهدی ایوبی معتقد بود در آن کار، زهرا عاملی به شکلی که از او انتظار می رفت، ظاهر نشده است و به ضعف در ترجیع بند کار اشاره کرد.
زهرا عاملی در پاسخ به نقد مهدی ایوبی توضیح داد : « کلمه های استفاده شده در ترجیع بند، مال من نبود. " آقای فرزین" آنها را تغییر دادند. قرار شد در شناسنامه آلبوم، در کنار اسم من، اسم خودشان را هم بزنند که این کار را نکردند. من کاری را که به آن اشاره می کنید، در سه شکل مختلف نوشم، اما در نهایت شکل سوم آن مورد پسند قرار گرفت. خود من هم مثل شما، مدل اول و دوم را بیشتر دوست داشتم اما گاهی باید به خواست آهنگساز و خواننده توجه کرد. ضمن این که من این کلمه ها روی ملودی گذاشتم که این مساله هم باید مد نظر قرار گیرد.»
حمیدرضا صمدی پس از صحبت های زهرا عاملی گفت : « شاید با توجه به توقعی که ما از زهرا عاملی داریم، منتظر شنیدن کارهای بهتری از او هستم. اما حتی برای بزرگان شعر و ترانه هم نوشتن روی ملودی، دشواری های خاص خودش را دارد. به نظرم نوشتن روی ملودی های حال حاضر که گاهی سخت تر است؛ چون در برخی بخش های ملودی، اصلا ترانه سرا می ماند که از چه کلمه ای استفاده کند. »
حمیدرضا صمدی در پایان گفت: « التبه معتقدم که ترانه سرا نباید از مواضعش پایین بیاید، اما گاهی باید با آهنگساز و خواننده هماهنگ شد.»
در پایان، به دلیل کمبود وقت، کارهای « علی ایلیا» ، « مهدی ایوبی» و « حمیدرضا صمدی» بدون نقد شنیده شد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 1:13  توسط گروه نویسندگان  | 


نخستین جلسه « خانه ترانه » در سال 91، «پنج شنبه »هفته جاری، «17 فروردین ماه 91» از ساعت 30/13 تا 17 در مکان قبلی خود - فرهنگسرای ارسباران - برگزار خواهد شد.
این جلسات که به ترانه خوانی و نقد آثار اختصاص دارد، پنج شنبه هر هفته در « فرهنگسرای ارسباران . بالاتر از پل سیدخندان. خیابان جلفا » برگزار می شود. ورود برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان است.

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 11:16  توسط گروه نویسندگان  | 


مهتاب خسروشاهی ــ 5روز مانده به آغاز بهار 91، خانه ترانه آخرین نشست خود در سال 90 را برگزار کرد. پنج شنبه هفته گذشته، بیست و پنجم اسفند ماه 90، همان طور که از پیش نیز درباره ویژه برنامه ها اطلاع رسانی شده بود، خانه ترانه با یک اجرا به خوانندگی « امیر کهکشان » به همراهی پیانوی « رضا تاجبخش»؛ نقد و بررسی 3 کار اجرایی با ترانه هایی از « پرسا مقدس»، « علی توده فلاح» و « المیرا بهشتی» تشکیل جلسه داد. در این برنامه مهمانانی چون « عبدالجبار کاکایی »، «دکتر سید مهدی موسوی »،« خلیل جوادی »، « محمدرضا صادقی»، « فاطمه اختصاری »، «طاهره کوپالی»و... نیز حضور داشتند. آن چه در پی می آید، نگاهی است به گفته ها و شنیده های خانه ترانه . لازم به ذکر است نخستین جلسه « خانه ترانه » در بهار 91، پنج شنبه ، « هفدهم فروردین ماه 91» خواهد بود.

•اطناب، مانع وحدت موضوع
برنامه با ترانه خوانی فرشته فراهانی آغاز شد. کار او ابتدا توسط «مونا برزویی » مورد نقد قرار گرفت. با توجه به استفاده از کلمه های « عطر» و « بو» در کار فراهانی، مونا برزویی درباره کاربرد این مشخصه ها ( اِلمان ها ) در ترانه این طور نظر داد که : « از اِلمان هایی مانند عطر، بو ، لباس و.. باید به قصد خلق تصاویر عاشقانه استفاده کرد. علاوه بر این که در ترانه شما کلمه " عطر" و " بو " تکرار شده بود؛ پس باید کارکرد مناسب از آنها گرفته می شد.»
«مهدی ایوبی » نیز درباره کار فراهانی و مدت زمانی که از شروع کار او می گذرد گفت: « فرشته فراهانی از دوستان خانه ترانه است که کار ترانه سرایی را از همین جا، یعنی خانه ترانه آغاز کرده است . در حال حاضر با توجه به مدت زمان اندکی که از شروع ترانه سرایی او می گذرد، می توان گفت پیشرفت خوبی داشته و این نشان می دهد پیگیری خود ترانه سرا و شنیدن نقدهای کارگاهی ترانه در جلسه، می تواند روی پیشرفت کار دوستان تاثیرگذار باشد. »
ایوبی با اشاره به بیت ( با عطرت داری دلتنگی روی تنهایی ام می پاشی/ صدای زنگِ گوشیمه، دیگه باید خودت باشی) گفت : « در این بیت تعلیق به خوبی دیده می شود. علاوه بر این که بعد از این تعلیق، ترانه سرا به ترجیع بند می رسد. این نشان می دهد که ترانه سرا مسیر درستی را انتخاب کرده است و با پشتکار و حضور در جلسه ها می تواند به نتیجه مورد نظر برسد.»
آقای عزیزی نفر بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت و پس از او نیز خانم یوسفی پشت تریبون رفت. مهدی ایوبی در نقد کار خانم یوسفی با اشاره به بیت ( باید یه کم نسبت به کارات بی تفاوت شم، وقتی که تو بی طاقتی هامو نمی فهمی/ قَدَّ یه دنیا فاصله می گیرم از حالت، وقتی دلیل این که اینجامو، نمی فهمی) گفت: « وزن در خدمت کلام محاوره است. نیم مصراع اول دقیقا به زبان محاوره نوشته شده و این از نقاط قوت کار است. در حال حاضر، بیشتر ترانه هایی مورد پسند است که همین نکات در آنها مورد توجه قرار گرفته شده باشد. استفاده درست از کلام محاوره در ترانه می تواند به کار، جان بدهد.»
مسعود ایمانی با یک کار اجتماعی نفر بعدی ای بود که پشت تریبون رفت.کار او ابتدا توسط علی توده فلاح مورد نقد قرار گرفت. توده فلاح درباره کار گفت: « باید زاویه نگاه تان را به مسایل اجتماعی تغییر دهید؛ به ویژه درباره موضوع هایی که بارها درباره آن به اشکال مختلف صحبت شده است. شما به اسلوب و زبان مسلط هستید؛ اما نوع نگاه تان به موضوع، به خصوص موضوع های اجتماعی که عموما با گِله گذاری همراه بوده و به راحتی می تواند به سمت " شعاری شدن" برود، دقیق تر و متمایز باشد. به نظرم در کار شما، کلام، جلوتر از خلاقیت شاعر برای پرداخت به موضوع قرار داشت.»
«صابر قدیمی » با اشاره به طولانی بودن کار ،این طور نظر داد که:« اطناب در کار، به ترانه لطمه زده است. خیلی از بیت ها را می توانستید حذف کنید. به این ترتیب مضمون یکپارچه تر شده و نوسان در پرداخت موضوع نیز برطرف می شد.»
قدیمی ادامه داد: « وقتی تعداد بیت ها زیاد باشد، برقراری ارتباط بی آنها ، سخت تر می شود. این مساله در اشعار و ترانه ها با موضوع اجتماعی، حساس تر است؛ چرا که اطناب می تواند ذهن مخاطب را به سمت مفاهیمی غیر از مفهوم های مد نظر ترانه سرا ، منحرف کند. هرچه تعداد بیت ها کمتر بوده اما پرداخت بیشتر باشد، بهتر است.»

•می شد در هر نقطه تمام شود
پس از آن که خانم رحمتی و خانم کربلایی کارهای شان را خوانده و توسط دوستان مورد نقد قرار گرفتند، نوبت به آقای صدیقی رسید. او با خواندن یک کار" سپید "، ابتدا توسط «آقای صادقی » مورد نقد قرار گرفت. صادقی با اشاره به نحوه حضور شاعر در کارش نقد را این طور آغار کرد که : « در برخی از کارها، ترانه سرا یا شاعر در کار، اصلا حضور ندارد و کار به شکلی تقلید از دیگران محسوب می شود. در بعضی دیگر از کارها،شاعر حضور دارد اما باز هم امضای او به شکلی که باید در کار دیده نمی شود و در نهایت این که در برخی اشعار،شاعر- ترانه سرا، با جسارت در کارش حضور داشته و امضایش پای کار دیده می شود.»
او ادامه داد: « در حالت اول که اتفاقی نیفتاده است. در حالت دوم، کار روی مخاطب تاثیر می گذارد اما نمی تواند پاسخگوی مخاطب خاص باشد . اما در حالت سوم، کار هم مخاطب عام و هم خاص را جذب می کند. به نظر من شما در گروه دوم قرار می گیرید. امضای تان در کار هست؛ اما جسارت لازم را نداشتید.»
«علی توده فلاح » نیز کار را این طور نقد کرد که : « تصور می کنم سبک های شعری " معنا گریز"، " ارتباط گریز" نیستند. به این معنی که در این نوع اشعار نیز جلب مخاطب، مد نظر است. »
توده فلاح درباره ضرورت ارتباط مخاطب با کار گفت : « کار شما، داستان داشت. اما از مرحله ای به بعد، داستان گم شده و همین باعث قطع ارتباط مخاطب می شد. " مونوتُن " شدن کار نیز به آن لطمه می زد. علاوه بر این که شما، شاعرانگی را از " تکنیک های شاعرانه " نگرفته بودید و سعی کردید با تکیه بر " محتوا" تصاویر شاعرانه خلق کنید. ولی گم شدن داستان و مونوتن شدن کار، با توجه به تکیه شما بر محتوا برای خلق تصاویر، به کار لطمه زده بود.»
« دکتر افشین یداللهی » نیز درباره کار این طور نظر داد که :« شعر سپید شما، می توانست در هر نقطه ای از کار، تمام شود؛ پنج، شش بیت بالاتر یا ده بیت پایین تر. از طرفی می توانستید مثلا 15 خط دیگر به کار اضافه کنید. این نشان می دهد که پرداخت به درستی انجام نشده است. »
«دکتر سید مهدی موسوی » با اشاره به نکته ای در شعر – ترانه امروز گفت: « اکنون ، بحث بر سر این است که زمانی می توان اثری را کامل دانست که نتوان یک " ویرگول " از آن حذف کرد و اگر این کار را انجام دهیم، به کل کار لطمه وارد شود. بنابراین این که اشاره می کنند کار می توانست در هر نقطه ای تمام شود یا خط های دیگری به آن اضافه شود؛ یعنی این که شعر سپید شما نه تنها پایان بندی درستی نداشته است، بلکه کار در بدنه نیز رها شده است.»
دکتر موسوی با اشاره به برخی کارهای سهراب سپهری گفت:« دربرخی از کارهای سپهری نیز " فرم خطی" دیده می شود. به این معنی که می توان تکه ای از کار را خواند، بدون آن که به محتوا لطمه ای وارد شود. اما به نظر من کارهایی که " فرم بسته " داشته و غیرقابل تغییر هستند، بهتر بوده و مخاطب از شنیدن آن لذت بیشتری می برد.»

•توجه به الزامات پی در پی
خانم قادری نقر بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت. دکتر سید مهدی موسوی، ابتدا با اشاره به برخی نکات مثبت کار مبنی بر این که اثر، حس خوبی داشته و زمینه چینی لازم برای پرداخت به موضوع را داشت در نقد کار گفت:« گاهی می توان نکاتی به ترانه اضافه کرد که آن را از کاری متوسط به کاری خوب یا عالی تبدیل کرد. باید از کلمات، " کارکرد" گرفت و تنها به حس نهفته در پشت کلمات، اکتفا نکرد.»
دکتر موسوی درباره مخالفان و موافقان پابندی به قوانین " عروض" در ترانه نیز این طور نظر داد که: « برخی معتقدند نیازی به رعایت قوانین عروض در ترانه نیست. اما برخی دیگر رعایت این نکته ها را ضروری می دانند . این جا دو نکته مطرح است. نخست این که یکی از علت های به وجود آمدن قوانین عروضی، احساس نیاز به شکل گیری کلام بوده است. مثلا " ایی " در بین مُصَوَّت های بلند، کمترین کشیدگی آوایی را داشته و به همین دلیل کمترین موسیقی پذیری را هم دارد. بنابراین آگاهی از این نکته ها و رعایت آنها در ترانه، می تواند به ملودی پذیری آن کمک بیشتری کند. دوم این که باید ببینیم گذر از قوانین شعر کلاسیک در ترانه به بهتر شدن کار کمک می کند یا نه ؟ اگر کار زیباتر شود، در مواردی اشکالی ایجاد نمی کند. در غیر این صورت بهتر است این قواعد را رعایت کرد.»
«عبدالجبار کاکایی » نیز با اشاره به بیت ( توی هیاهوی نگاهِ تو، می شه بدون جنگ سازش کرد) گفت:« بار برخی از الزامات شعری روی دوش شاعر و برخی دیگر به دوش مخاطب است . تعادل بین این دو، به تمرکز شاعر هنگام پرداختن به مضمون ها برمی گردد. مثلا در مصراعی که اشاره کردم ، از فعل " می شه " استفاده کرده اید. استفاده پی در پی از این فعل، مناسب نیست. به همین دلیل شاعر باید به الزام هایی که پشت سر هم در ابیات متوالی می آورد، توجه داشته باشد.»
پس از این کار خانم فروزنده توسط علیرضا سلیمانی مورد نقد قرار گرفت.

•اجرای اول، ترس
نخستین کار اجرایی که شنیده و مورد نقد قرار گرفت، با ترانه ای از " پَرسا مقدس" ، آهنگسازی و خوانندگی" فردین ناجی" و تنظیم " فرزاد فتاحی " بود.
پس از آن کارهای خانم خانی فر، آقای شیرانی ( از اصفهان) ، خانم روحنده، عدنان نوروزی، علی پناهی، نازنین شاطری پور و میثاق جوهری شنیده شد.

•درد را می شناسد
کار سپید سیروس ذکایی، ابتدا توسط «فروغ تاری وردی » مورد نقد قرار گرفت. تاری وردی با اشاره به خوانش خوب سیروس ذکایی که با حس آمیزی همراه است این طور نظر داد و گفت:« نکته ای که مدت ها است درباره آثار شما در ذهنم شکل گرفته این است که کارهای شما تصویرسازی خوبی دارد. به همین دلیل انتظار دارم با فکر خلاقی که دارید، تصویرسازی های بیشتر و بهتری داشته باشید. »
«سابیر هاکا » نیز گفت:« سیروس ذکایی، درد را خوب می شناسد، می فهمد و همین ، ویژگی خاصی به کارهای او می دهد.»

•اجرای دوم
پس از ترانه ، سپید و چهارپاره های دوستان، نوبت به شنیدن کار اجرا شده دوم رسید. این کار با ترانه ای از " المیرا بهشتی" ، خوانندگی و آهنگسازی " انوشیروان تقوی" و تنظیم " مهران دبیری" اجرا شده بود.
پس از شنیدن کار، آثار محمد حسینی مقدم و آقای فریدزاده شنیده شد.

•زبان، ارتباط، اندیشه
در این بخش، « عبدالجبار کاکایی » ، مهمان هفته گذشته خانه ترانه، پس از تبریک پیشاپیش سال نو، صحبت هایش درباره جایگاه کنونی ترانه در کشورمان را این طور آغاز کرد:« برگزاری نشست های متعدد در زمینه ترانه، باعث شده تا هویت این نوع شعر، روز به روز اصیل تر شده و به شکوفایی برسد. تصور می کنم که موقعیت ترانه سرایان در سال های اخیر به مراتب مستحکم تر شده و این مرهون تلاش دوستانی چون دکتر یداللهی و دیگر فعالان این عرصه است که با برگزاری چنین نشست هایی به مستحکم تر شدن جایگاه ترانه و ترانه سرایان کمک می کنند.»
او ادامه داد : « همه ما به عنوان شاعر و ترانه سرا به این نتیجه رسیده ایم که " زبان" ، وسیله ای است برای برقراری " ارتباط " و انتقال " اندیشه". این نکته، پیامی بود که از دهه هشتاد شنیده شده و به تدریج، بیشتر مورد توجه قرار گرفت. ضرورت برقراری ارتباط با مخاطب اتفاقی است که مورد توجه شعرا قرار گرفته و این مهم درباره ترانه سرایان، به شکل پررنگ تری مد نظر قرار گرفت.»
کاکایی درباره کارهایی که همان روز در خانه ترانه شنید نیز این طور نظر داد و گفت: « آثاری که شنیدم، خوب و نقد و نظرها، دقیقا در راستای رشد و تعالی استعدادها بود.»
اما کاکایی به سکوت ترانه سرایان درباره پرداختن به مسایل اجتماعی اشاره کرد و گفت:« جامعه ما به ترانه های اجتماعی نیاز دارد. اگر در حوزه تولید به ترانه های اجتماعی توجه نمی شود- چون عموما موانعی وجود دارد – اما فکر می کنم خوشبختانه از همین تریبون ها، هنوز مجالی برای پرداختن به موضوع ها و مسایل اجتماعی وجود دارد. امیدوارم از این نوع ترانه ها نیز بیشتر بشنویم.»
عبدالجبار کاکایی پس از این با خواندن سه کار، تریبون را ترک کرد.
دکتر یداللهی نیز با اشاره به جلسه های عبدالجبار کاکایی ( عصر شعر و ترانه) ، درباره خوانده شدن آثار اجتماعی گفت: « دوستان البته کار اجتماعی کم ندارند؛ اما در حدی که چهارچوب ها اجازه می دهند، ترانه های اجتماعی شان را می خوانند. »

• بدون نقد اول
در این بخش آثار «مهدی ایوبی »، « مهسا ناجی »و «فاطمه اختصاری » بدون نقد شنیده شد. تشویق های حضار بیانگر آن بوده که آثار، مورد توجه قرار گرفته است.

•اجرای سوم
نوبت به شنیدن ترانه " علی توده فلاح " رسید. توده فلاح درباره ملودی کار این طور توضیح داد که: « تمپوی موسیقی، 150 است و تمپوی خواننده، 75. این برای نخستین بار است که در موسیقی پاپ ایران از این سبک استفاده می شود. در غرب، گروه " Redio Head" از این روش استفاده کرده است. در تولید کار بیشتر از اسلوب " آلترناتیوفیوژن " استفاده کرده اند.»
در این بخش پس از شنیدن کار اجرایی، کاری از طاهره کوپالی شنیده شد.

•اجرا در خانه ترانه
همان طور که از قبل نیز برگزاری این برناه اعلام شده بود، نوبت به اجرای زنده رسید. در این بخش سه ترانه به نام های " حقیقت" با ترانه ای از "حمیدرضا صمدی" ، ملودی " بابک زرین" و تنظیم " رضا تاجبخش " ؛ ترانه " کجا بودی؟ " با ترانه ای از "حامد صوفی "، ملودی " علی اعلایی " و تنظیم "راشا تقی پور" و ترانه " سَمت ِ تو " با ترانه ای از " پوریا ربیعی" ، ملودی " علی قرایی منش" و تنظیم " علی ایزایی" به خوانندگی « امیر کهکشان » و تک نوازی پیانوی « رضا تاجبخش» شنیده شد.
پس از اجرا، « نیما کوکلانی » یکی از دوستان قدیمی خانه ترانه پشت تریبون قرار گرفت. این حضور، آخرین حضور او در خانه ترانه ، پیش از سفر برای اقامت دایمی در خارج از کشور بود. تشویق دوستان نشان می داد که کار کوکلانی مانند همیشه مورد توجه قرار گرفته است.

•آخرین شنیده ها
حسن ختام آخرین جلسه خانه ترانه در سال 90 نیز حضور « دکتر سید مهدی موسوی » و « یغما گلرویی » پشت تریبون خانه ترانه بود. ابتدا « دکتر سید مهدی موسوی» پشت تریبون قرار گرفت و با خواندن چند شعر که مورد استقبال حاضران قرار گرفت، تریبون را ترک کرد. پس او نوبت « یغما گلرویی» بود. گلرویی در حالی پشت تریبون حاضر شد که مدت ها از زمان قانونی جلسه گذشته بود و با وجود تذکرهای مکرر برای ختم جلسه، حضار منتظر شنیدن کار یغما گلرویی بودند. کار او نیز با تشویق و استقبال دوستان حاضر روبرو شد.

•دیگر تمام شد
آخرین جلسه خانه ترانه در سال 90، در حالی به اتمام رسید که بسیاری از دوستان و همراهان همیشگی خانه ترانه به دلیل حضور مهمانان، فرصت ترانه خوانی را به آنها داده و جلسه را با نقد و نظرهای شان خوب شان همراهی کردند. دکتر افشین یداللهی نیز با عذرخواهی از دوستان همیشگی خانه ترانه به دلیل کمبود وقت و باقی ماندن اسامی حداقل 20 نفر که فرصت ترانه خوانی به آنها نرسید، جلسه را خاتمه داد.

•دیدار دوباره
نخستین جلسه خانه ترانه در بهار 91، پنج شنبه 17 فروردین ماه 91 در ساعت و مکان قبلی خود یعنی فرهنگسرای ارسباران، بالاتر از پل سید خندان، خیابان جلفا، از ساعت 30/13 تا 17 خواهد بود.

 

 

زمان اولین جلسه خانه ترانه در سال 91 و گزارش آخرین جلسه سال نود(در مجله موسیقی پرشیا)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 11:13  توسط گروه نویسندگان  | 
نشست هفته گذشته خانه ترانه، پنج شنبه هجدهم اسفند ماه نود، بر اساس برنامه از پیش تعیین شده، با دو ویژه برنامه، علاوه بر برنامه همیشگی خود یعنی ترانه خوانی و نقد آثار، برگزار شد. همان طور که از هفته قبل نیز اعلام شده بود؛ رونمایی از نخستین مجموعه ترانه های « صابر قدیمی» با عنوان « لبخندِ شیرین فرهاد» و اجرای موسیقی توسط « بابک زرین» به خوانندگی «هومن جاوید» با اشعاری از « دکتر افشین یداللهی»،« یغما گلرویی» و « حمیدرضا صمدی» ، ویژه برنامه های پنج شنبه گذشته خانه ترانه بود. ضمن این که ترانه تیتراژ پایانی مجموعه داستانی « شکست سکوت» با ترانه ای از « حامد بصیر » نیز شنیده و مورد نقد و بررسی قرار گرفت. نگاهی داریم به آن چه در خانه ترانه گذشت...

•هر هِجا، یک فرصت
برنامه با ترانه خوانی پیام جهانگیری آغاز شد. ترانه او ابتدا توسط دکتر یداللهی مورد نقد قرار گرفت. دکتر یداللهی با نقد کارکرد یکی از قیدها، در مصراعی از بیت ( تصویر تلخِ لحظه آخر تو چشم خیسم ته نشین می شه/ انگار تموم وسعت این شهر، بی تو برام میدون مین می شه) درباره استفاده از " حتی" این طور نظر داد که : « دلیل استفاده از " حتی " در مصراع مورد نظر چیست؟ به جای این کلمه، از کلمه های دیگری هم می توان استفاده کرد. مثلا از قید " شاید" و این ایرادی به کار وارد می کند. »
مهدی ایوبی نیز درباره استفاده از "حتی "در مصراع مورد نظر گفت : « به نظر من می توان از قید " وقتی " هم به جای " حتی " استفاده کرد. این مساله دو ایراد را به کار وارد می کند. اول این که قید " حتی" ، 2 هجا دارد. 2 هجا یعنی یک فرصت برای صحبت کردن، استفاده از یک کلمه مناسب و رسیدن به شاعرانگی. بنابراین نباید این " هجاها " را به راحتی از دست داد. دوما این که اگر بیتی با جابه جایی کلمه ای، بازهم مفهومش تغییر نکند، یعنی این که بیت خوبی نبوده و کار از چفت و بست محکمی برخوردار نیست. »
سپس یونس گرایی از ایلام، پشت تریبون قرار گرفت و ترانه او توسط مهدی ایوبی و دکتر یداللهی مورد نقد قرار گرفت. دکتر یداللهی درباره برگزاری جلسه های ترانه خوانی در ایلام از گرایی سوال کرد که او در پاسخ گفت: « هر دو هفته یک بار، جلساتی برای ترانه خوانی در ایلام تشکیل می شود؛ که کار برخی از دوستان نیز خوب است. »
کار آقای رزازیان نیز توسط مونا برزویی و مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت. پس از او علی پناهی پشت تریبون قرار گرفت که حمیدرضا صمدی در نقد ترانه پناهی گفت : « یکی از نکات مهم، مساله " خوانش " ترانه سرا است. این مساله به ویژه زمانی که ترانه سرا کارش به مرحله اجرا می رسد ،بسیار مهم است. به این دلیل که نخستین فرکانس هایی که آهنگساز از ترانه می گیرد، از " خوانش " ترانه سرا است. به همین دلیل اگر کار به خوبی خوانده شود، آهنگساز برای ساختن ملودی، ترغیب می شود؛ در غیر این صورت ممکن است ترانه به گوش آهنگساز به خوبی ننشسته و از ساختن ملودی برای آن منصرف شود. ضمن این که خوانش نادرست، می تواند ایرادهای وزنی برای شعر ایجاد کند، درحالی که شعر یا ترانه، مشکل وزنی ندارد. »
غزل و ترانه های نازنین شاطری پور، خانم فراهانی، آقای محبی نیا، مهدی قهرمانی و آقای فرزین نیز توسط عزیز عباسی، مهدی ایوبی، مونا برزویی و آقای فریدزاده مورد نقد قرار گرفت.
• با سعه صدر قدم برداریم
احسان رشیدی نفر بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت. او که حدود یک ماه پیش، ترانه ای را خوانده و مورد نقد جدی برخی از دوستان خانه ترانه قرار گرفته بود، این بار براساس یک بیت از ترانه قبلی، ترانه کاملی را سروده بود. پس از تشویق حضار دکتر یداللهی درباره کار او گفت: « رشیدی نمونه ای از افرادی است که ریسک پذیری، جرات و توانایی این را دارند که نقد را پذیرفته و با توجه به نقدی که به کارشان شده است، از ابتدا ترانه دیگری بسرایند .این، یکی از گام های مهم برای ورود به عرصه حرفه ای هنر است. گاهی ترانه سرا مجبور می شود ترانه ای را که سروده و به آن نیز علاقه دارد، کنار گذاشته و از نو ترانه دیگری بسراید. »
علیرضا سلیمانی نیز درباره کار احسان رشیدی گفت: « یک ماه پیش، زمانی که ترانه شما را نقد کردم، بسیاری به من خرده گرفتند که چرا این طور برخورد کردم؟ مگر می شود به ترانه سرا گفت که همه ترانه را کنار بگذارد و فقط یک بیت از آن را نگه داشته و براساس آن ترانه دیگری بگوید؟ اما دید که شد. ترانه ای که امروز احسان رشیدی خواند، ترانه تقریبا بی نقصی بود.»
حمیدرضا صمدی نیز درباره کار گفت: « خوشحالم؛ چون خانه ترانه می آییم تا کار خوب بشنویم و لذت ببریم. من هم یکی از افرادی بودم که یک ماه پیش ترانه تان را نقد کردم و شما با سعه صدر، نقد را شنیدید و کار را تغییر دادید.»
و در نهایت ، مهدی ایوبی درباره ترانه احسان رشیدی این طور نظر داد که: « نقد پذیری شما و ترانه خوبی که امروز خواندید، نشان می دهد اگر بخواهیم، می توانیم درست قدم برداریم.»
پس از احسان رشیدی نیز علیرضا شاکرانه دو کار طنز خواند.

• شکست سکوت
در این بخش، ترانه تیتراژ پایانی « شکست سکوت» کار « حامد بصیر» با خوانندگی، ملودی و تنظیم « بهراد شهریاری»، که قرار است سال آینده از صدا و سیما پخش آن آغاز شود، شنیده شد.
امیرحسین کهکشان درباره کار گفت: « تنظیم کار مناسب نبود. این نقد به کار خواننده نیز وارد است. » حمیدرضا صمدی نیز در نقد کار این طور نظر داد که : « ترانه نسبتا خوب بود. اما به نظر می رسد " تلفیق" برای آهنگساز و تنظیم کننده کار، اصلا مهم نبوده است. معتقدم تلفیق، مساله مهمی است؛ چراکه باعث می شود کلام، به خوبی شنیده شود.»

•مفاهیم باید کامل باشد
ترانه خوانی با شنیدن کار شقایق میرزایی ادامه یافت. دکتر یداللهی با اشاره به بیت ( برات وصیت می کنم قلبمو، من که به جز تو وارثی ندارم / چشمامو هم خواستی بِبَر مالِ تو/ من واسه تو زندگیمو می ذارم) درباره نیم مصراع " برات وصیت می کنم قلبمو " این طور نظر داد :« این عبارت کامل نیست. " برات وصیت می کنم قلبمو " که چه کار کنند؟ در ادامه باید جمله کامل شود؛ که کامل نشده است. »
هما سعادت نیز به استفاده از جلمه ی " که استقامت پاهام رو اونه " در مصراع ( پاتو بزن به صندلی چوبی که استقامت پاهام رو اونه) گفت: « در جمله دوم این مصراع که به آن اشاره کردم، توضیح واضحات داده اید. این مشخص است که فردی که به دار آویخته شده، استقامت پاهایش روی صندلی یا چهارپایه چوبی است که زیر پایش قرار دارد.»
دکتر یداللهی نیز درباره استفاده از جمله ی " که استقامت پاهام رو اونه " توضیح داد: « تصویر در همان بخش اول مصراع ، کامل شده است و ادامه آن، یعنی جلمه ای که به آن اشاره شد، برای رسیدن به مصراع بعدی است. »
رضا بهاری نژاد نفر بعدی بود که پشت تریبون رفت. مهدی ایوبی با اشاره به بیت( با قاب عکسای قدیمی مون، شومینه مون تا صبح روشن بود) این طور توضیح داد که : « در این مصراع تصویر تازه ای خلق کرده اید. در واقع به جای استفاده از تصویر تکراری " سوزاندن عکس ها در شومینه " ، قاب عکس ها را در شومینه سوزانده اید و این خیلی خوب است.»
ایوبی ادامه داد:« اما به کار نقد هایی هم وارد است. کار، قافیه های زنگ داری ندارد. دلیل آن هم " فاصله زیاد بین قافیه ها است و مخاطب هر دو مصراع یک بار، به قافیه می رسد. علاوه بر این که از قافیه ها با " هجای کوتاه " استفاده کرده اید. در نهایت این که در بعضی از بیت ها، جابه جایی ارکان جمله زیاد اتفاق افتاده است.»

•رونمایی از لبخند شیرین
نوبت به نخستین ویژه برنامه خانه ترانه، یعنی رونمایی از نخستین مجموعه ترانه های صابر قدیمی با نام « لبخند شیرین فرهاد» رسید. این مجموعه که به تازگی توسط « نشر شانی» در شمارگان 1000 نسخه به چاپ رسیده است، برای نخستین بار در " خانه ترانه " رونمایی شد.
صابر قدیمی پس از قرار گرفتن پشت تریبون، صحبت هایش را این طور آغاز کرد که: « خوشحالم که رونمایی کتابم در خانه ترانه، خانه دوم من و بسیاری از دوستانم، برگزار می شود. خانه ای که در آن ترانه گفتیم و شنیدیم و هر پنج شنبه در کنار هم در این خانه ، زندگی کردیم. »
قدیمی ادامه داد: « اسم کتاب ابتدا ، " شیرین بخند، جان فرهاد" بود که به پیشنهاد دکتر افشین یداللهی به " لبخند شیرین فرهاد" ، تغییر نام داد. از دکتر افشین یداللهی به خاطر همت شان تشکر می کنم. ویژگی ای که باعث شد ما بتوانیم فعالیت های مان در زمینه شعر و ترانه را ادامه دهیم. »
قدیمی با خواندن دو کار از کتابش، تریبون را ترک کرد.

•سلیقه در انتخاب قافیه
پس از برنامه رونمایی از کتاب صابر قدیمی، افشین مقدم پشت تریبون قرار گرفت. مقدم پیش از خواندن کار، به این نکته اشاره کرد که اثرش در آلبوم جدید « خشایار اعتمادی» با ملودی « علیرضا افکاری» به زودی به بازار موسیقی عرضه خواهد شد. مونا برزویی درباره کار مقدم این طور نظر داد که : « سلیقه و وسواس شما در انتخاب قافیه های جدید باعث می شود تا پرداخت متفاوتی هم داشته باشید و این نکته بسیار مثبتی در اغلب آثار شما است.»
پس از مقدم، آثار حامد جلیلی، مهدی ایوبی، آقای عرب عاملی و زهرا زواری شنیده شده و توسط مهدی ایوبی، علیرضا سلیمانی و امیر توده فلاح مورد نقد قرار گرفت.

•3 ترانه، یک اجرا
ویژه برنامه دوم، اجرای موسیقی توسط بابک زرین همراه با خوانندگی هومن جاوید بود. جاوید پیش از شروع اجرا ابتدا به نکاتی اشاره کرد و گفت: « از آخرین باری که در جمع دوستان خانه ترانه اجرا داشتم، 8 سال می گذرد. مدت زمان نسبتا زیادی گذشته است. خوشحالم از این که دوباره در جمع دوستان قدیمی هستم و دوستان جدیدی هم به جمع اضافه شده اند و صندلی های خانه ترانه کماکان، پُر است. احساس خوشحالی می کنم و به دودستم دکتر افشین یداللهی تبریک می گویم.»
او ادامه داد:« 3 کاری که امروز به همراهی ، بابک زرین اجرا می کنم، از آلبوم " شاه ماهی " است که اردیبهشت ماه سال آینده به بازار موسیقی عرضه خواهد شد. حدود 10 سالی است که آلبومی از من منتشر نشده است؛ چون بیشتر روی صحنه اجرا داشته ام.»
پس از اجرای سه ترانه ی « عادتم شده» ، « آتشفشان» و « مزرعه قهوه» ، دکتر یداللهی به چند نکته اشاره کرد و گفت: « بابک زرین، به دلیل علاقه ای که برخی از ملودی هایش داشت و اجرای آنها نیز توسط دیگران سخت بود، آنها را به کسی ارایه نکرده بود. زمانی که هومن جاوید، چند کار را به صورت " اِتود" خواند، قرار شد تا این مجموعه ملودی ها، در کنار هم به صورت یک آلبوم، منتشر شود.»
او درباره هومن جاوید نیز گفت:« اجرای خوب و حرفه ای هومن جاوید باعث می شود تا حس خوبی از تک تک کلمات ترانه به مخاطب منتقل شود؛ این اجرای خوب نیز به دلیل سال ها اجرا با گروه " رومی " است. »
بابک زرین نیز درباره نحوه شکل گیری آلبوم شاه ماهی گفت: « به برخی از ملودی هایم علاقه ویژه ای داشتم. از طرفی احساس می کردم اجرای آنها کمی سخت است. اما ترانه های خوب دوستان و اجرای توانمند هومن جاوید باعث شد تا این آلبوم شکل بگیرد.»

• بدون نقد
با توجه به فشردگی برنامه خانه ترانه، مانند بسیاری از جلسه ها، ترانه های دوستانی چون؛ محسن شیرالی، میلاد تهرانی، سپیده امینی، مونا برزویی، امیر توده فلاح و علی ایلیا بدون نقد شنیده شد.

•در پایان
پنج شنبه، 25 اسفند ماه نود، آخرین جلسه خانه ترانه در سال 90 است؛ یعنی پنج شنبه هفته جاری، 25 اسفند نیز جلسه خانه ترانه برگزار می شود. در این جلسه نیز علاوه بر ترانه خوانی و نقد و بررسی ترانه ها، خانه ترانه شاهد برگزاری ویژه برنامه ای نیز خواهد بود که متعاقبا، طی هفته جاری اعلام می شود.

خانه ترانه در ۱۸ اسفند

صابر قدیمی،رونمایی کتاب "لبخند شیرین فرهاد"

دکتر افشین یداللهی/ هومن جاوید/ بابک زرین 

افشین مقدم

روزبه آزادی

میلاد تهرانی

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 23:48  توسط گروه نویسندگان  | 
رونمایی دیگر در خانه ترانه...

پنج شنبه هفته جاری، 18 اسفند ماه 90، بخشی از برنامه خانه ترانه به رونمایی از نخستین مجموعه ترانه های « صابر قدیمی » با عنوان « لبخندِ شیرین فرهاد» اختصاص دارد.
این کتاب که به تازگی توسط " نشر شانی " در شمارگان ( تیراژ) 1000 نسخه و در 80 صفحه به چاپ رسیده است، دربرگیرنده ترانه های صابر قدیمی از سال 85 تاکنون است.

 

خانه ترانه و اجرای موسیقی...


پنج شنبه این هفته، 18 اسفند ماه 90، خانه ترانه شاهد برگزاری یک ویژه برنامه دیگر است. این برنامه به اجرای قطعاتی از آلبوم « شاه ماهی» اختصاص دارد.
ترانه سرای این قطعات، «دکتر افشین یداللهی »، «یغما گلرویی » و «حمید رضا صمدی» هستند. ملودی و تنظیم به عهده « بابک زرین » بوده و خواننده کارها نیز « هومن جاوید » است. در این برنامه شاهد اجرای زنده ی بابک زرین و خوانندگی هومن جاوید خواهیم بود.
ورود برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان است

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 23:48  توسط گروه نویسندگان  | 
 جلسه هفته گذشته خانه ترانه ، پنج شنبه یازدهم اسفند ماه نود در حالی برگزار شد که علاوه بر ترانه خوانی و نقد ترانه، دو برنامه یعنی برگزاری ویژه برنامه رونمایی دومین مجموعه ترانه های « مهدی ایوبی » با عنوان « تیمارستان» و اجرای دو ترانه به خوانندگی « مهدی گُلی » و نوازندگی پیانوی « مهدی دهقانی » در کنداکتور برنامه خانه ترانه قرار گرفته بود. علاوه براین ترانه تیتراژ فیلم « شیرین،قناری بود» ، یکی از فیلم های جشنواره فجر امسال، سروده آقای ابراهیمی نیز شنیده و مورد نقد قرار گرفت. آن چه می خوانید گزارشی است از همه اتفاقات هفته گذشته خانه ترانه.


• تکرار به شرط تاثیر حسی
برنامه طبق روال، با ترانه خوانی آغاز شد. نخستین فرد حاضر در پشت تریبون آقای تحصیلداری بود که ترانه او توسط علیرضا سلیمانی و مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت. پس از این کار آقای بکران شنیده و نقد شد و سومین نفری که پشت تریبون قرار گرفت، خانم نادری بود.
دکتر یداللهی با اشاره به استفاده از کلمه ی « ناموزون »در کار خانم نادری، در بند ( صدای یک شکستن با مَنه دایم / حسابِ روز و شب هاش دیگه دستم نیست / می خوام باور کنم این ضربِ ناموزون / صدای قلبی که یک شب شکستم نیست) گفت: « استفاده از کمله ناموزون و ترکیب ساخته شده با آن یعنی « ضرب ناموزون» مناسب نیست؛ چرا که این ترکیب، با فضای ترانه شما همخوانی ندارد. علاوه بر این کلمه « ناموزون» به سختی در فضای ترانه ی محاوره می نشیند؛ مگر این که به دقت از آن استفاده شود.»
دکتر یداللهی ادامه داد:« از کلمه ی " روزها " هم زیاد استفاده کرده بودید. تکرار یک کلمه در کار زمانی توجیه دارد که تاثیر حسی مثبتی روی مخاطب داشته باشد؛ درغیر این صورت نباید کلمه ای را در یک کار تکرار کرد.»
هما سعادت با اشاره به استفاده از برخی از کلمه ها برای پرکردن وزن گفت:« در بندی که خواندید، کلمه " یک"، اولا باید "یه " خوانده شود. دوما این که از کلمه هایی مثل "یک"، " این روزها " و... برای پرکردن وزن زیاد استفاده کرده بودید.این به ساختار و زیبایی کار لطمه می زند.»
ترانه حامد بصیر ابتدا توسط حمید رضا صمدی مورد نقد قرار گرفت. صمدی درباره تاثیر انتخاب کلمه های در ورودی کار گفت:« در مطلع ترانه، از دو کمله ی " خراب " و " انتخاب " استفاده کرده اید. ( تموش نکن، بی تفاوت نرو؛ داری راهو بد انتخاب می کنی/ با احساسی که تا اَبد بین ماست، داری زندگیتو خراب می کنی) . از طرفی " ش" متصل به " تمومش" به نظر من در ملودی پوشیده نمی شود. دو کلمه خراب و انتخاب نیز به خوبی روی ملودی نمی نشینند. مطلع ترانه نخستین بخشی است که مخاطب آن را می شنود. بنابراین یکی از مهم ترین بخش های ترانه است.»
او ادامه داد: « نقطه قوت کار شما استفاده از قافیه های جدید است؛ اما به نظر می رسد کمی تعادل بین حس و تکنیک به هم خورده و توجه شما به تکنیک بیشتر از حس بوده است.»
دکتر یداللهی درباره سکته های وزنی موجود در ترانه و کارکرد ملودی در این بخش ها این طور نظر داد که:« برخی از سکته های وزنی با ملودی به راحتی پوشانده می شوند. ولی در بعضی موارد، اگر آهنگساز دقت نکند، سکته وزنی مشخص می شود. در کار شما هم آهنگساز برای پوشاندن سکته وزنی باید دقت کند، در غیر این صورت این مساله مشخص می شود.»
حمیدرضا صمدی درباره تاثیر توجه ترانه سرا به ملودی کار این طور توضیح داد که: « وقتی ترانه ای را می نویسیم، آن را با ملودی ذهنی ای که داریم، زمزمه کنیم تا ببینیم چه بخش هایی از ترانه ما ممکن است ملودی پذیری مناسبی نداشته باشد. چه کلمه ها یا حروفی ممکن است از ملودی بیرون بزنند. این کار یک ویرایش اولیه ماسب برای پیدا کردن ایرادهای احتمالی کار است.»
مهدی ایوبی درباره نحوه استفاده از اصطلاح های عامیانه در کار گفت:« وقتی از اصطلاح عامیانه ای استفاده می کنیم؛ باید اصطلاح را کامل به کار ببریم تا تاثیرگذار باشد. در بیت ( نرو، بی تفاوت که دلواپسم همه چیزو یک جا به آتیش نَکِش/ به جونِ خودت حالِ من بدتره، دیگه خاطراتِ بَدوُ پیش نَکِش ) اصطلاح باید به صورت « پایِ خاطراتِ بَدوُ پیش نَکِش» استفاده می شد. »

• جایی برای تعبیرِ دیگر نیست
ترانه میثم بهاران ابتدا توسط دکتر یدللهی مورد نقد قرار گرفت. او با اشاره به بیت ( کاش می شد که سیبِ سرخ هفت سین من شی/ تو شبای این زمستون ماهِ فروردین من شی ) به نظرم مصراع اول به خوبی مصراع دوم نیست. " سیبِ سرخ ِ هفت سین شدن "، باعث شده تا ترکیب خیلی مصداقی شود. ترانه سرا جای هیچ تعبیر دیگری برای این ترکیب نگذاشته است. در واقع درباره این " سیب سرخ " به قدر کافی توضیح داده شده و تکلیف آن مشخص شده است. از طرفی برای " هفت سین" ، توضیح دیگری داده نشده است که بتوان از آن تعابیر دیگری گرفت. »
علیرضا سلیمانی با اشاره به بیت ( بیا آفتابی شو امروز تو چشای من نگا کن/ بغضمو بریز رو شونه ات، کفن جاده رو واکن) گفت :« چرا از کفن استفاده کرده اید ؟ مخاطب متوجه می شود که " کفن " ، ایهامی برای " برف " است اما "سفیدی" این دو، برای ایهام کافی نیست. »
دکتر یداللهی درباره استفاده از ترکیب " کفن جاده رو واکن " توضیح داد و گفت:« هدف شما این بوده که بگویید راه باز شده و این سفر به رسیدن ختم شود. اما از ترکیب مورد استفاده این مفهوم گرفته نمی شود.»
او ادامه داد :« ساختار ترکیب تان اشکال دارد. کفن مُرده وقتی باز شود، مُرده زنده نمی شود. بنابراین اتفاقی که می خواهید، نمی افتد؛ یعنی " جاده زنده نمی شود " ؛ " جریان زندگی شروع نمی شود ".»
حمیدرضا صمدی نیز درباره کار گفت:« تصاویر ذهنی تان در کار خیلی زیاد است. در حال حاضر بیشتر، ترانه هایی موفق می شوند که تصاویر " عینی " شان زیادتر باشد. به نظرم باید تغییری در نگرش تان داشته باشید تا به " ترانگی " بیشتری برسید. »
صمدی ادامه داد :« تصاویر ذهنی باعث می شود مخاطب تصاویر را گم کند. درواقع تصاویر ملموس نیست . باید تصاویر برای مخاطب ملموس تر باشد.»
پس از این ؛ ترانه های خانم رحمتی، سهیلی احمدی، شقایق میرزایی توسط روزبه آزادی، علیرضا سلیمانی، صابر قدیمی و مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت.
پیش از آن که نفر بعدی پشت تریبون قرار بگیرد، علیرضا سلیمانی با اشاره به دریافت جایزه اُسکار توسط " اصغر فرهادی " گفت:« این موفقیت بزرگ نشان می دهد هنرمندان ایرانی با وجود برخی شرایط ، می توانند به افتخارات بزرگی دست پیدا کنند.از دوستان می خواهم به افتخار این موفقیت بزرگ دست بزنند.»
دکتر یداللهی با اشاره به ضرورت تقدیر از هنرمندانی که موفق به کسب افتخارات بزرگ می شوند، گفت: « فیلم ابتدا در ایران چه توسط منتقدین و چه توسط مردم مورد استقبال قرار گرفت و در داخل کشور نخستین موفقیت هایش را کسب کرد. بعد از آن نیز در جشنواره های متعدد موفق به کسب جوایز ارزنده شد. بنابراین وقتی هنرمندی می تواند کاری در این حد ارزشمند خلق کند، حداقل کار ممکن، تقدیری در خور از اوست.»
پس از این کار آقای فرزین توسط روزبه آزادی و مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت.

• تیتراژ شیرین
در این بخش پس از پخش ترانه تیتراژ فیلم " شیرین قناری بود" ( یکی از فیلم های جشنواره فجر امسال) با ترانه ای از" آقای ابراهیمی" و خوانندگی و آهنگسازی " امید علومی " ؛ میثاق جوهری درباره جایگاه ترانه های تیتراژ به ویژه تیتراژ فیلم ها گفت:« در حال حاضر، کمترین هزینه ممکن برای ساخت ترانه های تیتراژ صرف می شود. این مساله به کار لطمه می زند.به این ترتیب خواننده، آهنگساز و ترانه سرا این فرصت خوب را از دست می دهند. بی اهمیتی به ترانه های تیتراژ، شاید ناشی از بی اطلاعی برخی از کارگردان ها از حوزه موسیقی باشد؛ در حالی که می توان با کمک گرفتن از مشاوران زبده در این زمینه، به نتایج بهتری رسید.»
پس از این، ترانه حسین بیاتی توسط روزبه آزادی، مهدی ایوبی، علیرضا سلیمانی و میثاق جوهری مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

• اجرای موسیقی

طبق برنامه ، نوبت به اجرای موسیقی رسید. در این بخش 2 کار به خوانندگی « مرتضی گُلی» به همراهی پیانوی « مهدی دهقانی » اجرا شد. ترانه نخست کار «سعید گودرزی» و ترانه دوم ، کاری از « صابر قدیمی» از مجموعه ی « لبخند شیرین فرهاد» بود. سازنده ملودی هر دو کار نیز مرتضی گلی بود.


• رونمایی تیمارستان
همان طور که از پیش اعلام شده بود، یکی از ویژه برنامه های هفته گذشته خانه ترانه، رونمایی از دومین مجموعه ترانه های « مهدی ایوبی » با نام « تیمارستان» بود.
مهدی ایوبی پس از قرار گرفتن پشت تریبون درباره کتابش گفت: « ابتدا از دکتر افشین یداللهی که هم زحمت نوشتن مقدمه مجموعه " تیمارستان" و ضمیمه ی " اولین ویرایش دستور خط محاوره فارسی " را به عهده گرفتند و هم این که فرصتی برای رونمایی این مجموعه در خانه ترانه فراهم کردند؛ تشکر می کنم. دکتر یداللهی حکم برادر بزرگ و استاد من را دارند و من این نکته را هیچ وقت فراموش نخواهم کرد.»
او ادامه داد: « از دکتر سیامک بهرام پرور نیز به خاطر یادداشت خوب شان در مقدمه این مجموعه تشکر می کنم. از روزبه آزادی، دوست و همراه همیشگی ام ، بابت ویراستاری این کتاب و از خانم شهرزاد داور برای عکس و طراحی این مجموعه نیز متشکرم. »
ایوبی ادامه داد: « تیمارستان، دومین مجموعه از ترانه های من از سال 84 تا به امروز است. ترانه ها به ترتیب سرایش جمع آوری شده است. این کتاب توسط انتشارات « فصل پنجم» در شمارگان 3 هزار نسخه و در 320 صفحه به چاپ رسیده است. تیمارستان دارای ضمیمه ای با عنوان " اولین ویرایش دستور خط محاوره فارسی " نیز هست.»
ایوبی با خواندن ترانه " کارتن خواب " از مجموعه تیمارستان صحبت هایش را پایان داد.
پس از او "روزبه آزادی " پشت تریبون قرار گرفت. او درباره ایده اولیه تالیف ضمیمه " اولین ویرایش دستور خط محاوره فارسی " گفت:« جرقه اولیه این ضمیمه ، در خانه ترانه اصفهان زده شد. دیدن " تفاوت در نوشتار ترانه ها " باعث شد تا به فکر تالیف چنین مجموعه ای بیفتیم.»
او ادامه داد:« همان طور که از اسم کتاب هم پیداست، این ویرایش نخست این رسم الخط است. امیدواریم بتوانیم با نظرات دوستان، به تدریج رسم الخط ترانه را یکسان سازی کنیم.»
دکتر یداللهی درباره این ضمیمه نیز این طور نظر داد که :« برای تالیف این رسم الخط، دوستان زحمت زیادی کشیده اند.این ضمیمه می تواند استانداردی در خطِ نوشتاری ترانه ایجاد کند. در این مجموعه، جمع بندی خوبی درباره نکات مد نظر در رسم الخط ترانه انجام شده است. نکته مهم این که مجموعه تیمارستان نیز براساس همین رسم الخط نوشته شده است. به این ترتیب می توان علاوه بر مطالعه ضمیمه، نکات ذکر شده را نیز در بخش نخست، یعنی مجموعه تیمارستان دید.»
روزبه آزادی در پایان با اشاره به 5 نکته مهم که در تدوین این دستور خط مد نظر قرار گرفته شده ،گفت:« روی این 5 نکته یعنی، کاربردی بودن دستور خط؛ نزدیک بودن نوشتار به گفتار؛ عدم استفاده از واژه های غیرملفوظ مگر در صورت لزوم؛ جدا نوشتن مشتقات کلمه و کم شدن آوانگاری؛ تاکید داشتیم.»
آزادی نیز با خواندن یک کار، تریبون را ترک کرد.

• در پایان بدون نقد
با توجه به اجرای برنامه ای دیگر پس از برنامه خانه ترانه در تالار هنر فرهنگسرای ارسباران، برنامه راس ساعت 5 باید به اتمام می رسید. به همین دلیل در پایان کارهای احسان رشیدی، حامد جلیلی، فروغ تاری وردی( سپید) ، محمدرضا شیرزاد، المیرا بهشتی، ایرج فیروزی و مهدی عابدی بدون نقد شنیده شد.

 

" تیمارستان " به تازگی توسط انتشارات " فصل پنجم " در شمارگان ( تیراژ ) 3 هزار نسخه و در 320 صفحه به چاپ رسیده است. این مجموعه شامل ترانه های شش سال اخیر " مهدی ایوبی " است. مقدمه این کتاب توسط " دکتر افشین یداللهی " نوشته شده است . ویراستار این مجموعه ترانه ، " روزبه آزادی " بوده و طرح و عکس جلد کتاب نیز کار " شهرزاد داور " است. " دکتر سیامک بهرام پرور " نیز یادداشتی درباره این کتاب نوشته است. مجموعه تیمارستان شامل ضمیمه ای با عنوان " ویرایش اول دستور خط زبان محاوره ای فارسی " است . این دستور خط زبان محاوره ای، تحت نظر و با مقدمه ای از دکتر افشین یداللهی ، توسط " مهدی ایوبی " و " روزبه آزادی " نوشته شده است. هدف از تحریر این کتاب، یکسان سازی نوشتار در ترانه است.

 

اجرای موسیقی مرتضی گلی

مهدی ایوبی،رونمایی "تیمارستان"

 |+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 23:45  توسط گروه نویسندگان  | 

پنج شنبه گذشته، بیستم بهمن ماه نود، خانه ترانه مانند هرهفته در فرهنگسرای ارسباران ( خیابان شریعتی/ بالاتر از پل سید خندان/ خیابان جلفا ) تشکیل جلسه داد. اما این بار "دکتر افشین یداللهی " از "یغما گلرویی " خواست تا مدیریت و اجرای جلسه را به عهده بگیرد. . به این ترتیب جلسه هفته قبل توسط یغما گلرویی اداره شد.

•از مطلع تا مقطع
برنامه با ترانه خوانی خانم حائری آغاز شد. صابر قدیمی به عنوان نخستین منتفد کار درباره ترانه خوانده شده گفت : « با توجه به زمان اندکی که از شروع کار شما می گذرد، استفاده از جناس تام در قافیه نقطه قوتی برای شما محسوب می شود. علاوه بر این که ضعف تالیف در کار شما دیده نمی شود. مطلع و مقطع کار نیز نکته مثبت دیگری است که باید به آن اشاره کرد. » اما علیرضا سلیمانی با اشاره به بیت مطلع و مقطع ( این کوچه از دلتنگی اُبرا، سهمش فقط قده یه گوداله/ حیف دوباره چتر بردارم، این اولین بارونِ امساله ) و ( وقتی نمی خوام بی تو تنها شم، وقتی نمی خوام که تو تنها شی / با قطره قطره اش آرزو دارم، بارون بعدی پیش من باشی ) گفت : « به نظرم، بیت ابتدایی و انتهایی کار ابتدا به ذهن شما رسیده است؛ بیت هایی که قوی و خوب است و پس از آن شما بین این دو بیت را سروده اید. این کار، بد نیست، اما بهتر است ابیات دیگر هم به وقت بیت ابتدایی و انتهایی کار باشند .»
امیرحسین مساح با اشاره به یک ترکیب در کار گفت : « در بیت ( حالا هوا مثل زمین سنگین، مثل غروبِ بینمون سرده/ دلگرم عشقم ، حتی حالا که آغوش این بارونی یخ کرده ) ترکیب " آغوش این بارونی " نیازمند ارجاعی است که ارجاع آن در کار دیده نمی شود. منظورتان " کدام بارونی " بوده است؟ اگر به نکته ای به این شکل اشاره می کنید، باید ارجاع بیرونی ای برای آن وجود داشته باشد.»

•تعادل بین حس و تکنیک
ترانه خانم فراهانی نیز توسط علیرضا سلیمانی و امیرحسین مساح مورد نقد قرار گرفت. پس از او امیرحسین ضیائیان پشت تریبون قرار گرفت. ترانه سرایی که می توان از آخرین کارهای اجرایی خوب او به کاری که " شادوران جهان " آن را خوانده است، اشاره کرد. مساح در نقد کار ضیائیان گفت : « در ترانه شما، قافیه ها قابل حدس بود. این برای ترانه سرایی که کارهای اجرایی خوبی از او شنیده ایم، دور از انتظار است. »
یغما گلرویی نیز درباره ترانه ضیائیان این طور نظر داد که : « در بخشی از کار، سکته وزنی وجود داشت و در یک بیت فعل های به کار رفته دچار مشکل زمانی بود. اما تصور می کنم با توجه به کارنامه کاری شما، آن چه باعث ایجاد این ضعف ها شده است، غلبه " حس " بر " تکنیک " بوده است. ترانه سرا باید بین این دو نکته تعادل برقرار کند.»
ترانه شقایق میرزایی ابتدا توسط هما سعادت مورد نقد قرار گرفت . سعادت با اشاره به این که مصراع ها و بیت های یک کار باید همدیگر را " همراهی " کنند گفت : « در یک کار، تنها " کلمه ها " نیستند که باید یکدیگر را همراهی کرده و همخوان باشند. بلکه باید مفهوم هر مصراع، مصراع بعدی را نیز تکمیل و همراهی کند. مثلا در مصراع ( بمون این جاده بن بسته، تو با من امنیت داری) ، دو کلمه " جاده " و " امنیت " با یکدیگر " مراعات نظیر " دارند. اما مصراع بعدی مفهوم این مصراع را کامل نمی کند. از طرفی فکر می کنم در همین مصراع، جاده ی بن بست، خطرناک نیست؛ اتفاقا به عکس، جاده باز و بی انتها ترسناک است. »
یغما گلرویی نیز درباره استفاده از ترکیب " جاده ی بن بست " معتقد بود : « به نظرم جاده نمی تواند بن بست باشد. شاید کوچه؛ خیابان و.. بن بست باشد، اما جاده نمی تواند بن بست باشد. بنابراین ترکیب ها باید با دقت بیشتری استفاده شود.»
ترانه پیام پولاد نیز توسط دکتر یداللهی، هما سعادت و عزیز عباسی مورد نقد قرار گرفت. پس از پولاد، نوبت به عزیز عباسی رسید.
دکتر یداللهی با اشاره به بیت ( بعد از این توی ترانه هات رفیق، زخمتو با خودکار قرمز بنویس / اسمتو با افتخار هجی کن، اسمتو توی پرانتز بنویس ) گفت : « نوشتن عبارت یا کلمه ای در " پرانتز" به مفهوم " یا " و یا " توضیح درباره عبارت یا کلمه قبل از خودش " استفاده می شود. بنابراین در جایی که گفته اید " اسمتو توی پرانتز بنویس" به نظر می رسد باید از کلمه " گیومه " به جای " پرانتز " استفاده می کردید که به ضرورت قافیه از کلمه پرانتز استفاده کرده اید.» دکتر یداللهی در ادامه نقد با اشاره به ترکیب " خیلی زود دردِ خودم یادم رفت " در بیت ( دردِ من اندازه ی خودم بود و درد تو بیشتر از حَدّ خودت / وقتی دردای تو رو فهمیدم، خیلی زود دردِ خوم یادم رفت ) گفت : « در ترکیبی که به آن اشاره کردم، به نظر می رسد کلمه " زود " برای پرکردن وزن آمده است چون کارکرد حسی ای ندارد. » در نهایت نیز دکتر یداللهی نقد رابا اشاره به این بیت پایان داد و گفت : در بیت ( من که عاقلانه عاشقت شدم، چرا دیوونه شدم، یادم رفت/ وقتی تو دوباره دنیا اومدی، تاریخ تولدم یادم رفت ) ، " عاشق تو شدم" تعریف شده نیست. این مفهوم بدون بسترسازی خاصی وارد شده و زود هم از کار بیرون رفته است. »
امیرحسن مساح نیز با اشاره به مصراع ( بعد از این توی ترانه هات رفیق، زخمتو با خودکار بنویس ) گفت : « ممکن است به نظر برسد در این فضا و در این ترانه کلمه " رفیق" خوب نشسته است. اما شاید بتوان اولا کلمه بهتری را انتخاب کرد. دوما این کلمه به نظر می رسد برای پرکردن وزن آمده است و در نهایت این که از این کلمه در کارهایت زیاد استفاده می کنی. با توجه به توانایی که در شما سراغ دارم، بهتر است اولا در انتخاب برخی کلمه ها و حتی انتخاب برخی فضاها برای نوشتن کارها، بیشتر دقت کنی و فضاهای جدیدتری را هم تجربه کنی؛ چون توانایی این تجربه را داری .»

•آخرین بخش نقد
این هفته ، آخرین بخش نقد و بررسی آلبوم تصمیم با نقد و نظر " سینا علی دوست " برگزار شد.
در این بخش ابتدا سینا علی دوست پشت تریبون حاضر شده و پس از خواندن نقدو نظراتش درباره آلبوم " تصمیم " نوبت به " مونا بروزویی " یکی از ترانه سرایان آلبوم رسید تا درباره نحوه همکاری با گروه " تصمیم" صحبت کند( متن کامل نقد سینا علی دوست را از روی صفحه خانه ترانه بخوانید )
مونا برزویی صحبت هایش را ابتدا با تشکر از " خانه ترانه " برای برگزاری برنامه نقد آلبوم " تصمیم " آغاز کرد و سپس گفت : « این جا، پشت این تریبون حاضر شدم تا یک " تجربه " را با دوستان به اشتراک بگذارم ؛ این که باید " پای اثر تا لحظه اجرا ماند " . فکر نمی کردم برای دو تا از ترانه هایی که به نظرم کارهای قابل دفاعی هستند، این اتفاق بیفتد. »
او ادامه داد : « هفته گذشته مهدی ایوبی در نقدش سوالی را مطرح کرد مبنی بر این که " چرا مونا برزویی این کارها را واگذار کرده و چرا اعتماد کرده است ؟ "در پاسخ به این سوال توضیح می دهم که : « قبلا همکاری موفقی علی لهراسبی در آلبومی به نام " کوه " داشتیم و این سومین تجربه کاری مشترک مااست. اما به نظرم آن چه که باعث شکست این آلبوم شد، حذف آهنگسازهای خوبی مانند " مهدی یراحی " و " بهروز صفاریان " بود. موفقیت آلبوم کوه به دلیل آهنگسازی خوب مهدی یراحی و تنظیم خوب بهروز صفاریان بود.»
برزویی در پایان گفت : « از میانه راه، اسامی تعدادی آهنگساز را شنیدم که خیلی معروف نبودند و حس کردم ممکن است کار ضعیف شود ؛ اما تصور نمی کردم ملودی های این آلبوم تا این حد ضعیف باشند.»
در پایان نیز امیر حسین مساح درباره آلبوم تصمیم گفت : « جدا از بحث آهنگسازی که به کار شما لطمه زده است؛ ترانه های ضعیف دیگر آلبوم است . حضور این ترانه ها باعث شده تا اصطلاحا ترانه شما بین این کارها " گیر بیفتد" و این نکته باعث شده به کار شما هم لطمه زده شود. »

•چینش دقیق
پس از نقد، فرید فردوسی ( چند رباعی طنز) ، حامد بصیری، و امیر حسین کاکایی ( یک کار اجتماعی ) به ترتیب پشت تریبون قرار گرفته و کار آنها توسط یغما گلرویی، عمران میری، عزیز عباسی و امیرحسین مساح مورد نقد قرار گرفت.
عمران میری در نقد کار امیرحسین کاکایی گفت : « ابتدا این که بهتر است روی کارهای اسم نگذاریم. وقتی می گوییم " ترانه اجتماعی ، عاشقانه و..." مخاطب منتظر شنیدن همان ژانر شعر یا ترانه است. اما وقتی توقعش برآورده نمی شود، به کار شما لطمه وارد می شود. شما از دو کلمه " شاه " و " سرباز " استفاده کرده بودید که این دو کلمه برای یک شعر اجتماعی، کلیشه ای است. »
میری با اشاره به دو بند از کار ( شاه تو جنگ با هر لباسی هست، دنیاشو واسه دین نمی بازه/ جنگ آخرش هر چی می خواد باشه، بازنده این بازی، سربازه ) ( این بازی رو بد چیدن از اول، چِش بسته کُشتن تنها رات می شه / تو جنگ همیشه جای شاه اَمنه، سربازه که بی کیش، مات می شه ) نیز گفت : « در این دو بند درباره " سرباز " صحبت کرده اید ؛ اما یک حرف را تکرار کرده اید. علاوه بر این که بند اول کلیشه ای و شعاری است. »
میری با اشاره به بیت ( حتی خدا بازی نبود وقتی، اسلحه تو دستت خدا می شه/ تردید و باور، جنگ یا سازش، اینجا مسیراشون جدا می شه ) توضیح داد : « مفهوم " اسلحه تو دستت خدا می شه " معلوم نیست. »
یغما گلرویی نیز درباره همین بخش گفت : « بهتر بود می گفتید " اسلحله تو دستت خدا می شه " تا به این ترتیب ارجاعِ دست مشخص شود. »
مساح نیز درباره نحوه استفاده از کلمه ها و پرداخت در ترانه گفت : « سوژه در سه بند قابل پرداخت بود؛ اما پرداخت شما ضعیف بود. از طرفی در " چینش " واژه ها دقت نکرده و بیشتر متوجه مفهوم بودید. » سپس کار علیرضا سلیمانی توسط نیما کوکلانی و پیام پولاد مورد نقد قرار گرفت.

•نقد یک کار اجرایی
پس از ترانه خوانی، نوبت به نقد کار یکی از دوستان خانه ترانه رسید. این کار که نتیجه همکاری مشترک امیرحسین مساح ( ترانه سرا )، علیرضا شهشهانی ( آهنگساز ) و محسن داداشی ( خواننده ) است ابتدا توسط ترانه سرای کار معرفی شد. این کار اجرایی توسط صابر قدیمی، نیما کوکلانی، عمران میری، علیرضا سلیمانی و عزیز عباسی از نظر ترانه، ملودی، تنظیم و خوانندگی مورد نقد قرار گرفت.

•بدون نقد بشنویم
ترانه های الهام صداقتی، علی ایلیا، صابر قدیمی ( طنز) ، آرین داوودی ، یاسر قنبرلو و نیما کوکلانی بدون نقد شنیده شد. این بخش با معرفی مجموعه جدید به چاپ رسیده از " یغما گلرویی " ادامه یافت . این مجموعه که گردآوری کارهای او از سال 80 است، در آلمان توسط " نشر زخمه " به چاپ رسیده است .
خلیل جوادی پیش از خواندن کارهایش ابتدا به برنامه ویژه شب سال نو که در شبکه 3 سیما در حال برنامه ریزی برای آن هستند اشاره کرد و توضیح داد : « در حال تهیه برنامه طنزی هستیم که اساس آن شوخی با ترانه های معروفی است که بیشتر سر زبان ها است. این کار قرار است از ساعت 12 شب 29 اسفند ماه 90 آغاز شده و تا صبح فردا یعنی ساعت 8 صبح اول فروردین ماه 91 ادامه خواهد داشت. برای این کار از دوستانی که زیر نظر استاد خوانندگی را یاد گرفته اند، دعوت به همکاری می کنیم. در این مورد خاص اگر تشابه صدایی هم وجود داشته باشد، بهتر است . تعداد افرادی که برای این بخش دعوت به همکاری می شوند تا 5 نفر است. » پس از آن کارهای حنانه حقیقت، سیروس ذکایی، سپیده امینی شنیده شد.
در پایان، دکتر یداللهی پس از قرار گرفتن پشت تریبون، ابتدا خبر انتشار سری جدید مجله " ترانه ماه " را اعلام کرد و سپس با خواندن یک کار تریبون را ترک کرد. پس از او نیز یغما گلرویی یکی از کارهایش را خواند و به این ترتیب برنامه این هفته خانه ترانه به پایان رسید.
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 13:55  توسط گروه نویسندگان  | 

اگر پیگیر گزارش هفته قبل خانه ترانه بوده باشید، اطلاع دارید که بخشی از برنامه هفته گذشته ، پنج شنبه 13 بهمن ماه 90، طبق قرار قبلی، به نقد و بررسی آلبوم " تصمیم " اختصاص داشت. در این آلبوم تعدادی از دوستان خانه ترانه از جمله مونا برزویی با دو کار و مهسا سماواتی با یک کار حضور داشتند. با توجه به برنامه نقد، جلسه هفته گذشته خانه ترانه به 3 بخش تقسیم شد. برنامه ابتدا با ترانه خوانی و نقد آثار آغاز شد. سپس به نقد آلبوم پرداخته و در نهایت نیز تعدادی از ترانه ها بدون نقد شنیده شد.

•زبان سلیس، یک ویژگی
برنامه با ترانه خوانی تعدادی از دوستان آغاز شد. در این بخش کارهای مهسا چراغعلی، خانم ظاهر و آقای فرزین خوانده و توسط حمیدرضا صمدی، مونا برزویی، صابر قدیمی و عمران میری مورد نقد قرار گرفت. حمید رضا صمدی در نقد کار یکی از ترانه سرایان گفت : « شعرایی که از غزل وارد کار ترانه سرایی می شوند، هنوز پیچیدگی های زبانی شان را دارند. این پیچیدگی ها همان قدر که در شعر کلاسیک می تواند به زیبایی اثر کمک کند، می تواند به ترانه لطمه وارد کند. زبان ترانه باید ساده باشد. البته این سادگی به معنای بی اهمیت کردن کلام ترانه نیست؛ به معنی قدرت کلام برای برقراری ارتباط با مخاطب در عین سادگی است.»
صمدی درباره ملودی پذیری ترانه نیز معتقد بود : « ترانه سرا همان زمانی که ترانه را می گوید باید ملودی ای را همراه ترانه اش زمزمه کند تا ببیند ترانه او قابلیت ملودی پذیری دارد یا نه؟ این نشان می دهد که ترانه قابلیت اجرایی دارد یا نه ؟ علاوه بر این که باید از خودش بپرسد مخاطب بعد از شنیدن ترانه برایش چه اتفاقی می افتد؟ پاسخ دادن به این سوال ها می تواند به ارتقا کیفیت کار ترانه سرا کمک کند .»
صابر قدیمی نیز در نقد کار آقای فرزین گفت : « از آنجایی که زبان شعرایی که به لحاظ سنی پیشکسوت هستند، زبان آرکائیک است، احتمال دارد زبان شان برای مخاطبان جوان تر کمی غریبه باشد. اما یکی از ویژگی های کار شما، زبان سلیس و ساده است و همین باعث می شود تا مخاطب با شما ارتباط برقرار کند. از طرفی حس در کارهای شما پررنگ است. این نیز نقطه قوت کار شماست. »

•شعر، با شاعرانگی اتفاق می افتد
ترانه عدنان نوروزی ابتدا توسط عمران میری مورد نقد قرار گرفت . به عقیده میری ، تکرار عبارت " فحش می دم " که آغازگر اغلب بیت ها بود، درکار نشسته بود . اما عزیز عباسی با اشاره به تکرار استفاده از همان عبارت " فحش می دم " در کار عدنان نوروزی معتقد بود : « در بعضی از کارها، تکرار می تواند باعث قوت کار شده و مفهومی را به مخاطب منتقل کند. اما در این کار، استفاده از این عبارت، چه تاثیری دارد ؟ یک واکنش اعتراضی است ؟ از طرفی بسیاری از بیت های شما نیازمند پاورقی بود تا مخاطب متوجه منظور شما شود. در این نوع کارها باید " کلیدی " در کار وجود داشته باشد تا این که این " فحش می دم " ها ، توجیه داشته باشد.»
عمرانی میری اما نظر دیگری داشت و با اشاره به این که این شیوه کار، نشانگر نوعی " فرم " است گفت : « اگر کار را " فرم " در نظر بگیریم، این فرم، . به خوبی در کار اجرا شده است؛ به ویژه وقتی " فضا " و " زبان" برای اجرای یک کارِ " فرمی " مهیا شده است. »
میری با اشاره به بیت های ( فحش می دم ، دلم خنک می شه / فحش می دم، ادب، ادب می شه / فحش می دم، بهار، تابستون / فحش می دم تا روز، شب می شه ) ادامه داد : « وقتی ترانه سرا در نهایت هم می گوید " فحش می دم، دلم خنک می شه و فحش می دم، ادب، ادب می شه " نشان می دهد که برای کارش، برای فحش دادن، دلیل داشته است .»
مهدی ایوبی در نقد کار نوروزی این طور معتقد بود که : « من به عنوان مخاطب انتظار دارم رابطه ای بین فحش دادن ها وجود داشته باشد. مثلا در " فحش می دم به قمقمه ، قُم قُم " ترانه سرا به دنبال چه مفهومی بوده است ؟»
عمران میری در پاسخ به صحبت های ایوبی گفت : « مخالفم. من، هم با این زبان کار کرده ام و هم این نوع نوشته ها رو شنیده ام. کار، فضاسازی خوبی داشت و ارتباط افقی و عمودی بین کار به خوبی دیده می شد. از طرفی فحش دادن ها در یک خط و در امتداد هم بود .»
عزیز عباسی نیز درباره استفاده از فرم در کار گفت : « فرم باید در خدمت معنا باشد. اما اگر فرم باعث ایجاد نقص در رساندن معنا شود، بی نتیجه است. ممکن است ترانه سرا 40 بیت هم بنویسد، بازی های زبانی ای هم داشته باشد، اما در نهایت نتیجه ای نداشته باشد. »
دکتر یداللهی نیز با اشاره به ( فحش می دم به قمقمه، قُم قُم / فحش می دم به پاری از پاریس ) گفت : « در مصراع هایی که اشاره کردم، مفهوم خاصی به مخاطب منتقل نمی شود. از طرفی می توانستید مانند این نمونه ها را باز هم در کارتان بیاورید. شاعر مسیری را شروع کرده، تا بخش هایی از کار هم خوب پیش آمده، اما از جایی به بعد از مسیر خارج شده است .»
مهدی ایوبی با اشاره به ارتباط بین " تکنیک " و" زیبایی در کار" توضیح داد : « تکنیک باید در راستای زیبایی اثر و انتقال مفهوم باشد. در غیر این صورت، به صِرف ِ تکنیک بودن نمی توان از آن روش استفاده کرد. روشی که به زیبایی اثر منجر نشود، تکنیک نیست. »
یاسر قنبرلو نیز درباره استفاده از تکنیک در کار شعر و ترانه گفت : « تکنیک صرفا یک " ویژگی " است، یک " مزیت " نیست. نمی توانیم هر تکنیکی را مزیت در نظر گرفت. در پَسِ سرودن و شنیدن این کار چه هدفی نهفته است ؟ این کار چه نکته ای به معلومات این جمع اضافه کرد؟ از چه بیت یا ابیاتی از این شعر می توان لذت برد ؟ به نظرم در کار موفق نبودید.»
عدنان نوروزی پس از شنیدن نقدهای مختلف درباره کارش این طور توضیح داد که : « با این که می گویید دلیلی برای آمدن برخی از این " فحش می دم " ها وجود ندارد؛ موافق نیستم. اصلا علت این که این آدم فحش می دهد، برای این است که شرایط روانی مناسبی ندارد ؛تاحدی که کشیده شدن صدای قلم روی کاغذ، برای او عذاب آور است. پس می تواند به همه چیز فحش بدهد. من حتی برای انتفال بهتر مفهوم، در حین خواندن این مصراع ، حالت کشیده شدن قلم روی کاغذ را با خوانش اجرا کردم .»
مهدی ایوبی پس از صحبت های نوروزی گفت : « زیبایی در کار ترانه، باید در متن اتفاق بیفتد. در یک دوره 3 ساله، یعنی از سال 81 تا سال 84، برخی کارها در فضایی که به آن اشاره می کنید، وارد بازار شد. اما شعر، با شاعرانگی اتفاق می افتد نه با نوشتن و یا اجرای در متن؛ مثل آن چه شما به آن اشاره می کنید. شعر؛ وزن ، قافیه و بسیاری تکنیک های دیگر برای زیبا شدن دارد. بنابراین نیازی به این روش ها ندارد .»
دکتر یداللهی نیز معتقد بود : « این که شما در حین خواندن شعر، صدای کشیده شدن قلم روی کاغذ را اجرا کردید، چیزی به کار شما اضافه نمی کند. مخاطب بخشی از کار شما را به خوبی متوجه می شود. همان طور که اشاره کردم، بخش هایی از کار خوب و قوی است اما به نظر می رسد از مقطعی به بعد، کار از دست شاعر دررفته است . شما می توانید این " فحش می دم " را این قدر ادامه بدهید تا خود این روش، باعث انتقال حسی به مخاطب شود. در این شرایط فحش دادن، حتی به هر موضوع بی ربطی را می توان پذیرفت. از طرفی ممکن است فردی که دچار مشکل موج گرفتگی است، صدای جوشیدن کتری هم برایش آزار دهنده باشد. تا بخشی از کار، شما در توصیف حالت های فردی که در ذهن تان بوده است، موفق بوده اید؛ اما از بخشی به بعد، وارد فضایی می شوید که توصیف های شما ارتباطی به آدمی که از ابتدا حالت های آن را توصیف می کنید، ندارد. از این جا به بعد؛ به مسایل مختلفی در کارتان فحش داده اید که هیچ ارتباطی به هم ندارد .»
عدنان نوروزی نیز در پاسخ گفت: « در بخش هایی که می گویید به مسایل بی ربطی فحش داده ام، تلاش کرده ام تا حالت روان پریشی شخصیتی را که در ذهنم بوده است، بیان کنم. »
دکتر یداللهی نیز گفت : « اما در همه جا، این حالت های روان پریشی را نمی بینیم. بنابراین، این منطقی که می گویید، درست نیست.»
پس از عدنان نوروزی، احسان رشیدی پشت تریبون قرار گرفت و کار او توسط حمیدرضا صمدی و مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت.

• تصمیم به نقد
پس از اتمام بخش نخست ترانه خوانی، نوبت به برنامه نقد آلبوم " تصمیم " ، آخرین کار " علی لهراسبی " رسید.

-تصمیم از نگاه کلام : نخستین منتقدی که مجموعه را مورد نقد قرار داد، " مهدی ایوبی " بود. ایوبی با این مقدمه نقدش را آغاز کرد که : « آلبوم را در کل، ریمیکسی شنیدم از تِرَک هایی که کوچک، خلاصه و فشرده شده اند و با بدسلیقگی تمام در هم فرورفته اند؛ همدیگر را پوشانده اند و همین همپوشانی، موجب شده است تا معدود رگه های روشن و لحظه های ناب اثر هم به سختی شنیده شوند. به من فرصت بدهید به دلیل عدم تسلط فنی در مباحث دیگر، در جایگاه یک کارورز ترانه، " تصمیم " را از پنجره کلام به نظاره بنشینم و باقی پنجره ها را بسته بگذارم برای دوستان مسلط ترم .» ( متن کامل نقد مهدی ایوبی را می توانید روی همین صفحه به طور کامل مطالعه کنید )

-تصمیم از نگاه ملودی : نیما کامکار،نقد آلبوم را با این توضیح شروع کرد که : « آن چه باعث شکست یا موفقیت آلبومی می شود، نکات مختلفی از طراحی جلد، میکس، ملودی، کلام، شیوه ضبط قطعات و... است که در آلبوم تصمیم ، هیچ یک از این نکات مد نظر قرار نگرفته است .»
کامکار ادامه داد : « براساس نظرسنجی ای که انجام دادم، متوجه شدم که نزدیک به 95 درصد شرکت کنندگان کار را " ضعیف " دانسته و تعداد معدودی هم که کار را خوب ارزیابی کرده بودند، عقیده داشتند اثر، ماندگار نیست » .
کامکار صحبت هایش را این طور ادامه داد که : « یکی از هنرهای آهنگساز این است که " جنس صدای خواننده " را بشناسد و با تحریرهای او آشنا باشد. از طرفی بداند خواننده ،توان خواندن چه نوع ترانه هایی را دارد. این ویژگی هایی است که باعث می شود تا کار به خوبی اجرا شود. اما در این آلبوم به این نکته توجه نشده بود .»
نیما کامکار به انتخاب " گام " برای صدای خواننده اشاره کرد و گفت : « گام آهنگ ها در آلبوم تصمیم، روی صدای خواننده نیست. گام ها بالاتر از صدای لهراسبی است و همین باعث شده تا در ابتدای خوانش هر ترانه صدایی را بشنویم که وقتی به میانه همان ترانه می رسیم، صدای دیگری را بشنویم. خواندن در گام بالا، افتخار نیست؛ چون این دلیل بر خواندن خوب یا بد خواننده نیست. هر صدایی گام مخصوص به خود را دارد. از طرفی بالا بردن صدا، الزاما دلیلی برای انتقال " حس " به مخاطب نیست. درباره " اَدای کلمه ها هم مشکلاتی وجود دارد. تلفیق کلام و ملودی خوب نیست. اما استفاده از سازهای زنده توانسته تا حدی به ملودی ها کمک کند. »
کامکار صحبت هایش را این طور پایان داد که : « فدا کردن ملودی برای این که خواننده روی چند گام بالاتر بخواند، نکته مثبتی نیست. ملودی ها کاملا فشرده شده اند. به همین دلیل وقتی صدای موسیقی را بلند می کنیم، مجموعه صداهای درهم می شنویم نه موسیقی خوب .»
با توجه به کمبود وقت، نقد سه نفر از دوستان شامل عمران میری، سهیل احمدی و سینا علی دوست و صحبت های مونا برزویی یکی از ترانه سراهای آلبوم، به هفته بعد موکول شد. بنابراین منتظر صحبت های این دوستان در گزارش بعدی خانه ترانه باشید .

•ترانه خوانی بدون نقد
پس از نقد، برنامه با معرفی کتاب سید مهدی موسوی و خواندن یکی از ترانه های همین کتاب توسط او، ادامه یافت. پس از سید مهدی موسوی نیز کارهای یلدا انگالی، مهدی پاکار ( 2 کار) ، فاطمه محسنی، آقای فرجی، سپیده امینی و مهدی ایوبی توسط مونا برزویی، عمران میری، صابر قدیمی و عزیز عباسی مورد نقد قرار گرفت. در پایان نیز صابر قدیمی - برگزیده بخش طنز "جشنواره 1404" - کار طنز ارایه شده در این جشنواره را برای حضار خواند.

•جشنواره ادبی ارسباران
پیش از این نیز اشاره ای به برگزاری جشنواره ادبی ارسباران که توسط این فرهنگسرا در بخش های مختلف برگزار می شود، داشتیم. همان طور که پیش از این نیز اعلام شده بود این جشنواره در سه بخش شامل " شعر" ، " ترانه " و " داستان کوتاه " برگزار می شود. به نفرات اول تا سوم هر رشته نیز جوایز نقدی ارایه خواهد شد. آخرین مهلت ارسال آثار پایان بهمن ماه نود است . آثار پس از برگزاری جشنواره توسط فرهنگسرا منتشر می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با روابط عمومی فرهنگسرای ارسباران ( هنر ) تماس حاصل کنید.
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 13:52  توسط گروه نویسندگان  | 


خانه ترانه برگزار می کند...

پنج شنبه این هفته، سیزدهم بهمن ماه نود، بخشی از برنامه ی " خانه ترانه" به نقد و بررسی آلبوم " تصمیم " ، آخرین کار " علی لهراسبی " اختصاص خواهد داشت. نقد و نظرات برخی از دوستان خانه ترانه درباره این آلبوم، در قالب مقاله ارایه خواهد شد.
جلسات خانه ترانه هر پنج شنبه، از ساعت 30/13 در فرهنگسرای ارسباران ( خیابان شریعتی/ بالاتر از پل سیدخندان/ خیابان جلفا ) به مدیریت و اجرای دکتر افشین یداللهی برگزار می شود. حضور برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان است.

( طرح : زهرا زواری )

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 14:25  توسط گروه نویسندگان  | 
خانه ترانه در نخستین هفته بهمن ماه نود، یعنی ششم بهمن ماه نیز مانند هر پنج شنبه با حضور علاقه مندان به ترانه خوانی و نقد آثار در این حوزه، در تالار هنرِ فرهنگسرای ارسباران (هنر ) ؛ با مدیریت و اجرای دکتر افشین یداللهی تشکیل جلسه دارد.

•نوآوری ، تعریف خودش را دارد
برنامه با ترانه خوانی آقای حاتمی آغاز شد. ترانه او توسط علیرضا سلیمانی، صابر قدیمی، هما سعادت و عزیز عباسی مورد نقد قرار گرفت . عزیز عباسی در نقد کار آقای حاتمی گفت : « انتخاب برخی وزن ها نیازمند پرداخت خاص تر و مطرح کردن موضوع ها و حرف های جدید است. به این دلیل که در بعضی از وزن ها مانند وزن " مفاعیلن " کارهای بهتری سروده شده است . از طرفی نحوه خوانش ترانه سرا نیز مهم است. شما طوری ترانه را خواندید که انگار درباره مساله ای " گزارش " می دهید. این شیوه خوانش نیز به اثر لطمه می زند».
پس از آن آقای رنجکش پشت تریبون قرار گرفت. ترانه او ابتدا توسط آقای صادقی مورد نقد قرار گرفت . صادقی با اشاره به بیت : ( تو از بیراهه ی چشمام چه آسون گذر کردی / نه این تنهایی رو می خوام، نه می ذارم که برگردی ) گفت : « مفهوم " بیراهه چشمام " در این بیت چیست ؟ »
آقای رنجکش در پاسخ به این پرسش گفت : « منظورم راه و بیراهه است. کسی که از جلوی چشم شما رد می شود، از راهی رد می شود. وقتی هم کسی از راه یا بیراهه می رود، رفتنش با چه چیزی قابل دیدن است؟ با چشم. رفتن آن شخص را با چشم می بینیم».
اما آقای صادقی گفت : « شما در ذهن تان این دو نکته را با هم ترکیب کرده اید، اما در کار، ارتباط بین او دو عنصر از هم منفک شده است» . مونا برزویی نیز گفت : « وَجه شَبَه شما برای " بیراهه " و " چشم " چیست » ؟
آقای رنجکش توضیح داد : « منظور واضح است. این شخص به قدری از طرف مقابل بیزار است که به نظرش طرف مقابل از " بیراهه چشمهای او " گذر کرده است ».
آقای صادقی با تکرار توضیح اش مبنی بر این که ارتباطی بین دوعنصری که در کار استفاده شده، وجود ندارد توضیح داد : « در ذهن شما ارتباطی بین این دو مساله یعنی " چشم " و " بیراهه " وجود داشته است . اما بین " زبان " و " ذهن " شما ، " فاصله " افتاده است و شما نتوانسته اید ذهن تان را به فعل تبدیل کنید. اما مساله دیگری که در کار شما وجود دارد، " چگونه گفتن " و استفاده از " روش های درست " برای " بیان موضوع " است. به قدری درگیر حس تان بوده اید که " چگونه گفتن " را فراموش کرده اید و فقط روی " چه گفتن" متمرکز شده اید. حس به جای خود اما برای بیان احساس، باید از روش درست استفاده کرد».
دکتر یداللهی با اشاره به بیتی دیگر از کار آقای رنجکش ( بِده راهَم به آغوشت، دارم می شم فراموشت / بتاب اون نور چشماتو به این خورشید خاموشت ) گفت : « در ابتدای این بیت " جابه جایی اُرکان " اتفاق افتاده است ( بده راهم به آغوشت ) . این جابه جایی برای رسیدن به " قافیه " بوده است» .
آقای رنجکش در توضیح این مساله گفت : « من برای " نوآوری " و "اتفاق" در کار، این جابه جایی را انجام دادم. مثلا من همیشه به جای این که بگویم " لیوان " روی " میز " است، می گویم ، " میز" زیر " لیوان " است».
دکتر یداللهی توضیح داد : « اما این جا، مساله ای که می گویید، اتفاق نیفتاده است؛ یعنی نوآوری صورت نگرفته است. علاوه براین که ارتباطی بین جابه جایی ارکان این بیت و مثال لیوان و میزی که به آن اشاره کردید، وجود ندارد. در یکی از مصراع های یکی از کارهای دوستان خانه ترانه ،این ترکیب وجود داشت " تخت را به خودم می بندم " ؛ این می تواند نوآوری باشد؛ اما در کار شما، جابه جایی ارکان اتفاق افتاده است؛ نه نوآوری ».
عزیز عباسی نیز با این توضیح که ؛ کار شما با وجود مشکلاتی که دارد، قرار است در آلبوم جدید " فرزاد فرزین " اجرا شده و وارد بازار موسیقی شود نقدش را این طور ادامه داد که : « در شعر و ترانه، بحث " زیبایی شناسی " مطرح است. ممکن است ما حرفی را در شعر و ترانه بزنیم و مخاطب هم متوجه منظور ما بشود؛ اما مساله این است که " شیوه ی روایت " ما زیبا بوده یا نه»؟
دکتر یداللهی با اشاره به بیت دیگری از کار ( وقتی که چشمِ خوابِ تو به چشمِ من زل زد و رفت / دنیای آروم منو یه حادثه هُل زد و رفت ) گفت :« هُل زدن در این بیت چه کاربردی دارد» ؟ آقای رنجکش دراین باره توضیح داد : « گاهی برخی نوآوری ها وجود دارد. اگر این نوآوری ها وجود نداشته باشد، شعر و ترانه ما پیشرفت نمی کند. اتفاقی در ادبیات ما نمی افتد» .
دکتر یداللهی نیز توضیح داد : « مخاطب متوجه حرفی که شما می خواهید بزنید، می شود. اما یک نکته را باید در نظر گرفت و آن این که بین " نوآوری " و استفاده از برخی تعابیر، ترکیب ها یا کلماتی که در نهایت ترانه سرا را به هدفی که می خواهد، نمی رساند، تفاوت وجود دارد. این گونه اصطلاحات نه تنها زبان فارسی را متحول نمی کند؛ بلکه از نظر ساختاری نیز درست نبوده و به زبان ضربه می زند».
صابر قدیمی صحبت هایش را با یک مثال آغاز کردو گفت : « آقای زحمتکش صحبت های شما من را یاد حدیثی از حضرت علی«ع» می اندازد. آن حضرت می گفت : " شما حق می گویید اما ناحق می خواهید" . شما به این نکته اشاره می کنید که تکرار بد است و زبان نیاز به نوآوری دارد. این گفته شما کاملا درست است. اما مثال هایی که به آنها اشاره می کنید، نشانه نوآوری در زبان نیست. مصداق های تان اشتباه است» .
صابر قدیمی ادامه داد : « براساس گفته شما، هر نوع " ضعف تالیفی " ، را می توان نوعی نوآوری دانست. در تاریخ ادبیات ما شعرایی مانند " افشاری" وجود داشتند. او در اشعارش از " مصدر " استفاده می کرد؛ مصدرهایی مثل " شعبانیدن " . او شاید در عصر خودش ، " نوآوری " کرده است؛ اما چند نفر او را می شناسند و نام او را به یاد دارند ؟ اگر نوآوری منجر به آفرینش اثر زیبا نشود، این کار مورد قبول و پسندیده نیست» .
صابر قدیمی با اشاره به بیتی از " فروغی بسطامی " ( تیر و کمان عشق را هر که ندیده ، گو ببین / پشت خمیده ی مرا، قد کشیده تو را ) صحبت هایش را این طور ادامه که : « مقایسه ای بین ترکیب " چشم بیراهه " و " تیر و کمان عشق" داشته باشید. ترکیب تیر و کمان عشق، ترکیب تازه و زیبای است » . او با اشاره به مصراعی از یک ترانه ( دگمه ماهو واکن، پیرهن شب رو درآر ) نقدش را ادامه داده و گفت : « دگمه ماه ، ترکیب زیبایی است و در ادامه هم متوجه می شوید که قرار است چه تصویری را ببیند. اما در ترکیب " بیراهه چشم " ، نه نوآوری اتفاق افتاده و نه زیباست ».
دکتر یداللهی نیز اضافه کرد و گفت : « علت این که دوستان این کار را به طور کامل مورد نقد قرار دادند ، این بود که این کار در آستانه اجرا قرار دارد. این کار دارای ایرادهای کاملا مشخص است و این ایرادها نباید به حساب " خلاقیت " و " نوآوری " گذاشته شود».

•به پرداخت، بپردازیم
در این بخش ابتدا ترانه آقای پازوکی توسط علیرضا سلیمانی مورد نقد قرار گرفت. سپس ترانه های پریسا حبیبی و محمد وحیدپور توسط علی توده فلاح، امیر توده فلاح، صابر قدمی و عزیز عباسی مورد نقد قرار گرفت. ترانه آقای شکری نیز توسط نیما کوکلانی، علیرضا سلیمانی و حمیدرضا صمدی مورد نقد قرار گرفت. حمیدرضا صمدی در نقد کار آقای شکری با اشاره به این نکته که یکی از نقاط قوت ترانه این است که باید با مردم " ارتباط " برقرار کند گفت: « برای برقراری ارتباط مخاطب با کار، باید آن چه در ذهن ترانه سراست، به درستی به مخاطب منتقل شده و ایده ها به صورت ذهنی، در تفکر ترانه سرا باقی نماند. شاید سختی کار ترانه سرا هم همین است که باید بدون ایجاد مشکل در وزن و قافیه، سوژه و مضمون را به خوبی " پرداخت " کند» .
دو کار از آقای آرمان ( از همدان ) ، یک غزل از آقای فرزین و یک کار از آقای بکران، توسط عمران میری، حمیدرضا صمدی، هماسعادت، پیام پولاد، عزیز عباسی، فرهاد فریدزاده، علی توده فلاح و امیر توده فلاح مورد نقد قرار گرفت. عمران میری در نقد آقای بکران به دو نکته اشاره کرد و گفت :« در کار شما قافیه ها و حتی مصراع ها قابل حدس است. این ضعف کار است . با وجودی که ظاهرا مشکلی در کارتان وجود ندارد، لحظات خوب و با احساسی هم داشته اید، اما تکراری بودن قافیه ها، باعث شده تا نقاط قوت کار هم به چشم نیاید. حتی اگر در کاری از قافیه تکراری استفاده می شود، باید " کارکرد جدیدی " از آن گرفته شود. نکته دوم این که بهتر است تا حد ممکن از قافیه های به روزتر استفاده شود » .
آقای بکران در نقد عمران میری این طور توضیح داد : « تصور می کنم روند موسیقی ما این است؛ به ویژه اگر قرار باشد کار سفارشی بنویسیم » .
اما عمران میری معتقد بود : « با نظرتان موافق نیستم. بسیای از ترانه سراها روی ملودی نوشته و کار سفارشی هم می نویسند؛ اما کارشان نقص ندارد. بنابراین نحوه پرداخت به موضوع، به توان ترانه سرا بستگی دارد» .
دکتر یداللهی نیز در بحث استفاده از قافیه های تکراری و کار سفارشی این طور توضیح داد که : « بحث تکراری بودن قافیه ها، ارتباطی به " سفارشی بودن کار " ندارد. این که قافیه یا مصراع شما قابل حدس باشد، الزاما ارتباطی به سفارشی بودن کار ندارد. سفارش، لزوما دست و پای شاعر را برای ارایه کار خوب نمی بندد» .
علی توده فلاح نیز با اشاره به اتفاقی که در اواخر دوره ی " سبک خراسانی " درباره استفاده از قافیه های تکراری می افتاد گفت : « در اواخر دوره سبک خراسانی، مسابقه گذاشته و دقیقا با قافیه های قابل پیش بینی درباره یک موضوع مثلا " برف " ، صد بیت شعر می گفتند. اما این از زیبایی کار آنها کم نمی کرد. از طرفی گاهی ترانه ای می شنویم که در انتهای کار، مصراع آخر را می توانیم حدس بزنیم و حتی آن را با ترانه سرا تکرار کنیم. در این جا، قابل حدس بودن قافیه ها یا مصراع، " حُسن " است نه " ضعف" . کار زمانی زیبا نیست که " بوی تکرار" بدهد» .

•وزن را به دست بگیریم
ترانه احسان رشیدی ابتدا توسط مونا برزویی مورد نقد قرار گرفت . برزویی در تعریف کار رشیدی گفت :« شما تلاش می کنید نگاه و امضای خودتان را پای کارهای تان داشته باشید و این نکته بسیار مثبتی است» .
عمران میری اما با اشاره به ضرورت در دست گرفتن " وزن " در کار و تاثیر آن در جلوگیری از تکرار یک کلمه در کار گفت : « من از کار خودم شروع می کنم. بیتی دارم با این مضمون ( می بوسمت پشت نگاه ماه، می بوسمت تویِ شبِ تاریک / می بوسمت از لابه لای عشق، می بوسمت از دور،از نزدیک ) زمانی که شاعر نتواند وزن کار را کنترل کند، برخی کلمه ها راتکرار می کند. در کار شما هم یک کلمه تکرار شده بود. تکرار یک کلمه؛ حتی اگر خوب به نظر برسد، چندان مناسب نیست. به تدریج با به دست گرفتن وزن کارها، می توانید این ضعف تالیف را نیز از بین ببرید» .

•اجرای مشترک
در این بخش ابتدا کار مشترک دو نفر از دوستان خانه ترانه یعنی " امیر توده فلاح " و " میثاق جوهری " شنیده شد . ترانه این کار از " امیر توده فلاح " بود و خوانندگی آن را " میثاق جوهری " و آهنگسازی و تنظیم کار را " کاوه آفاق " به عهده داشت. این کار توسط مونا بروزیی، حمیدرضا صمدی و هما سعادت مورد نقد قرار گرفت.

•بدون نقد
این بار هم به دلیل زیاد بودن تعداد اسامی دوستان داوطلب برای ترانه خوانی، بخش پایانی به شنیدن ترانه ها، بدون نقد اختصاص پیدا کرد. در این بخش ترانه های آرتمیس رحمتیان، عزیز عباسی، خانم عبدی، علیرضا شاکرانه ، ایرج فیروزی، سپیده امینی، مسعود محمدی، صابر قدیمی ( کار طنز ) ، علی ایلیا، نیما کوکلانی و آقای نعمتی بدون نقد شنیده شد.

•تصمیم در خانه ترانه
برنامه با اعلام این خبر به اتمام رسید که پنج شنبه آینده، 13 بهمن ماه نود، بخشی از برنامه خانه ترانه به نقد آلبوم " تصمیم " ، آخرین کار " علی لهراسبی " اختصاص دارد. حضور در برنامه هفته آینده خانه ترانه، مانند همیشه، برای عموم علاقه مندان آزاد و رایگان است.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 14:22  توسط گروه نویسندگان  | 
با وجود تعطیلات چند روزه هفته جاری؛ خانه ترانه، هفته گذشته ، پنج شنبه گذشته 29 دی ماه 90 ، مانند هفته های قبل با حضور همراهان همیشگی خود و با مدیریت و اجرای دکتر افشین یداللهی، در فرهنگسرای ارسباران تشکیل جلسه داد. این جلسه نیز مانند هفته قبل، با ترانه خوانی و نقد حضار آغاز شد.
  • کشف و شهود شخصی

برنامه با قرار گرفتن خانم ایرانی پشت تریبون آغاز شد. کار او ابتدا توسط علیرضا سلیمانی نقد شد. سلیمانی درباره استفاده از برخی ترکیب ها و مضمون ها در ترانه گفت: « استفاده از برخی ترکیب های قدیمی مانند " غریبه آشنا "، به کار لطمه می زند. به این دلیل که از این ترکیب سال ها پیش، به بهترین شکل ممکن استفاده شده است. استفاده مجدد شما، در صورتی می تواند به کارتان کمک کند که بهتر از قبل، از این ترکیب استفاده کرده باشید».

مونا برزویی نیز درباره ضرورت تغییر " زاویه نگاه" ترانه سرا به مضمون هایی که درباره آن بارها صحبت شده گفت: « قبول دارم که پرداختن به موضوع هایی که درباره آن بارها شنیده ایم، مانند موضوع های " عاشقانه " سخت است. اما زمانی می توانید کار موفقی ارایه کنید که " نکته ای " ، به آن چه پیش از این بارها درباره آن صحبت شده، اضافه کنید. برای این منظور باید " زاویه دیدتان " را تغییر دهید تا به " کشف و شهود های جدید و شخصی " برسید. به این ترتیب می توانید همان مفهوم های به ظاهر تکراری را با زبان نو، دوباره بیان کنید. حتی استفاه از ترکیب " غریبه آشنا " در بیت ( غریبه، از چه روزی آشنامی؛ نمی تونم تو رو یادم بیارم ) می تواند به شکلی تازه استفاده شود ؛ اگر به نکاتی که گفتم دقت کنید».

پس از خانم ایرانی، آقای شکری پشت تریبون قرار گرفته و کار او نیز توسط مونا برزویی مورد نقد قرار گرفت .

  • تصویر باید خاص باشد

نارسیس میرمحمودی پس از آقای شکری پشت تریبون قرار گرفت و نخستین منتقد او ، مونا برزویی بود. او صحبت هایش را با این توضیح آغاز کرد که : « تصاویر ارایه شده در کار خوب بود. تصویر ها عینی بود و این باعث می شود تا مفهوم به مخاطب، منتقل شود. از طرفی " نکته بینی های عاشقانه " خوبی در کار دیده می شود. اما استفاده از هر تصویر باید " هدف " یا " منظور " خاصی داشته باشد؛ در غیر این صورت ترانه، تبدیل به یک " فیلم برداری " ساده می شود. درست است که در این حالت نیز " نگاه " و " تصاویر" به مخاطب منتقل می شود، اما پشت این نگاه ها، " دلیل" خاصی دیده نمی شود ».

دکتر یداللهی با اشاره به بیت ( دست می کشم به دیوار، یخ کرده، خیسه انگار/ از توی قاب عکست، اشک می ریزه روی دیوار) گفت : « در مصراع دوم، کلمه "دیوار" برای رسیدن به قافیه استفاده شده است. در بیت اول شما اشاره کرده اید که به دیوار دست می کشید، دیوار خیس و یخ کرده است. بنابراین " دیوار " در بیت دوم کارکرد خاصی ندارد و تصویر خاصی را به مخاطب منتقل نمی کند. اگر می خواهید در مصراع دوم از کلمه " دیوار " استفاده کنید، در مصراع اول از آن استفاده نکنید» .

دکتر یداللهی با اشاره به مصراع ( دیوار رو مشت کردم، می کوبمش به عکست ) نیز این طور توضیح داد که : « در این مصراع نیز تصویر ویژه ای در ذهن مخاطب شکل نمی گیرد. اگر بگویید " دیوار را به عکست می کوبم " ، آشنایی زدایی انجام داده اید. علاوه بر این که تصویر جدیدی در ذهن مخاطب شکل می گیرد» .

ترانه سرای بعدی که پشت تریبون قرار گرفت، آقای بهاران بود . ترانه او ابتدا توسط دکتر افشین یداللهی مورد نقد قرار گرفت . دکتر یداللهی درباره کار او معتقد بود : « در بیت ( بابا شبا خوابش نمی گیره، این قصه آخر، دردسر می شه/ توی کتابای کلاشنیکوف، یک روز مفقودالاثر می شه ) مفهوم مصراع دوم رسا نیست؛ این مفهوم را نمی رساند که کلاشنیکوف نوع قلمی است که با آن کتاب نوشته اید».

علیرضا سلیمانی نیز در نقد کار آقای بهاران گفت : « در تایید صحبت های دکتر یداللهی به این نکته هم اشاره کنم که استفاده از املا و تلفظ درست کلمه " کلاشنیکوف " به جای تلفظ رایج آن یعنی " کلاشینکوف " ، به نظر مناسب نیست. اینها اشتباهات محاوره ای جا افتاده در زبان است. وقتی شما از تلفظ درست آن استفاده می کنید، مخاطب به جای این که با ترانه ی شما همراه شود، در همان بیت، جا می ماند تا به این نتیجه برسد که " تلفظ " درست این کلمه چیست. به این ترتیب کار شما از دست می رود. به نظرم اگر کلمه ای مدت ها است با تلفظ خاصی در زبان محاوره جا افتاده است، باید از همان تلفظ استفاده کرد».

دکتر افشین یداللهی نیز در ادامه نقد ترانه آقای بهاران به مصراع دیگری اشاره کرد و گفت :« در مصراع ( می گن دلش دریاییه اما، فکرش تو تُنگِ موج زندونه )، انتقال مفهوم یا تصویر بازهم نارسا است. درست است که در این مصراع شما " جمجمه یا سر " را به " تُنگ " تشبیه کرده اید تا نشان دهید " پدر " دچار " موج انفجار" شده است، اما آن چه در ذهن شماست به مخاطب منتقل نمی شود».

دکتر افشین یداللهی در ادامه با اشاره به بیتی دیگر این طور نظر داد که : « در بیت ( انگشتر دستِ چپش انگار تو سالِ شصت و چهارجا مونده/ چشمای بی رنگش باز اَسیرن تو بندِ پوتینی که وامونده ) ، دلیل استفاده از عدد " 64 " چیست ؟ بهتر بود به جای این عدد، مثلا عدد 67 که سال پایان جنگ بود را می آوردید. به این ترتیب استفاده از عدد، مفهوم پیدا می کرد. علاوه براین که استفاده از فعل " واموندن " نیز هر دو مفهوم مد نظر را به مخاطب منتقل می کند. از طرفی " عملیات کربلای 5 " هم در سال 64 نبوده است. بنابراین باید " عدد" مورد استفاده، دلیل یا مفهوم خاصی داشته باشد».

در این بخش کارهای آقای موگویی، آقای لطافت و آقای گودرزی نیز توسط علیرضا سلیمانی و مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت .

  • تصاویر عینی بهتر از ذهنی

ترانه آقای رحمت اللهی نیز ابتدا توسط مهدی ایوبی و سپس منصوره لمسو مورد نقد قرار گرفت . منصوره لمسو درباره استفاده از تصاویر، این طور نظر داد که : « ابتدا به این نکته اشاره کنم که " نقد کردن " کاری که مکتوب نیست، به نظر دادن نزدیک تر است تا نقد. با همین یک بار شنیدن کار شما این چند نکته به نظرم رسید. نخست اینکه " توالی تصاویر " در کار شما بسیار زیاد بود؛ به قدری که تصویری در ذهن من باقی نمانده است. دوم اینکه " تتابع اضافات " در کار شما فراوان بود؛ این مساله باعث دور شده ذهن مخاطب از فضای کار می شود. مثل " آرامشِ لَختِ موهای تو " . از طرفی این نوع ترکیب ها ، به شدت " ذهنی " است و استفاده از این تصاویر کاملا ذهنی در ترانه ، نمی تواند تصویر را به سرعت در ذهن مخاطب تداعی کند . این نیز باعث می شود تا مخاطب کمی از کار فاصله بگیرد ».

پس از آقای رحمت اللهی، کار آقای میرشاه ولد و مریم قویدل توسط منصوره لمسو و حمید رضا صمدی مورد نقد قرار گرفت .

حمید رضا صمدی در نقد کار مریم قویدل گفت : « قافیه های شما ساده اما زیبا است. به طور مثال در بیت ( همیشه با همین تاثیرِ کوتاه، تو رو به دلخوشی نزدیک کردم / تو باور کردی با من عشقِ پاکو، با تو یادم نبود دنیای درد و)

مفهوم خوب بوده و با مخاطب ارتباط برقرار می کند. اما معتقدم اگر قرار است کار شما اجرایی شود، بهتر است به کارتان " ترجیع بند " اضافه کنید تا مخاطب بعد از یک استراحت کوتاه،ادامه ترانه شما را دنبال کند» .

صمدی ادامه داد : « تصاویر کارتان" عینی " است. از طرفی مخاطب با کار شما " همذات پنداری" می کند؛ نکته ای که به نظرم برای ترانه، بسیار مهم است. اما تصور می کنم که با اضافه کردن ترجیع بند، کار بهتر می شود».

  • صفات باید گویا باشد

امیرعلی سلیمانی پس از خواندن یک غزل و یک ترانه ابتدا توسط دکتر افشین یداللهی مورد نقد قرار گرفت. دکتر یداللهی با اشاره به بیت( فرقی نداره ماه پایین شهر و بالا شهر/ چشمان تو از شوش تا دربند، شیرینند) گفت :« شاید در این بیت خواسته اید کار غیرمنتظره ای انجام دهید. در نگاه اول و در لایه اولیه کار شاید این مساله، جلب نظر کند؛ اما تعبیر " شیرین بودن " برای " چشم " خوب نیست ».

منصوره لمسو نیز با اشاره به استفاده از کلمه " ماه " گفت :« در تایید صحبت های دکتر یداللهی ، این نکته را نیز اضافه کنم که " ماه " ارتباطی با " شیرین بودن " چشم ندارد. شاید اگر از ترکیب " قرص ماه " استفاده می کردید، کلمه " قرص " می توانست ارتباطی با " شیرینی و تلخی " داشته باشد».

دکتر افشین یداللهی سپس با اشاره به بیتی دیگر از کار گفت : « در بیت ( دوریم، می گردیم، می چرخیم، می خندیم/ دیوانه ها وقتی که می خندند، شیرینند) ، صفت های استفاده شده درمصراع اول برای نشان دادن " جنون و دیوانگی ای " که مد نظر شماست، مناسب نیست. از صفت های دیگری می توانید برای نشان دادن " جنون " استفاده کنید» .

کارهای خانم اشکبوس، زهرا زواری، خانم یوسفی نیز توسط مونا برزویی، حمیدرضا صمدی، مهدی ایوبی و منصوره لمسو مورد نقد و بررسی قرار گرفت .

  • واژه سازی ؛ تیغ دو دَم

اگر تا به حال پیگیر گزارش های خانه ترانه بوده باشید، می دانید که در برخی جلسه ها، علاوه بر ترانه خوانی و نقد ترانه، آثار کلاسیک،سپید و آزاد نیز مورد نقد و بررسی قرار می گیرند. در این بخش نیزغزل آقای فریدزاده توسط منصوره لمسو مورد نقد و بررسی قرار گرفت .

منصوره لمسو ضمن برشمردن ویژگی های غزل فریدزاده به چند نکته اشاره کرد و گفت : « دفعات اولی که غزل های آقای فریدزاده را می شنیدم ، منتظر شنیدن شاه بیت درکارهای او بودم.اما به تدریج به این نتیجه رسیدم که با یک "غزلسرای راوی " روبرو هستم. غزل او اوج و فرود دارد اما شاه بیت ندارد؛ ضمن این که پایان بندی کار نیز ضربه لازم را دارد».

او ادامه داد : « یکی از نقاط قوت شما " واژه سازی" است. این کار به شناسنامه کاری شما تبدیل شده است. اما به نظرم این مساله " تیغ دو دَم " است. باید مراقب باشید به تکرار نیفتید» .

  • دوباره ترانه

پس از نقد غزل، کارهای آقای قنبری، علی ایلیا، مونا برزویی و احسان رشیدی توسط حمیدرضا صمدی، مهدی ایوبی،

علیرضا سلیمانی و دکتر افشین یداللهی مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

سیس نیما کوکلانی پشت تریبون قرار گرفت و کار او توسط علی توده فلاح مورد نقد قرار گرفت. توده فلاح با اشاره به بیت ( تبریک می گم رفتنت رو، گرچه دایم حواسم پَرت می شه از بلندی / من پنجره های دلم رو گِل گرفتم، خوبه تو هم پشتِ سَرت در رو ببندی ) گفت : « چینش کلمات در کار خوب است. این از یک سو نشان دهنده تسلط ترانه سرا به کار است . اما از سوی دیگر به حس کار ضربه می زند؛ چرا که ترانه سرا به جای توجه به حس، روی چینش کلمه ها متمرکز می شود. اما باید بین این دو ویژگی ، تعادل برقرار کرد».

  • بدون اجازه من

پس از ترانه خوانی نیما کوکلانی، دکتر افشین یداللهی به مساله ای که برای یکی از دوستان خانه ترانه اتفاق افتاده است ، اشاره کرد و گفت : « یکی از ترانه های تکمیل نشده و نهایی نشده حسین غیاثی ، بدون اجازه او توسط فریدون آسرایی اجرا شده است. غیاثی خواسته این مساله در خانه ترانه مطرح شود تا همه دوستان از اتفاق پیش آمده آگاه شوند ».

دکتر افشین یداللهی ادامه داد : « این موضوع مطرح شد تا اگر فریدن آسرایی نیز دراین باره صحبتی دارد، بیان کند».

  • ترانه خوانی بدون نقد

مانند هر بار، به علت زیاد بودن اسامی دوستان، بخش پایانی جلسه خانه ترانه، به شنیدن ترانه ها ، بدون نقد اختصاص دارد.

در این بخش کارهای حنانه حقیقت، یاسر قنبرلو، علیرضا سلیمانی، آقای بامداد، سیروس ذکایی، فروغ تاری وردی( یک کار سپید ) ، پرسا مقدس، خانم بهارکوش و علی توده فلاح بدون نقد شنیده شد.

  • سیزدهم بهمن، برنامه ویژه خانه ترانه

دکتر افشین یداللهی جلسه این هفته را با اعلام این خبر پایان داد که : « پنج شنبه 13 بهمن، بخشی از برنامه خانه ترانه، به نقد آلبوم " تصمیم " اختصاص خواهد داشت. تعدادی از دوستان، نقدهایی بر این آلبوم نوشته اند که در آن روز این نقد و نظرها را خواهیم شنید».


 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 14:19  توسط گروه نویسندگان  | 
جلسه هفته گذشته ی خانه ترانه ، پنج شنبه 22 دی ماه 90، با مدیریت و اجرای دکتر افشین یداللهی در فرهنگسرای ارسباران با یک تفاوت نسبت به هفته های گذشته و یک اتفاق خوب، برگزار شد. این هفته به دلیل آن که از هفته قبل اسامی تعدادی از دوستان برای ترانه خوانی باقی مانده بود، بخش نقد ترانه یکی از پیشکسوت ها برگزار نشد و جلسه با ترانه خوانی حضار آغاز شد. درباره اتفاق خوب جلسه هفته گذشته نیز به موقع خواهم نوشت .

•آغاز با ترانه
همان طور که اشاره کردم، هفته ی گذشته برنامه با ترانه خوانی دوستان خانه ترانه آغاز شد. نخستین فردی که پشت تریبون قرار گرفت، خانم مشیری بود. ترانه او توسط آقای صادقی مورد نقد قرار گرفت.
پس از او مسعود ایمانی پشت تریبون قرار گرفت و ترانه او توسط مهدی ایوبی و صابر قدیمی، نقد شد. مهدی ایوبی درباره ترانه ی ایمانی معتقد بود : « این نقد تنها متوجه کار شما نیست؛ نکته ای است باید درباره ترانه های اصطلاحا " احساسی "مد نظر قرار گیرد. در این ترانه ها ، کار ترانه سرا سخت است .به این دلیل که باید در بیان و انتقال احساس، زیرکانه عمل کندتا ضمن حفظ فضای احساسی کار، ترانه از درست نرفته و ترانه سرا بتواند مخاطب را تا پایان کار، با خود همراه کند. برای این منظور پرداخت دقیق به موضوع و در مرحله بعد نحوه خوانش ترانه سرا، بسیار مهم است » .
صابر قدیمی نیز درباره کار مسعود ایمانی این طور نظر داد و گفت : « ترانه باید یا روی وزن "هجایی " باشد یا " عروضی " ؛مگر این که ترانه روی ملودی نوشته شده و یا در بخش ترجیع بند نیاز به تغییر وزن، باز هم به ضرورت ملودی باشد. در غیر این صورت تغییر دائمی وزن از هجایی به عروضی و به عکس، به کار لطمه می زند. » او ادامه داد : « اگر از کلمه های خاصی در کار استفاده می کنید که در وزن عروضی به خوبی نمی نشینند، بهتر است وزن هجایی را انتخاب کنید و روی همان وزن همه کارتان را بنویسید » .
ترانه ی علی پناهی نیز توسط صابر قدیمی، آقای صادقی، مهدی ایوبی و علیرضا سلیمانی مورد نقد قرار گرفت. پس از او نوبت به خانم نوروزی رسید. علیرضا سلیمانی در نقد کار خانم نوروزی با اشاره به دو عنصر مهم برای افزایش تاثیر ترانه بر مخاطب این طور توضیح داد و گفت : « یکی از نکاتی که می تواند تاثیر ترانه بر مخاطب را افزایش دهد، نوع خوانش ترانه سرا است. بهتر است برای این منظور، صدای مان را ضبط کنیم و چند بار آن را گوش کنیم تا ایرادهای خوانش مان را تصحیح کنیم .این مساله یکی از توصیه های " نیلوفر لاری پور" به همه بچه های ترانه سرا است. به این ترتیب ترانه سرا به خوانش مسلط شده و می تواند روی مخاطب تاثیر بگذارد. علاوه بر این که باز هم تاکید می کنم که باید به دلالت ها در ترانه توجه کرد؛ هر چند به نظرم در کار شما این نکته تا حد زیادی رعایت شده بود » .
مهدی ایوبی نیز در نقد کار خانم نوروزی گفت : « دلالت های خوبی در کار شما بود، ضمن این که در برخی بیت ها قافیه های خوبی داشتید. ( حالا زمونه از تموم لحظه هام واسه خودش یه عالمه تصویر داره / تلخه ، ولی این اشتباه تا آخر عمر، روی نگاه آدما تاثیر داره ) »
ترانه میثم بهاران و حسین ماهکار نیز توسط عمران میری، صابر قدیمی و مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت .

•کار، نشد ندارد !
ترانه احسان رشیدی ابتدا توسط دکتر افشین یداللهی مورد نقد قرار گرفت . دکتر افشین یداللهی ابتدا از احسان رشیدی خواست تا یکی از بیت های کار را دوباره بخواند ( دنیای خود را پُر کنی از لیبی، از نفرت، معشوقه ات هم دختر قذافی اش باشد / دنیای خالی از همه ، از عشق، از احساس، دنیای پوچی که فقط غم کافی اش باشد ) و سپس درباره این بیت گفت : « این بیت، بیت خوبی است. کلمات نیز به خوبی چیده شده و مفهومش هم خوب است. اما کلمه " غم " مناسب نیست. بنابراین بهتر است این کلمه را تغییر دهید. »
احسان رشیدی درباره نقد دکتر افشین یداللهی گفت : « گاهی نمی شود بعضی کلمه ها را جایگزین کرد. فکر نمی کنم بتوانم این کلمه را تغییر بدهم ».
دکتر افشین یداللهی اما معتنقد بود : « با نظرتان موافق نیستم. وقتی کلمات بیتی به خوبی چیده شده است، امکان ندارد شاعر نتواند " یک کلمه " را تغییر دهد. علاوه بر این که شما در این بیت می توانید ترکیب " فقط غم " را تغییر دهید. بنابراین دست تان برای تغییر بازتر است. این که می گویید ، " نمی شود " ، امکان ندارد؛ می شود. »
علیرضا سلیمانی نیز در ادامه ی صحبت های دکتر افشین یداللهی گفت : « تفاوت شاعر با افراد عادی در این است که بتواند کلمه مناسب تر و بهتر را یافته و از آن استفاده کند» .
ترانه پیام پولاد نیز توسط امیر توده فلاح و دکتر افشین یداللهی مورد نقد قرار گرفت .

•تبریک همراه با تشکر
در ابتدای گزارش اشاره کردم که این جلسه با یک تغییر و یک اتفاق خوب همراه بود و همین باعث شد تا جلسه هفته ی گذشته ی خانه ترانه، به یادماندنی شود. درباره تغییر صحبت کردم، اما اتفاق خوب .
این اتفاق خوب، برنامه دوستان خانه ترانه برای تبریک " سال روز تولد " دکتر افشین یداللهی بود. این برنامه که توسط برخی از دوستان خانه ترانه برنامه ریزی شده بود، حدود ساعت 4 بعدازظهر با حضور " حمیدرضا صمدی " پشت تریبون و تقدیم یک سبد گل به دکتر افشین یداللهی آغاز شد . صمدی صحبت هایش را با تشکر از زحمت های 10 ساله دکتر افشین یداللهی در خانه ترانه آغاز کرد و گفت : « سال 80 خانه ترانه توسط دکتر افشین یداللهی و برخی دیگر از ترانه سرایان بنیانگذاری شد. برخی از آن دوستان هنوز هم همراه خانه ترانه هستند و برخی دیگر نه. اما معتقدم حضور همه ترانه سرایان در یک جمع واحد، ثمربخش تر خواهد بود. انرژی مثبتی که از این طریق به تک تک ما منتقل می شود، نتیجه بهتری را به دنبال خواهد داشت» .
او ادامه داد : « به طور خاص، از دکتر افشین یداللهی تشکر می کنم؛ به خاطر پشتکار و زحمت که این سال ها برای حفظ و پربارتر شدن " خانه ترانه " کشیده است. گاهی برخی از ما به طرفداری صرف از دکتر یداللهی متهم شده ایم. اما این طور نیست . هر زمان که نکته ای به نظر ما رسیده است، در نشستی که با دکتر یداللهی داشته ایم، به او گفته ایم . دکتر نیز همیشه با سعه صدر نقد و نظرهای ما را شنیده و تغییرات لازم را در روند جلسه اعمال کرده است. من به شخصه در این سال ها همیشه از دکتر یداللهی انرژی مثبت گرفته ام . تولد دکتر افشین یداللهی ، بهانه ای شد تا همه ما فرصتی برای تشکر از دکتر یداللهی پیدا کنیم».
دکتر افشین یداللهی نیز با تشکر از دوستان صحبت هایش را این طور آغاز کرد: « برای من هم فرصتی پیش آمد تا از همه دوستان همراه تشکر کنم. آن چه که می توان به آن افتخار کرد، تنها کارنامه کاری و تلاش های هر فرد در طول عمر کاری اش نیست. کارنامه ای که خودِ شخص بیش از هر فرد دیگری از آن لذت برده است. شاید بزرگ ترین دستاورد هر کس در زندگی ، حس مثبتی است که از دوستانش می گیرد. خوش شانس بوده ام که خیلی از افرادی که دوست شان دارم، آنها هم به من لطف و محبت دارند. من هم مثل شما دوست دارم همه دوستان را دوباره در خانه ترانه ببینم » .
دکتر یداللهی ادامه داد : « معمولا من درباره مسایل مربوط به خانه ترانه، به تنهایی تصمیم گیری نمی کنم و با دوستان مشورت می کنم. هر زمان هم که دوستان نظری داشته باشند، نظرشان را می شنوم و اگر پیشنهاد قابل اجرایی ارایه کنند، از آن استقبال می کنم. الان هم اگر دوستان موافق باشند، از افرادی که مدت ها است در جلسه حضور نداشته اند ،دعوت می کنم تا دوباره در خانه ترانه حضور پیدا کنند» .
دکتر یداللهی درباره فراز و نشیب هایی که خانه ترانه در این سال ها با آن روبرو بوده اما توانسته به راهش ادامه دهد گفت : « طی یک سال و نیم اخیر، خانه ترانه شاید سخت ترین دوره خود را گذرانده است. اتفاقاتی پیش آمد که بسیاری اصلا از آن مطلع نشدند، اما خانه ترانه با کمک دوستان همراه ، باز هم توانست به راهش ادامه دهد ».
حمیدرضا صمدی در ادامه صحبت های دکتر یداللهی گفت : « منظور من این نبود که شما از فرد یا افراد خاصی دعوت کنید تا به خانه ترانه بازگردند، بلکه منظورم این بود که بگویم " خانه ترانه " ، " متعلق به همه اهالی ترانه " است و هرکس دوست داشته باشد،می تواند در این جمع حضور پیدا کند ».
علیرضا سلیمانی نیز درباره تلاش های دکتر افشین یداللهی در این سال ها گفت : « من از سال 81 به طور مستمر در جلسه ها حضور داشته ام. همه ما از یک نظر شبیه هم هستیم؛ چرا که از یک نظر راه زندگی مان شبیه به هم است.همه ما ترانه سرا هستیم. بنابراین می توانیم از نظر فکری ، روحی و...به یکدیگر کمک کنیم» .
او ادامه داد : « گاهی بعضی فراموش می کنند از خانه ترانه شروع کرده اند و به تدریج با نقد افراد پیشکسوت کارشان بهتر و بهتر شد و حالا به چهره های عرصه ترانه سرایی تبدیل شده اند. اما برخی گذشته شان را فراموش کرده اند. من به شخصه موافق نیستم شما از کسی برای حضور در جلسه دعوت کنید. به نظرم هر شخص باید خودش به این نتیجه برسد که همه ما " در یک سطح " هستیم ؛ حق نظر دادن داریم. اگر کسی به این نتیجه رسید، می تواند دوباره در جلسه های خانه ترانه حضور پیدا کند» .
سلیمانی در پایان گفت : « شما همیشه پایِ این جمع ایستاده اید. حضور در خانه ترانه هیچ سودی برای شما ندارد ، جز این که پنج شنبه ها وقت تان را صرف برگزاری این جلسه می کنید » .

دکتر افشین یداللهی با اشاره به این که خانه ترانه هیچ محدودیتی برای ورود دوستان خانه ترانه ندارد گفت : « ورود برای همه آزاد است. هر فردی که بیشتر بتواند به جلسه و پیشرفت آن کمک کند، آمدنش برای همه ما ،مایه خوشحالی است».

پس از علیرضا سلیمانی نوبت به مهدی ایوبی رسید . او نیز با خواندن بیتی، تولد دکتر افشین یداللهی و ایرج جنتی عطایی را تبریک گفته و در ادامه گفت : « از همه تلاش ها و حمایت های شما متشکرم.برخی دوستان ابتدا شما را با آلبوم های تان شناختند و بعد از مدت کوتاهی با شما صمیمی شدند؛ولی مورد بی مهری همان ها قرار گرفتید. اما با وجود همه مشکلات و بی مهری ها، دوستان را تنها نگذاشتید. امیدوارم سالیان سال، جلسه های خانه ترانه با حضور شما برگزار شود. »
دکتر افشین یداللهی نیز در پایان گفت : « اگر دلگیری بوده، همیشه زود برطرف شده است چون دوستان کینه ای از هم به دل ندارند. من هم هیچ منتی برای برگزاری جلسه بر سر هیچ یک از دوستان ندارم. اگر می آیم، به خاطر علاقه ام به همه شما،ترانه و جلسه می آیم. از همه شما هم به خاطر همه آن چه در این سال ها از شما یاد گرفته ام، ممنونم».
پایان بخش این بخش نیز ترانه خوانی حمیدرضا صمدی بود .

•پس از جشن
بعد از برگزاری این بخش ویژه ، آقای عرب جهوانی پشت تریبون قرار گرفت و " رباعی های " او توسط عمران میری و مهدی ایوبی مورد نقد قرار گرفت .
وحید پورزارع نفر بعدی ای بود که پشت تریبون قرار گرفت. کار او توسط آقای صادقی مورد نقد قرار گرفت . صادقی درباره کار پور زارع گفت : « هر چند لازم است یک بار دیگر کار را شنیده یا آن را روی برگه بخوانم، اما با همین یک بار شنیدن، به نظرم می آید کار شما دچار " دوگانگی زبان " است . بخشی از کار محاوره و بخشی دیگر به زبان کتابت است. به نظرم آمد این تغییر زبان، کارکرد ذهنی ای دارد، اما وقتی کار را تا انتها شنیدم، متوجه شدم این طور نیست» .
صادقی ادامه داد : « کار از نظر قوت نیز یکدست نبود. کار به لحاظ کیفیت نوسان داشت .برخی از نقاط کار قوی و بخشی دیگر ضعیف بود» .
پورزارع نیز در پاسخ به نقد صادقی گفت : « خاصیت زبان در کار آزاد، به ویژه اگر " تو " در کار باشد، همین است . زبان در نقاطی از کار باید صمیمی باشد تا با مخاطب صحبت کند . اگر زبان می شکند و محاوره می شود، برای این است که صمیمی باشد. شاعر باید باهوش باشد تا زبان به سمت بافتاری خارج از چارچوب زبان نرود ».
صادقی اما در جواب گفت : « به این ترتیبی که توضیح می دهید، لازم است ، " راوی " از " شاعر " جدا شود و روای دیگری اتفاقات را نقل قول کند» .
پورزارع نیز در پاسخ گفت : « روشی که به آن اشاره می کنید، متعلق به دهه 70 است. متعلق به حالا نیست» >
صادقی نیز در پاسخ گفت : « پُلی فونیک بودن برای زمانی است که " راوی " تغییر می کند. اما در کار شما ، " راوی " ثابت است؛ اما کار چند صدایی یا پُلی فونیک است ».
مونا برزویی پس از قرار گرفتن پشت تریبون ، ابتدا درباره آلبوم " تصمیم " کار جدید " علی لهراسبی " توضیح کوتاهی داد و گفت : « در این آلبوم من با دو ترانه حضور دارم؛ ترانه های " راهرو " و " جاده شمالی " .من از اجرای این دو کار اصلا راضی نیستم. اگر دکتر یداللهی موافق باشند، با توجه به این که دوستان خانه ترانه در این آلبوم حضور دارند، برنامه نقد این آلبوم را برگزار کرده و به طور کامل درباره ترانه ها، ملودی و تنظیم کارها صحبت کنیم » .
پس از این که مونا برزویی ترانه " راهرو " را خواند، دوستان نقد و نظرهای متفاوتی درباره این کار و به طور کلی آلبوم ارایه کردند.


•در پایان، بدون نقد
در این بخش ابتدا دکتر افشین یداللهی یکی از کارهایش را خواند .
سپس کارهای آقای روستایی، آقای شاکرانه ، آقای فیروزی و خانم تفرشی ( هر سه نفر از کانون ادبیات تهران جنوب ) ، زهرا زواری ( با یک ترانه در ژانر کودک ) ، آقای حقیقی، عمران میری، الهام صداقتی ،صابر قدیمی ( با یک کار طنز ) ، امیر توده فلاح ، هما سعادت ( با یک کار مناسبتی به مناسبت اربعین ) و نازنین شاطری پور، بدون نقد شنیده شد.

 

گزارشی از جلسه در خبر گزاری اوج نیوز:

http://www.owjnews.ir/component/k2/item/19045-جلسه-خانه-ترانه-اندک-اندک-جمع-یاران-میرسد.html

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 17:5  توسط گروه نویسندگان  | 
 
  بالا